تبليغاتX
یاران ناب
کلید قطع اینترنت جهان در دستان چه کسی قرار دارد؟ + فیلم

پس از حوادث یازده سپتامبر، دولت آمریکا به بهانه مبارزه با تهدیدات تروریستی فرا رو، قانونی تحت عنون قانون میهن دوستی آمریکا را به تصویب رساند تا کنترل‌های امنیتی خود را افزایش دهد.این لایحه بدعتی امنیتی در تاریخ آمریکا و در تاریخ روابط بین الملل بود که طی مدت زمانی اندک لایحه‌ای با حجم بیش از دویست صفحه را به تصویب رساندند. این لایحه مقررات سخت‌تری را برای مهاجرت، اقامت و تابعیت مهاجران غیر‌آمریکایی وضع می‌کند و امکان هرگونه اقدام پیشگیرانه در داخل آمریکا را به بهانه تأمین امنیت، به قوه مجریه می‌دهد.

نمودار وضعیت اینترنتی مصر در روز 27 ژانویه. حدوداً از ساعت 22:30 کل اینترنت این کشور توسط دولت قطع شد


* فضای سایبر؛ دارایی ملی آمریکا

ده سال پس از این حادثه، دولت آمریکا بار دیگر اقدامی مشابه را این بار در فضای سایبر در دست انجام دارد. پس از تحولات مصر و اقدام دولت سرنگون شده این کشور در قطع اینترنت برای جلوگیری از سازماندهی معترضان، دولت آمریکا نیز به این فکر افتاد تا امکان اقدامی مشابه را در سطح جهانی برای خود فراهم کند. بر این اساس سناتور جو لیبرمن، سوزان کالینز و تام کارپر لایحه‌ای 200 صفحه‌ای را با عنوان لایحه امنیت سایبری تقدیم کنگره کردند. عنوان دقیق این لایحه، "قانون حمایت از فضای سایبری به عنوان دارایی ملی" است که تشکیل دفتر سیاست‌گذاری فضای سایبر در دفتر ریاست جمهوری و "مرکز ملی امنیت سایبری و ارتباطات" در سازمان امنیت ملی آمریکا یکی از بندهای این لایحه است. وظیفه این بخش، کنترل تمام ورودی‌ها و خروجی‌های درگاه اینترنت از طریق شرکت‌های سرویس دهنده اینترنت است.

بر اساس دو قانون ياد شده، دولت باراک اوباما نيز همچنان اقدام نظامي عليه كشورهاي ديگر يا عليه گروه هاي مخالف غيردولتي (يا تروريستي) در مناطق مختلف جهان را، آنچنان كه دولت بوش مورد پذيرش و عمل قرار داده بود، دنبال مي كند و در اين رابطه، نه تنها خود را نيازمند تصويب قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحد و اقدام ها و بررسي هاي بين المللي نمي‌داند، بلكه دفاع پيشگيرانه و نيز حمله «پيش دستانه» را نيز حق خود مي داند، امري كه در تناقض آشكار با منشور ملل متحد است كه بر اساس آن، هيچ كشوري اجازه ندارد جز در حالت دفاع مشروع، دست به اقدام يك جانبه نظامي بزند.


سوزان کالینز٬ جو لیبرمن و تام کارپر سه سناتوری که لایحه" قانون حمایت از فضای سایبری به عنوان دارایی ملی" را تقدیم کنگره کردند.



* Kill Switch ؛ مهمترین بخش لایحه امنیت سایبری

یکی از مهمترین بخش‌های لایحه امنیت سایبری که جنجال بسیاری نیز بدنبال داشته، کلید قطع اینترنت یاInternet Kill Switch است. براساس این بند از لایحه، درصورت تصویب، رئیس جمهور آمریکا می‌تواند در شرایط اضطراری مانند حملات سایبری به تأسیسات و زیرساخت‌ها، بخشی از ورودی‌های شبکه جهانی اینترنت به آمریکا را مسدود کند و به طور کلی با ابلاغ به سرویس دهنده‌های عمده اینترنت جهان  یاهو، گوگل و ... -، سرویس دهی آن‌ها را متوقف نماید. این قسمت از لایحه از نظر فنی و سیاسی بیشترین بحث‌ها را تا کنون در پی داشته است. کارکرد kill switch بدین صورت است که در مقیاس کوچک، در صورت وجود احتمال حمله سایبری، دولت آمریکا ارتباط یک زیرساخت  مانند نیروگاه- با شبکه جهانی را بطور کامل قطع خواهد کرد. و یا تمامی ورودی ها و خروجی‌های آن را بطور کامل رصد کرده و کنترل می‌نماید. این بخش از این قانون انتقادات فراوانی را برانگیخته، چرا که منتقدین و کارشناسان فضای سایبر این اقدام آمریکا را مصادره کنترل اینترنت دانسته و این قانون اینترنت جهانی را دارایی ملی ایالات متحده فرض می‌کند.

مصاحبه لیبرمن با شبکه سی ان ان درباره لایحه امنیت سایبری- وی در این مصاحبه عنوان می کند که طرح قطع اینترنت برای مواقع اضطراری و تهدیدات سایبری طراحی شده و قرار نیست هر روز اینترنت قطع شود. وی به توانایی چین در کنترل اینترنت اشاره می کند و تصریح می کند که آمریکا نیز باید این توانایی را داشته باشد.




برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید

* علم کردن چین هراسی ؛ احتمال طراحی یازده سپتامبر سایبری

سناتور لیبرمن از تدوین کنندگان این لایحه، اینترنت را برای کاربران آن مکانی خطرناک توصیف می‌کند که دشمنان می‌توانند با استفاده از خطوط الکترونیک تهدیدات امنیتی فراوانی را متوجه امنیت کشور کنند. یکی از دستاویزهای اصلی تهیه کنندگان این لایحه، حملات سایبری کاربران چینی است. براساس این ادعا روزانه میلیون‌ها حمله سایبری علیه آمریکا صورت می‌گیرد که 98 درصد آن‌ها از چین سازماندهی می‌شود و برای مقابله با این حملات باید امنیت را به فضای سایبر بازگرداند. لیبرمن در این خصوص به سی‌ان‌ان می‌گوید: "رئیس جمهور و دولت هیچ‌گاه اینترنت را تسخیر نخواهند کرد." لیبرمن در مورد اینکه آیا طرح او و کالینز با آزادی‌های مدنی مغایرتی ندارد، اظهار داشت: "یک حمله سایبری به آمریکا می‌تواند هم‌چون یک حمله نظامی ،یا حتی فراتر از آن، به بانک‌ها، ارتباطات، اقتصاد و حمل و نقل ما آسیب برساند." 
وی برای توجیه این قانون، به اختیاراتی که دولت چین در زمینه اینترنت دارد، اشاره کرده و اظهار می‌دارد: "دولت چین می‌تواند در وضعیت جنگی بخش‌هایی از اینترنت خود را قطع کند، ما نیز می‌خواهیم چنین امکانی را در اینجا داشته باشیم." 

به گفته وی، اختیار رئیس جمهور آمریکا در استفاده از این طرح محدود به زمان‌هایی شده که امنیت سایبری تهدید می‌گردد و چنین اختیاری بر اساس قانون اعطا شده است.

براساس اطلاعات موجود، 40 درصد از شبکه اینترنت چین که عمدتا ارتباط زیرساخت‌های حیاتی این کشور را تأمین می‌کند، اینترنت ملی بوده و امکان حمله به آن از خارج از کشور وجود ندارد و در صورت بروز تهدیدات سایبری، زیرساخت‌های این کشور از حملات احتمالی مصون خواهد بود.

با توجه به افزایش مطرح شدن تهدید چین به عنوان پایگاه حملات سایبری به آمریکا، و با وجود پیشینه حملات یازده سپتامبر و آغاز جنگ‌افروزی آمریکا برای برقراری نظم نوین جهانی، این احتمال که حملات سایبری پردامنه علیه زیرساخت‌های آمریکا طراحی و اجرا شود دور از ذهن نیست. با وجود تاکید بسیار مقامات پنتاگون بر آسیب‌پذیر بودن شبکه برق آمریکا و ایجاد هراس از خاموشی سراسری در صورت بروز حملات سایبری، طراحی یازده سپتامبر سایبری از جمله پیش‌بینی‌های سیاستمداران و کارشناسان بوده است.





با این که براساس آخرین خبرها، "کلید قطع اینترنت" از آخرین لایحه امنیت سایبری حذف شده است٬ کاخ سفید ادعا می‌کند که بنا بر قانون 1934 که منجر به شکل‌گیری "کمیسیون ارتباطات فدرال" شد، رئیس جمهور آمریکا همچنان قادر به دخالت در شبکه جهانی اینترنت است. بنا بر این قانون، در صورت بروز "هر گونه شرایط اضطراری یا بحران یا خطری که ملت را تهدید کند"، رئیس جمهور دارای "حق استفاده یا کنترل هر گونه ... پایگاه یا وسیله‌ای" است. با وجود این که جنبه‌های بحث‌برانگیز از این لایحه حذف شد٬ این لایحه همچنان دربرگیرنده مفاد بسیاری است که نشان‌دهنده اعطای قدرت گسترده‌ای به رئیس جمهور به نمایندگی از دولت فدرال است. یکی از مفاد این لایحه، این قدرت را به وزارت امنیت داخلی آمریکا می‌دهد تا از شرکت‌های خصوصی در بخش‌های خاصی ارزیابی احتمال خطر به عمل آورد و آنان را مجبور به پیروی از فرمان‌های گسترده جهت ایمن‌سازی سیستم‌هایشان کند.


* کلید هفت مرحله‌ای قطع اینترنت

به جز Kill Switch، کلید قطع دیگری برای قطع شبکه جهانی وجود دارد که از هفت کلید یا کارت هوشمند تشکیل شده و در دست گروهی هفت نفره از بریتانیا، ایالات متحده، بورکینا فاسو، ترینیداد و توباگو، کانادا، چین و جمهوری چک است. برای فعال کردن این کلید باید پنج عضو از هفت عضو در پایگاهی در آمریکا گرد هم آیند تا کل سیستم را restart کنند. این کلیدها در واقع کارت‌های هوشمندی هستند که هر یک دربرگیرنده بخشی از کلید اصلی DNSSEC (ضمیمه‌های امنیتی سامانه نام دامنه) است. این برنامه امنیتی زیر نظر"شرکت اینترنتی نام‌ها و شماره‌های واگذارشده" یا به اختصار "آیکان" (ICANN) اداره می‌شود. این شرکت یک گروه نظارتی است که به یک سیستم امنیتی دسترسی دارند٬ سیستمی که جهت محافظت از کاربران در برابر کلاهبرداری‌ها و حملات سایبری طراحی شده است. 

نمونه ای از کارت‌های هوشمند قطع اینترنت جهان

* بدعت جدید در روابط بین الملل: پاسخ نظامی آمریکا به تهدیدات سایبری

یکی دیگر از اقدامات آمریکا در راهبرد "استراتژي بين المللي براي فضاي سايبر" پاسخ به حملات سایبری است. بر اساس این راهبرد، مسئولیت حفظ امنیت سایبری و شبکه‌های دولتی به پنتاگون واگذار شده است. طبق این دستورالعمل که باراک اوباما آن را امضا و ابلاغ کرده است، هرگونه اقدام تخریبی علیه سامانه‌ها و شبکه‌های نهادهای این کشور از سوی هر کشور یا گروه غیر دولتی، اقدام جنگی محسوب شده و نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با حمله نظامی به کشور مبدأ حملات و یا محل اقامت گروه حمله کننده، پاسخ دهد. اينكه بر مبناي اين راهبرد، چه چيز را مي توان يك حمله ي سايبري ناميد؟ در چه زماني پاسخ نظامي مناسب خواهد بود؟ قواعد درگير شدن و ورود به چنين جنگي كدام است؟ همگی از سوالاتی است که این قانون با خود به همراه داشته و محل اختلاف کارشناسان و دست اندرکاران تهیه این لایحه بوده است. نگاهی اجمالی به تعریف حمله سایبری می‌تواند در پاسخ به این پرسش‌ها راه گشا باشد.


* حمله سایبری

سايبر يا فضاي سايبري (cyberspace) «مجموعه‌اي از تمامي شبكه‌هاي ارتباطي رايانه‌اي» است كه از ميان آن ها، «اينترنت» بزرگ ترين شبكه محسوب مي شود . بنابراين، سايبر يا فضاي سايبري، اينترنت و ديگر سامانه هاي رايانه اي، ارتباطي و مخابراتي را در برمی‌گیرد. به همين ترتيب، حمله سايبري (cyber attack) يا (cyber warfare) در معناي عام و كلي خود، حمله به شبكه هاي رايانه اي، ارتباطي و مخابراتي با هدف تخريب و/ يا سرقت داده ها و اطلاعات معنا مي شوددر حملات سايبري، تماميت، صحت و اصالتداده‌ها، معمولاً توسط كدهاي مخرب تغيير داده شده، باعث بروز خطا در داده‌هاي پردازش شده خروجي سامانه مي‌گردند. بدافزارها (ویروس‌ها) كدهاي مخرب را از طريق اينترنت به رايانه مورد نظر ارسال، و سپس دستورات مورد نظر خود را براي تصاحب يا اِعمال تغيير در محتواهاي موجود در رايانه قرباني و/يا ايجاد اختلال در ديگر رايانه‌هاي مرتبط با رايانه قرباني (شبكه) صادر مي‌كنند. با اين توصيف، راهبرد جديد آمريكا در برخورد با حملات سايبري، عمدتاً ناظر به حملاتي است كه داراي اين ويژگي‌ها باشند. 



فرماندهی امنیت سایبری وزارت دفاع آمریکا


* دستورالعمل‌های وضعیت اضطراری سایبری

در این راهبرد سه دستور العمل عمده برای وضعیت اضطراری سایبری پیش بینی شده است:

  1. دستور العمل زمان صلح: نیروهای آمریکایی اجازه خواهند داشت با ارسال کدهای رایانه‌ای غیرفعال به شبکه‌های کشورهای دیگر، سلامت مسیرهای ارتباطی‌ آن‌ها را مورد آزمایش قرار دهند. همین کدهای غیرفعال در صورت بروز درگیری و حمله سایبری، مسیری را در اختیار فرماندهی عملیات سایبر آمریکا قرار می‌دهد که می‌تواند از طریق آن حملات سایبری علیه کشور مورد نظر را ساماندهی کند. این دستورالعمل کشورهای متحد و دوست آمریکا را مستثنی قرار می‌دهد.
  2. دستورالعمل مقابله به مثل در وضعیت اضطراری: در چنین شرایطی نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با نفوذ به شبکه دشمن، سرورهای آن را در هر جای جهان غیرفعال کرده و مسیرهای حملات سایبری را مسدود نماید.
  3. دستور العمل درباره کشورهای بی‌طرف: حمله کنندگان اغلب برای اینکه ردپایی از خود برجای نگذارند، حملاتشان را از طریق رایانه‌ها و شبکه‌هایی انجام می‌دهند که نقشی در موضوع ندارند و بی تقصیر محسوب می‌شوند. در این دستور العمل، نیروهای آمریکایی در صورت اطلاع از عدم مشارکت و تقصیر کشوری در حمله سایبری علیه آمریکا، برای انجام حمله سایبری علیه گروه حمله کننده، از کشور مذکور کسب اجازه می‌نماید.

البته باید دید در عمل تا چه اندازه این دستورالعمل‌ها رعایت می‌شود و آیا دولت ایالات متحده که در مورد دخالت‌های نظامی در دیگر کشورها هم کسب اجازه نمی‌کند، آیا در مورد دخالت سایبری کسب اجازه خواهد کرد یا خیر؟!


* شبکه برق و بورس آمریکا؛ آسیب‌پذیر در برابر حملات سایبری

ژنرال الکساندر مدیر آژانس امنیت ملی و فرمانده نیروهای سایبری ایالات متحده با اشاره به احتمال حملات اینترنتی هماهنگ، شبکه برق و بورس سهام آمریکا را از نقاط آسیب پذیر این کشور دانست که امکان از کار افتادن آن وجود دارد. وی اظهار داشت که باید این آسیب پذیری‌ها را در نظر داشته باشیم و مشکلات ناشی از آن را پیش‌بینی و برای آن چاره‌اندیشی کنیم.


ژنرال کیث الکساندر فرمانده نیروهای سایبری ایالات متحده که حملات اینترنتی هماهنگ را دور از ذهن نمی‌داند

به نظر می‌رسد محدوده امنیت و تأمین آن، امروزه از مرزهای فیزیکی فراتر رفته به فضای مجازی و سایبر رسیده است. آنچه که در آغاز موج بیداری اسلامی در منطقه نیز رخ داد شاهدی بر این ادعاست که فضای مجازی رابطه‌ای مستقیم با امنیت ملی و بقای حکومت‌ها دارد. دولت‌ها در شرایطی که امنیت ملی خود را در خطر ببینند، تمام راه‌هایی را که امکان خدشه وارد شدن به امنیت از طریق آن وجود دارد، مسدود خواهند کرد. دولت آمریکا نیز از این قائده مستثنی نبوده و حرکتی را که از ده سال پیش برای امنیتی کردن فضای کشور و القای ذهنیت ترس و در معرض حمله بودن به افکار عمومی آمریکا آغاز کرده، با بسط آن به فضای سایبر ادامه می‌دهد. نگرانی‌های موجود از اجرای این طرح به یکجانبه‌گرایی آمریکا و عدم پایبندی این کشور به موازین بین المللی باز می‌گردد. این که آمریکا چه اقدامی را در فضای سایبر مستحق پاسخ نظامی بداند و یا چگونه می‌توان از صحت ادعاهای آن‌ها مبنی بر انجام حملات از کشوری خاص اطمینان حاصل کرد، همگی از نقاط مبهم این قانون است که با توجه به پیشینه سیاه آمریکا، اما و اگرهای بسیاری را بدنبال دارد.

* مخالفان فرضیه Kill Switch

در آن سوی این فرضیه مخالفانی نیز هستند. برخی از مخالفان این فرضیه را ناممکن و برخی دیگر آن را دور از عقل می‌دانند. پل کوشر، مدیر و دانشمند ارشد مرکز پژوهشی رمزنگاری و یکی از مهندسان پروتکل SSl 3.0که در زمینه امنیت سابقه‌ای طولانی دارد، بر این باور است که این فرضیه "از یک سو بی‌معنی و از سوی دیگر غیرعملی و وحشتناک است." او در ادامه می‌گوید که کلید قطع اینترنت "یک سلاح بی‌فایده است... شبکه‌هایی مانند اینترنت در انجام بسیاری از امور نقشی حیاتی دارند. اگر زمانی با یک کلید قطعش کنید منجر به صدمات جبران‌ناپذیری خواهید شد و بعید بدانم اصلاً از این کار منفعتی ببرید.... شاید من زیادی بدگمان هستم، اما برداشت من این است که این فرضیه ریشه در تکنولوژی-هراسی دارد... من به شما قول می‌دهم [اگر چنین امکانی وجود یابد] هر هکر نوجوانی سعی خواهد کرد که سر در آورد چگونه آن را فعال کند." وی در جای دیگری از مصاحبه جلوگیری از حمله سایبری با قطع اینترنت را مانند "تلاش برای جلوگیری از یک انفجار به وسیله یک انفجار به مراتب مهیب تر" می‌داند." "پرسشی که پیش می‌آید این است که آیا اصلاً شرایطی وجود دارد که کسی بخواهد کل اینترنت را قطع کند؟ ... بنا به دلایل فنی و سیاسی، هیچ لایحه‌ای مشابه با یک "کلید قطع اینترنت" هرگز به امضا نخواهد رسید. 


پل کوشر٬ مدیر و دانشمند ارشد مرکز پژوهشی رمزنگاری که فرضیه "کلید قطع اینترنت" را بی‌معنی و غیرعملی می‌داند

ربکا یشکی، عضو بنیاد مرز الکترونیک که هدفش حفاظت از حقوق مصرف‌کنندگان روی اینترنت است، نیز از جمله مخالفانی است که این فرضیه را غیرعملی می‌داند. "عملی بودن یک "کلید قطع اینترنت" قابل تردید است. مصر تنها چهار سرویس دهنده اینترنت ((service provider است، حال آن که در این کشور حدود 4000ISP فعالیت می‌کنند."

پروفسور دیوید اگرت عضو بخش کامپیوتر دانشگاه نیو هون نیز این فرضیه را رد می‌کند. "از منظر عملی، خاموش کردن کل اینترنت امکان‌پذیر نیست." اما در ادامه می‌گوید " می‌توان برخی از شاهراه‌های ترافیک شبکه را بست... می‌توانید بگویید که بسیار خب، دولت می‌خواهد اکثر رایانه‌هایش بر روی یک شبکه را قطع کند... تازه اگر فرض را بر این بگذاریم که همه افراد داخل سیستم همکاری‌های لازم را انجام دهند." 



مبارزه با طرح امنیت سایبری و کلید قطع اینترنت در داخل آمریکا - در این کلیپ تبلیغاتی بخشی از کارکرد کلید قطع اینترنت به تصویر کشیده شده و از مردم می خواهد با آن مقابله کنند

برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید

لزلی فیلیپس، مدیر ارتباطات کمیته امنیت ملی و امور دولتی سنا، بر این باور است که هدف از این لایحه قطع اینترنت نیست و آن‌هایی که نگرانند مبادا دولت حق آن‌ها را برای آزادی بیان نقض کند در اشتباهند. "این لایحه هیچ ارتباطی با قطع اینترنت ندارد... هدف این لایحه شبکه‌ها، دارایی‌ها و حیاتی‌ترین زیرساختارهای ماست... که اگر مورد حمله قرار گیرند تلفات سنگین و خسارات اقتصادی جبران‌ناپذیری در پی خواهد داشت... دفاع ملی، منابع آبی، شبکه‌های برق و خدمات مالی و مخابراتی- این‌ها دارایی‌هایی هستند که این لایحه می‌خواهد از آن‌ها محافظت کند. [4]

روی دیگر این طرح، حکایت از ناامنی فضای کنونی شبکه جهانی دارد که حتی آمریکا که پایه گذار این ارتباطات است، از خطرات آن مصون نیست و همواره نگرانی از حمله سایبری وجود دارد. راه اندازی شبکه‌های به مراتب امن‌تر نظیر اینترانت‌ها، یکی از راه‌کارهای کاهش خطرات اتصال به شبکه جهانی می‌باشد که باید به عنوان جایگزینی برای اینترنت، چه در ابتدا برای مواقع اضطراری و در چشم‌اندازی دورتر جایگزین اینترنت، به فکر طراحی و اجرای آن بود.




منابع  و مآخذ:

http://www.infowars.com/internet-kill-switch-dropped-from-cybersecurity-bill

http://www.reuters.com/article/2012/04/10/cybersecurity-congress-idUSL2E8FADA020120410

 http://thetechjournal.com/internet/a-group-of-seven-people-have-been-made-guardians-of-the-internet.xhtml

www.technologyreview.com/blog/mimssbits/25628

www.morningjournal.com/articles/2011/02/20/news/mj4137534.txt

http://www.wired.com/threatlevel/2011/01/kill-switch-legislation

http://www.redstate.com/neil_stevens/2010/06/28/on-the-obama-cybersecurity-bill


برای مطالعه بیشتر:

1- لایحه امنیت سایبری وزارت دفاع آمریکا

http://www.wired.com/images_blogs/threatlevel/2012/02/CYBER-The-Cybersecurity-Act-of-2012-final.pdf

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعــت7:26 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
تصاویر/ مادرانی که تاریخ ساختند
به مناسبت میلاد مبارک حضرت صدیقه طاهره (صلوات الله علیها) یاد می کنیم از مادرانی که جای پاهایشان بر سر پیچ تاریخ ، باقی ماند و بسیاری از آنان ، امروز بر سر سفره بانوی دو عالم میهمانند.


حضرت روح الله (سلام الله علیه) در در اوصاف مادران شهدا در طول سال های دفاع مقدس چنین فرمودند: « ملتي که خواهران و مادران دليرش، افتخار به مرگ جوانان برومندش مي کند که در صف شهدا هستند، پيروز است.» و در جایی دیگر فرمودند: «رحمت خداوند بر مادراني كه جوانان نيرومند خود را به ميدان دفاع ازحق فرستاده، و به شهادت ارجمند آنان افتخار مي كنند.» 
به مناسبت روز میلاد مبارک حضرت صدیقه ی طاهره (صلوات الله علیها) یاد می کنیم از مادرانی که جای پاهایشان بر سر پیچ تاریخ ، باقی ماند و بسیاری از آنان ، امروز بر سر سفره ی بانوی دو عالم ، میهمانند. 

روحمان با یادشان شاد


اصفهان -1365





تهران - 1365


تهران - دی 1362


تهران - 1366


بندر عباس - تابستان1362




تهران- دی ماه 1362






تهران - مقابل مجلس شورای اسلامی - 1365


روبروی مجلس شورای اسلامی - 1364


زمستان1362 - تهران - خیابان 16 آدر



+ نوشته شـــده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعــت11:54 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
گزارش محرمانه‌ وزارت دفاع فرانسه از خطرات حمله به ایران

 

به‌تازگي گزارش محرمانه‌ای از سوي وزارت دفاع فرانسه منتشر شده که در آن خطرهای مشارکت این کشور در هرگونه حمله نظامی و جنگ علیه ایران را مورد بررسی و گوشزد قرار داده است.

 

منابع ارشد فرانسوی بر این باورند که احتمال بسیاری دارد،‌ اسرائیل طی سال 2012 ميلادي، حملات نظامی هوایی را علیه تأسیسات هسته‌ای ایران انجام دهد و در این راستا به گزارش محرمانه‌ای استناد می‌جویند که کمیسیون امور راهبردي وزارت دفاع فرانسه موسوم به "داس" در این‌باره منتشر کرده است.

منابع آگاه فرانسوی اظهار می‌‌دارند که مقامات مسؤول فرانسوی اعتقاد دارند که سال 2012 سالی است که طی آن جهان شاهد حمله نظامی اسرائیل به ایران و وقوع جنگ میان تهران و تل‌آویو است و این باور حتی درون "نیکولای سارکوزی" رئیس جمهوری فرانسه و "آلن ژوپه" وزیر خارجه و مشاورانش و فرمانده‌هان ستاد مشترک ارتش و مسؤولان سازمان اطلاعات رسوخ کرده و این افراد در جلسات و نشست‌های خصوصی و محرمانه بر این نکته تأکید می‌کنند که حمله نظامی اسرائیل به ایران نزدیک شده است.

البته این منابع فرانسوی تصريح می‌کنند که تمام این مقامات و مسؤولان فرانسوی که به طور مستمر با واشنگتن و کاخ سفید در ارتباط هستند، از وقوع چنین جنگی تعجب نمی‌کنند چون ملاحظه کرده‌اند که مسؤولان پنتاگون و به ویژه وزیر دفاع این کشور "لئون بانیتا" که پیشتر از جمله مسؤولان سازمان سیا هم بود و همچنین "هیلاری کلینتون" وزیر خارجه و حتی "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا به این مسأله خوش‌بین نیستند.

گزارش محرمانه وزارت دفاع فرانسه می‌گوید که فرانسه و آمریکا به همین منظور تلاش بسیاری به کار می‌برند که ایرانی‌ها را از ادامه کار بر روی پرونده هسته‌ای خود منصرف کنند و با توجه به دیدار اخیر استانبول که واشنگتن و پاریس آن را مثبت ارزیابی کرده‌اند به مذاکراتی که قرار است 23 ماه می در بغداد پایتخت عراق برگزار شود، بسیار خوش‌بین هستند.

با این حال این گزارش تأکید می‌کند که تمام این نکات مثبت نتوانسته اندکی از حرص و ولع "بنیامین نتانیاهو" نخست‌ وزیر رژیم صهیونیستی برای حمله نظامی به ایران کاسته شود.

 

پیشنهاد سارکوزی

گزارش محرمانه وزارت دفاع فرانسه که 140 صفحه را دربرمی‌گیرد شش صفحه را صرفاً به سخن گفتن از حمله نظامی به ایران اختصاص داده و تأکید می‌کند، در صورت پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات ریاست جمهوری 2012 ميلادي خطر حمله نظامی به ایران افزایش قابل ملاحظه‌ای خواهد یافت و از همین جا پیش‌بینی می‌کند مه احتمال مشارکت فرانسه در این حملات افزایش خواهد یافت و به همین دلیل رئیس جمهوری فرانسه در سال 2008 ميلادي پیشنهاد ایجاد پایگاهی نظامی دریایی را در ابوظبی ارائه داد که تنها 250 کیلومتر با سواحل ایران فاصله دارد.

گزارش می‌گوید: حضور نظامی فرانسه در خلیج فارس موجب می‌شود که احتمال مشارکت این کشور در هرگونه حمله نظامی به ایران افزایش یابد، در حالی‌که این مشارکت خطرات بسیاری را برای پاریس به همراه خواهد داشت که ساده‌ترین و اولیه‌ترین آنها حمله نظامی ایران به این پایگاه نظامی دریایی و بمباران آن است، نکته‌ای که استراتژیست‌های وزارت دفاع فرانسه هسچ‌گاه به آن اشاره نکرده‌اند و تنها از عملیات سری تروریستی تهران در خاک فرانسه و احتمال وقوع چنین عملیات‌هایی سخن می‌گویند.

سناریوي گزارش کمیسیون امور راهبردي وزارت دفاع فرانسه به اینجا و این پیش‌بینی‌ها ختم نمی‌شود، بلکه در ادامه ابراز نگراني می‌کند که حمله نظامی به ایران ممکن است بسته شدن تنگه هرمز را به دنبال داشته باشد که 35 درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند و این بالطبع بر قیمت نفت و افزایش آن تأثیر مستقیم خواهد گذاشت و حداقل باید در انتظار دو برابر شدن قیمت نفت باشیم.

 

این گزارش در ادامه به دیگر خطرات حمله نظامی به ایران اشاره می‌کند که آن را در موارد زیر خلاصه می‌کند:

1- بمباران دو پالایشگاه تولید نفت عربستان سعودی که سه چهارم نفت این کشور را تولید می‌کند.

2- فعال‌سازي هسته‌های خفته شبه‌نظامی شیعی در منطقه و تشدید فعالیت آنها.

3- اقدام گروه‌های سری در انجام عمليات نظامي و مسلحانه در حمایت از ایران در سراسر مناطق و نقاط جهان

 

اين خبرها در حالي مطرح مي‌شود که جمهوري اسلامي ايران تأکيد کرده است که در صورت هر گونه تعرض نظامي بيگانگان به خاک کشور، هيچ يک از اهداف دشمن از پاتک‌هاي نظامي ايرانيان در امان نخواهد بود.


+ نوشته شـــده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعــت8:56 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
مستند «پایان مدارا»


فلش 4 کبریت "اگه تقلب شد بریزن توی خیابان ها" سرمایه ای را بر آتش زد که دیگر شعله چراغ  "انشاء‌الله نتیجه انتخابات همان رایی باشد که مردم به صندوق می‌اندازند" روغنی برای دود کردن نیز نداشته باشد. مستند «پایان مدارا» به بیان روایتی بدیع و با ساخت فنی مناسب درباره فتنه ها و عبرتهای بعد از انتخابات 88 می پردازد.این مستند تقدیم کاربران می گردد. 

 

دانلود 2 دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 786kbps و با اندازه 190 مگابایت .

دانلود 2 دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 256kbps و با اندازه 100 مگابایت.

دانلود 2دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 100kbps و با اندازه 44 مگابایت.

دانلود 2دانلود مستند «پایان مدارا» با فرمت wmv و با کیفیت 56kbps و با اندازه 14 مگابایت.

دانلود 2دانلود مستند «پایان مدارا» بافرمت HD و با اندازه 1.2گیگابایت(با لینک دانلود غیر مستقیم): قسمت اول، قسمت دوم ، قسمت سوم ، قسمت چهارم ، قسمت پنجم ، قسمت ششم ،  قسمت هفتم ، قسمت هشتم ، قسمت نهم ، قسمت دهم ، قسمت یازهم (هر قسمت 200مگابایت)

۳ فروردین ۱۳۹۱ ۱۳:۱۸

+ نوشته شـــده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعــت9:16 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا(س)
در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.

1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .

 

2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

 

4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

 

7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

 


ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعــت0:5 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از مظلوميت ديروز تا مهجوريت امروز
هر فرد و جامعه براي نيل به اهداف خويش، نيازمند الگو و به تعبيري نمونه هاي موفق در تمام امور است. در دنياي امروز اين مهم قدري جدي تر شده چراكه كساني كه ادعاي الگو بودن را دارند رو به تزايد بوده به طوري كه تشخيص الگوي راستين در اين ميان بسيار سخت مي گردد.

يكي از زمينه هايي كه همه انسان ها به الگو احتياج دارند مسائل معنوي است كه بر حسب تمدن ها و فرهنگ ها متفاوت است. به اين معني كه هر فرد، براساس باورهاي خويش به الگوي موردنظر خود تمسك كرده و او را در زندگي خويش به عنوان مدل بهتر زيستن قرار مي دهد.
براساس آموزه هاي اسلامي، پيامبر(ص) بعنوان بهترين الگو مطرح مي باشد(احزاب/21) كه لازم است مسلمانان به ايشان تمسك نموده و از آن حضرت تبعيت كنند. بي ترديد اين معنا نسبت به اهل بيت(ع) كه براساس آيه مباهله جان پيامبر(ص) هستند (آل عمران/61) نيز صدق كرده و ايشان بسان رسول اكرم(ص) بعنوان اسوه هاي حسنه براي مسلمين مطرح مي باشند. فاطمه زهرا بعنوان كسي كه از سوي پدر به شرف «ام ابيها»، «جگرگوشه رسول»، «فداها ابوها» و... مفتخر است از جمله مصاديق آيه اسوه حسنه است. برخلاف عده اي كه بر اين پندارند كه حضرت فاطمه(س) تنها براي جامعه زنان مي تواند الگو باشد بايد گفت ايشان براي همه افراد اعم از زنان و مردان الگو هستند با اين بيان كه در مسائل مشترك ميان مردان و زنان بايد همگان ايشان را الگوي خويش قرار دهند و در مسائل مختص بانوان، آن حضرت تنها براي زنان مي توانند الگو باشند.
اما در عين حال بايد اين پرسش را مطرح كرد كه آيا ما به عنوان پيروان اهل بيت(ع) توانسته ايم فاطمه اطهر را به درستي شناخته و از حيات پربركت ايشان الگو گرفته و براي زندگي خويش مدل سازي كنيم؟

همگي مي دانيم كه فاطمه زهرا در دوران حيات پس از پدر، در مظلوميت قرار گرفت به گونه اي كه امتي كه ادعاي تبعيت از رسول اكرم(ص) را داشتند، خون به دل فاطمه كردند و با هجوم به خانه ايشان، نهايتاً ايشان را به شهادت رساندند. اين موضوع بعنوان يك حقيقت تلخ تاريخي، قلب هر مؤمني را آزرده كرده و بر مصائب آن حضرت اشك را روان مي كند. ولي ما در دوران فعلي از اين مهم غافليم كه اگر ديروز فاطمه(س) در مظلوميت بود امروز نيز در ميان مؤمنين همچنان مظلوم باقي مانده و كسي براي رفع اين مظلوميت، تلاشي صورت نمي دهد.

ضرورت شناخت حقيقت زهرا(س)

توضيح اينكه ما به عنوان كساني كه ادعاي تبعيت از فرهنگ و منش فاطمي داريم و آئين هاي مختلفي در ولادت و نيز ايام شهادت ايشان برگزار مي كنيم به اين توجه نداريم كه فاطمه چه شخصيتي است و از ما چه مي خواهد؟ از اين جا پاسخ به پرسش پيشين آغاز مي شود كه هر چند بايد در تجليل از مقام شامخ فاطمي، تمام پيروان راستين اقدام به برگزاري برخي مجالس نمايند ولي روشن است كه اين موضوع هرچند شرط لازم است ولي شرط كافي نخواهد بود ، چراكه واقعاً ما در دنياي كنوني نيازمند دست گيري فاطمي از خويش هستيم تا از اين رهگذر به زندگي ايده آل و مطلوب خداوند دست يابيم.

آنچه از اهميت بيشتري برخوردار است اينكه براي احياي الگوي فاطمي در ميان پيروان و محبان ايشان لازم است در گام اول به شناخت حقيقي ايشان اقدام نماييم به اين كه حقيقت اين سخن پيامبر(ص) را كه خشنودي فاطمه را خشنودي خدا و غضب فاطمه را غضب خدا مي داند(1) ادراك نماييم. به عبارتي ما بايد در اولين مرحله حقيقت شخصيت زهرا(س) را بشناسيم.

در گام بعدي به اين مهم بپردازيم كه حضرت زهرا(س) در زندگي علمي و عملي خويش چگونه عمل كرد تا آن را براي زندگي فردي و جمعي خود به يك مدل تبديل و در گام نهايي به آن عمل نماييم.

براستي چرا در زندگي امروز ما فاطمه مهجور است و بيشتر اوقات تنها به انجام اعمال شعاري و صوري بسنده مي شود؟ آيا اگر الگوي فاطمه(س) در زندگي ما حضور مي داشت وضعيت حجاب ما اين گونه بود؟ اگر الگوي زندگي ما فاطمه بود اوضاع خانواده هاي ما به همين شكل و محتوايي بود كه امروز شاهد آن هستيم؟ ما اگر فاطمه را به خوبي اسوه خويش مي ساختيم، معنويات در جامعه ما همين گونه بود؟ جامعه ما اگر به فاطمه تمسك مي كرد آيا وجدان كاري ما در ادارات به همين وضعيت كنوني مي بود؟ و ديگر پرسش هايي كه در درون حيات فردي و جمعي ما مطرح است.

خلاصه بايد گفت اگر فاطمه، ديروز در مدينه و در ميان مدعيان تبعيت از رسول اكرم(ص) در مظلوميت بود و سرانجام به دست همين مدعيان دروغين با حيات اين جهاني وداع كرد و به شهادت رسيد، امروز نيز فاطمه در زندگي ما مهجور و ناشناخته است و بيشتر به جاي تمسك و تبعيت عملي از ايشان، تنها به طرح برخي شعارهاي خالي از محتوا بسنده مي شود كه نه دنيا و نه آخرت را تأمين نمي كند و به تعبيري گروهي از ما شيعيان به نوعي به پوسته اي ظاهري از حقيقت فاطمي تمسك كرده و در تلاش براي شناخت حقيقي ايشان نيستيم. بي ترديد اگر بخواهيم از بسياري از باتلاق هاي فردي و جمعي عبور نماييم و جامعه خويش را بخوبي بازسازي كنيم لازم است زندگي اهل بيت(ع) از جمله فاطمه زهرا(س) را الگو و مدل زندگي خويش قرار دهيم و براساس آن براي آينده هايي درخشان، تلاش و كوشش نماييم كه تحقيقاً اين چنين خواهد شد.

حاجي حسن پور

***
1- بحارالانوار ج21 ص279

+ نوشته شـــده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعــت0:0 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
چرا جزایر سه گانه مهم هستند+عکس
ايران‌ حاكميت‌ ٥٠درصدي‌ يكي‌ از مهمترين‌ تنگه‌هاي‌ بين‌المللي‌ يعني‌ تنگه‌ هرمز را داراست‌ كه‌ نبض خليج‌ فارس‌ را در دست‌ دارد. جزاير سه‌گانه‌ تنب‌ بزرگ‌ ، كوچك‌ و ابوموسي‌ سه‌ جزيره‌ از شش‌ جزيره‌ ايراني‌ هستند كه‌ به‌ جزاير قوسي‌ مشهور هستند. اهميت‌ اين‌ جزاير به خاطر موقعيت‌ نظامي‌شان‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ دژ دفاعي‌ تنگه‌ هرمز قلمداد مي‌شوند.حاكميت‌ شمالي‌ تنگه‌ هرمز از آن‌ ايران‌ و حاكميت‌ جنوبي‌ از آن‌ كشور عمان‌ است‌...
به گزارش دیدبان، جزاير سه گانه اهميت خاصي در دفاع از ايران دارند و به لحاظ نظامي فوق العاده مهم و داراي موقعيت ويژه تدافعي هستند، البته نبايد اين اصل را ناديده گرفت كه با دقت و تامل در جغرافياي طبيعي خليج فارس درمي يابيم كه قدر و ارزش نظامي جزاير سه گانه فقط براي ايران مهم است، نه براي ساير كشورها، از جمله دول حاشيه جنوبي خليج فارس، چرا كه «ايران به تعدادي جزاير برخوردار از موقعيت ممتاز در تنگه هرمز در دهانه خليج فارس حاكميت دارد. از آن ميان شش جزيره كه زنجيره قوسي دفاعي ايران را تشكيل مي دهند اهميت بيشتري دارند. اين جزاير عبارتنداز؛ هرمز، لارك، قشم، هنگام، تنب بزرگ و ابوموسي كه در فاصله هايي نسبتا كوتاه از يكديگر قرار دارند. يك منحني فرضي كه اين جزاير را به يكديگر وصل نمايد، به درك برتري استراتژيك ايران در كنترل امنيت تنگه [هرمز] كمك بيشتري مي كند.

از نظر جغرافيايي اصولاخليج فارس، يك درياي عميق نيست و جالب آن كه عميق ترين قسمت آن نيز كه جهت كشتيراني و به ويژه حمل ونقل كشتي هاي بزرگ مناسب مي باشد، تقريبا در محدوده متعلق به ايران واقع شده است. «درخصوص كشتيراني در خليج فارس و اهميت جزاير ابوموسي و تنب بزرگ و كوچك در اين ميان بايد اشاره كرد كه به علت عمق كم آب در تمام نقاط تنگه هرمز كه از راس مسندم تا بندرعباس امتداد دارد، كشتي هاي بزرگ قادر به عبور نبوده و مجبور هستند از ناحيه محدودي كه معادل پانزده كيلومتر است و عمق آب جهت عبور آنها كافي است، حركت نمايند. 

در قسمت شمال اين معبر، جزاير ايراني قشم، هرمز و لارك قرار دارند. علاوه براين، در ابتداي اين راه عبور، كشتي هاي بزرگ جنگي و نفت كش ها مجبور هستند از كنار جزاير ايراني تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي و... عبور كنند.
با اين وجود بايد مهمترين دليل اهميت جزاير سه گانه را در مباحث نظامي جست وجو كرد. اين دو جزيره (تنب بزرگ و كوچك) به همراه ابوموسي بخشي از سيستم دفاعي و حفاظتي تنگه هرمز و كرانه هاي جنوبي كشور را تشكيل مي دهند و به علاوه موقعيت جغرافيايي آنها در عمق آب هاي خليج فارس و همچنين در داخل دو كريدور رفت و برگشت طرح تفكيك تردد بين المللي كشتي ها، آنها را از اهميت استراتژيك خاصي برخوردار نموده است. 

تنب‌ بزرگ‌
اين‌ جزيره‌ با وسعت‌ حدود ١١ كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ جزيره‌ قشم‌ واقع‌ شده‌ كه‌ از جنوب‌ به‌ جزيره‌ ابوموسي‌ از شرق‌ به‌ عمان‌ و از غرب‌ به‌ تنب‌ كوچك‌ ختم‌ مي‌شود. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا قشم‌ ٣١ تا تنب‌ كوچك‌ ١٢ تا ابوموسي‌ ٥٠ و تا جزيره‌ الحمرائدر راس‌ الخيمه‌ ٨٢ كيلومتر است‌. 

تنب‌ كوچك‌
اين‌ جزيره‌ با مساحت‌ ٢ تا ٢\٥ كيلومتر در جنوب‌ بندر لنگه‌ و در غرب‌ تنب‌ بزرگ‌ واقع‌ شده‌ است‌. فاصله‌ اين‌ جزيره‌ تا بندر لنگه‌ ٥٠ كيلومتر تا راس‌ الخيمه‌ ٩٢ كيلومتر و تا تنب‌ بزرگ‌ حدود ١٣ كيلومتر است‌.

تنگه‌ هرمز
طول‌ اين‌ تنگه‌ در امتداد خط‌ عمود منصف‌ ١٨٧ و براساس‌ تعريف‌ كنوني‌ ٣١٠ كيلومتر بوده‌ و عمق‌ آن‌ در مجاورت‌ ساحل‌ ايران‌ ٣٦ متر و در مجاورت‌ ساحل‌ عمان‌ ١٤٤ متر است‌. هلالي‌ شكل‌ بوده‌ ،قسمت‌ برجسته‌ آن‌ به‌ طرف‌ ايران‌ و قسمت‌ فرو رفته‌ آن‌ به‌ سوي‌ عمان‌ است‌،بنابراين‌ در تنگه‌ بيشترين‌ ساحل‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌. 
كنترل‌ اين‌ تنگه‌ براقتصاد و انرژي‌ ، رفت‌ و آمد و حمل‌ ونقل‌ نيروي‌ نظامي‌ در خليج‌ فارس‌ آن‌ را به‌ صورت‌ يك‌ نقطه‌ فشار و كنترل‌ درآورده‌ است‌.

+ نوشته شـــده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعــت12:30 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
روابط پنهان اردوغان با آمريکا و صهيونيست‌ها
روزنامه‌هاي ترکيه فاش کردند که روي کارآمدن اردوغان و حزبش در ترکيه با هماهنگي و رضايت آمريکا و رژيم صهيونيستي و درراستاي منافع استعماري جديد انجام گرفته است.
به گزارش گروه بين‌الملل مشرق، با ادامه انتشار برخي اسناد و اطلاعات در زمينه نقش رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير ترکيه به عنوان وکيل سياست‌هاي آمريکا و رژيم صهيونيستي در منطقه گزارش‌هاي خبري جديد از روزنامه هاي ترکيه حکايت از وابستگي وي و حزبش به لابي‌هاي صهيونيستي و سياست هاي آمريکا براي ايجادنقشه خاورميانه جديد در منطقه دارد که امکان تسلط بر آن آسان شود.

روزنامه ترک‌زبان آيدي‌لينک در اين زمينه تأکيد کرد که اردوغان در جريان سفر به واشنگتن در سال 2004 ميلادي جايزه شجاعت را از کميته روابط آمريکايي و يهودي دريافت کرد. اين کميته ارتباطات خوبي با مرکز جينسا دارد که پل ارتباطي ميان وزارت جنگ آمريکا و اسرائيل محسوب مي‌شود.

بر اساس اين گزارش‌ها حزب عدالت وتوسعه که در سال 2002 ميلادي در ترکيه روي کار آمد، با استقبال صهيونيست‌ها و دولت آمريکا مواجه شد، چون آمريکا مي‌دانست که اردوغان و حزبش بخشي از پروژه هاي استعماري جديد اين کشور در منطقه است.

جايزه يهودي "شجاعت" که علاوه براردوغان در ترکيه به عبدالله گل و "چويک بير" نيز اعطا شده است، از جوايزي است که تنها به کساني تعلق مي گيرد که کمک ارزنده‌اي را به اسرائيل کرده باشند ونقش مهمي در حفظ منافع صهيونيست‌ها در جهان داشته باشند.

آيدي لينک تصريح مي‌کند که در پي حملات تند اردوغان به اسرائيل در جريان کشته‌شدن 9 شهروند ترک در کشتي مرمره نيز بسياري از تحليلگران مي‌دانستند که وي نمايشنامه‌اي تبليغاتي را اجرا مي‌کند و در اين راستا مي‌خواهد اعتماد ملت‌هاي منطقه را که دشمن اسرائيل و آمريکا هستند و دشمنان آنها را قهرمان مي‌دانند، جلب کند.

در همين راستا اين رونامه به نوشته "ناسوهي کونکور" در کتابش اشاره مي‌کند که تأکيد کرده "چويک بير" در زمان اشتغال اردوغان به عنوان شهردار استانبول ديدارهايي را با وي داشت که آخرين اين ديدارها درآمريکا و در کميته يهودي آمريکا برگزار شده است.

وي مدعي شد؛ اين نشان مي‌دهد که رسيدن اردوغان و حزبش به قدرت در ترکيه اقدامي در راستاي طرح‌هاي آمريکا و صهيونيست‌ها بوده است.

روزنامه مليت ترکيه نيز به ارتباطات پنهاني اردوغان با گروه تروريستي "عبدالله اوجالان" پرداخته و نوشت که اين گروه حمايت ويژه و مخفيانه‌اي از دولت اردوغان  داشته است؛ بدين ترتيب که اين گروه در عمليات تروريستي خود اهداف اردوغان را در نظر مي گيرد و اردوغان نيز باعث افزايش قدرت و نفوذ اين گروه در دادگاه‌ها و مراکز پليس و اطلاعات ترکيه مي‌شود.

اين رونامه‌ها تاکيد کردند که اردوغان که با سوءاستفاده از اسلام سياسي و شعارهاي دموکراتيک روي کار آمد، پيشتر رضايت آمريکا وصهيونيست ها را به دست آورده بود و آنها از اين برگه در راستاي اهداف خود استفاده کردند تا بتواند اين روند را به ساير کشورها نيز تسري دهند

+ نوشته شـــده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعــت12:18 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
دانلود کتاب “نکته های ناب” جلد۱ و جلد 2 (مجموعه ای از سخنان مقام معظم رهبری)

این مجموعه با عنوان «نکته‏های ناب» گلچینی دلنشین و جذاب از بیانات رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت‏الله خامنه‏ای است که در طول سال‏های ۸۳-۶۸ در جمع دانشجویان، استادان و مسئولین شورای عالی انقلاب فرهنگی ایراد گردیده است.

جلد اول این مجموعه ، درباره دانشگاه، اهمیت و ویژگی‏های آن، محیط و اساتید آن، دانشجو، خصوصیات دانشجو، جنبش‏های دانشجویی، تشکل‏های دانشجویی (بسیج ـ انجمن اسلامی) و… می‏باشد.

ان شاء الله سعی می کنم به زودی جلدهای دیگر این مجموعه رو نیز برای شما گرامیان قرار بدم.
عصر انتظاربرای دانلود جلد اول کتاب نکته های ناب اینجا کلیک کنید.


برای دانلود کتاب جلد دوم  اینجا کلیک کنید.


منبع: leader-khamenei.com

+ نوشته شـــده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعــت9:36 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
نگاهی به زندگینامه و فعالیت‌های سیاسی "هیلاری کلینتون" + تصاویر
"هیلاری رودهام کلینتون" متولد ۲۶ اکتبر ۱۹۴۷ ایالت "ایلینوی" آمریکاست. نام کامل وی "هیلاری دایان رودهام" است و هم اکنون سمت وزیر خارجه آمریکا را برعهده دارد.

کودکی هیلاری (نفر دوم از سمت چپ)

وی فرزند نخست "دوروتی" و "هیو رودهام" بود. هیلاری و برادرانش "تونی" و "هیو" در "بریج پارک" در حومه شهر شیکاگو در ایالت ایلینوی رشد یافتند.

وی پس از پایان تحصیلات در کالج "ولزلی" در رشته علوم سیاسی در سال ۱۹۶۹ وارد مدرسه حقوق دانشگاه "ییل" شد و در این جا بود که نخستین بار با "بیل کلینتون" آشنا شد. او در سال ۱۹۷۳ دکترای حقوق را از همین دانشگاه دریافت کرد.

بعد از مدتی در "آرکانزاس" در کنار بیل کلینتون مشغول به کار شد که تلاش بسیاری را برای تبدیل شدن به یک سیاست‌مدار حرفه‌ای آغاز کرده بود.

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعــت14:34 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
اعترافات اندیشمندان غربی درباره قرآن
شخصیت ها،دانشمندان و اندیشمندان غربی بسیاری ضمن مطالعه قرآن به معجزه بودن این کتاب الهی اقرار کرده اند.

بخشی از اظهارات اندیشمندان غریی درباره قران به این شرح است: 

1. فیلیپ.ک.حتی، دانشمند معاصر و استاد دانشگاه پرینستون آمریکا که دربارة تاریخ عرب تحقیقات ارزنده ای کرده و چندین کتاب در این زمینه نگاشته است، در یکی از کتب خود به نام تاریخ عرب می نویسد: قرآن از تمام معجزات، بزرگتر است و اگر سراسر اهل عالم جمع شوند، بی تردید از آوردن مثل آن عاجز خواهند ماند.[1]

2. ارنست رنان، نویسنده، مورخ و متفکر بزرگ فرانسوی که علاوه بر بسیاری از فعالیت های علمی و تاریخی، تألیفاتی در خصوص زبان های سامی دارد. می گوید: در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همة آنها را بیشتر از یکبار مطالعه نکرده ام و چه بسا کتاب هایی که فقط زینت کتابخانه من می باشند ولی یک جلد کتاب است که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می شوم و می خواهم درهایی از معانی و کمال بر روی من باز شود آن را مطالعه می کنم و از مطالعه زیاد آن خسته و ملول نمی شوم. این کتاب، قرآن کتاب آسمانی است.[2]

3. دکتر گرینیه، خاورشناس و پژوهشگر فرانسوی که تلاش ها و تحقیقات فراوانی در زمینة علوم اسلامی و قرآن دارد می گوید:

من آیات قرآن را که به علوم پزشکی و بهداشتی و طبیعی ارتباط داشت دنبال کردم و از کودکی آنها را فراگرفتم و کاملاً به آن آگاه بودم. بنابراین دریافتم که این آیات از هر نظر با معارف و علوم جهانی منطبق است... . هرکس دست اندرکار هنر یا علم باشد و آیات قرآن را با هنر و علمی که آموخته است به همان صورت که من مقایسه کردم مقایسه کند بدون تردید به اسلام خواهد گروید، البته اگر صاحب عقلی سلیم و بی غرض باشد.[3]

4. هربرت جرج ونو، نویسندة انگلیسی، وقتی یکی از مجله های اروپا عقیده و رأی او را دربارة بزرگترین کتابی که از آغاز تاریخ بشر تاکنون بیشتر از سایر کتب در دنیا تأثیر گذارد و مهمتر از همه به شمار آمده است، پرسید او در جواب نام چند کتاب را برد و در پایان آن چنین نگاشت: اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است، زیرا تأثیری که این کتاب آسمانی در دنیا بر جای نهاده نظیر آن را هیچ کتابی نداشته است.[4]

5. تنورد، خاورشناس و محقق و اندیشمند آلمانی که در زمینة مسائل قرآنی و اسلامی تحقیقات زیادی داشته است، می گوید: قرآن با نیروی برهان خود شنونده را مجذوب و شیفتة خود می سازد و قلوب را تسخیر می کند. همین قرآن بود که ملت وحشی عرب را معلم جهانیان کرد.[5]

6. گوته شاعر و نویسنده بزرگ آلمانی که در زمینة اسلام و قرآن کریم و مضامین آن مطالعاتی داشته است، می گوید: ما اول، از قرآن رویگردان بودیم، ولی طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب نمود و به حیرت درآورد و بالاخره مجبور شدیم اصول و قواعد آن را بزرگ بشماریم و در مطابقت الفاظ با معانی بکوشیم. مرام و مقصد این کتاب بی اندازه قوی و محکم و مبانی آن بلند است و از این نظر ما را بیشتر به اهمیت و علو مقام خود جذب می نماید. با این وصف به زودی بزرگترین تأثیر خود را در تمام جهان نموده، نتیجة مهمی از خود به جا خواهد گذاشت و باز می گوید:

به زودی این کتاب توصیف ناپذیر ( قرآن)، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر عمیقی در دانش جهان نهد و در نتیجه جهانمدار گردد.[6]

7. راکستون، خاورشناس و محقق اسکاتلندی که در زمینة مسائل قرآنی مطالعاتی داشته است، می نویسد: سالیان درازی در جستجوی حقیقت بودم تا اینکه حقیقت را در اسلام یافتم. پس قرآن مقدس را دیدم و شروع به خواندن آن کردم. او بود که تمام سؤالات مرا جواب گفت. قرآن ابهت و ترس در انسان ایجاد می کند و با این روش ثابت می کند که هر چه می فرماید راست است.[7]

8. بانو واگلیری، خاورشناس، دانشمند ایتالیایی و پرفسور ادبیات عرب و استاد تاریخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ایتالیا که فعالیت ها و تحقیقات فراوانی در زمینه دین مبین اسلام و مفاهیم و مضامین قرآن کریم داشته است، می گوید: با اینکه قرآن در سراسر جهان اسلام بارها خوانده می شود، خواندن آن با این همه تکرار در پیروانش ایجاد خستگی نمی کند بلکه به عکس در ضمن خواندن مکرر هر روز عزیزتر می شود. در خواندن یا شنیدن قرآن در ذهن خواننده یا شنونده حس تعظیم و تکریم برمی انگیزد. متن قرآن در طول اعصار و قرون تاریخ نزول آن تا امروز به همان صورت باقی مانده و تا وقتی که خدا بخواهد و تا جهان ادامه داشته باشد باقی خواهد ماند.[8]

9. دکتر گوستاولوبون، عالم فرانسوی و استاد متتبع علوم و آثار شرقی در تاریخ اسلامی می گوید:

قرآن که کتاب آسمانی مسلمین است تنها منحصر به تعالیم و دستورهای مذهبی نیست بلکه دستورهای سیاسی و اجتماعی مسلمانان نیز در آن درج شده است. تعلیمات اخلاقی قرآن به مراتب بالاتر از تعلیمات اخلاقی انجیل است.[9]

10. آلوارو ماچوردوم کومینز، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و محقق اسپانیایی می گوید:

عده ای از من خواستند بعضی از سوره های قرآن را برایشان ترجمه کنم، من هم سوره کوتاهی را انتخاب نمودم سوره توحید را که از یگانگی خداوند می گوید. این سوره و موسیقی آن آنچنان زیبا بود که برای من شاعر بسیار مهم بود. همچنین سوره فاتحة الکتاب را که درباره جهانی بودن خداوند است ترجمه کردم. به این ترتیب بود که جهانی بودن و یگانگی خداوند مرا به این نتیجه رساند که این دین مردمی ترین و منطقی ترین دین برای از بین بردن ناآرامی ها و مشکلات امروزی است.[10]

11. بانو ستان رانی تنس هلندی می گوید:

محتوای این کتاب آسمانی کاملاً با عقل و خرد و فطرت بشری مطابقت دارد و از مطالب زننده و خلاف عقل به کلی پاک است. قرآن دربارة زنان، قضاوتی عادلانه دارد و برخلاف بعضی از مرام ها و ادیان که جنس زن را تا به سر حد بردگی تنزل داده اند و ارزشی برای او قائل نیستند، وی را از مزایا و حقوق انسانی برخوردار ساخته و مقام شامخی برای او منظور داشته است.[11]

12. نولدکه، دانشمند و خاورشناس مشهور آلمانی که در زبان سامی و لغات شرقی تخصص یافته و شهرت کسب کرده است و مهمترین اثر او تاریخ قرآن است که بعد از تألیف آن به دریافت جایزه آکادمی فرانسه نائل شد. می نویسد: قرآن با منطق علمی و روش اطمینان بخش و قانع کننده ای که دارد دل های شنوندگان خود را به سوی خویش توجه داده و آنها را طرف خطاب قرار می دهد. همواره بر دل های کسانی که از دور با آن مخالفت می ورزند تسلط یافته و آنها را به خود می پیوندد. فضیلت قرآن با داشتن سادگی و بلاغت خاص خود به اوج کمال رسیده است. این کتاب توانست از مردمی وحشی و بی تربیت، ملتی متمدن ایجاد کند که تعلیم و تربیت دنیای خویش را بر عهده گرفتند.[12]

13. پرنس ژاپنی بورگیز، مورخ و تاریخ نویس ایتالیایی که پیرامون مسائل تاریخی، تحقیقات زیادی داشته است می نویسد: مسلمین همین که در پیروی قرآن و خواندن آن و عمل به قوانین و احکامش سستی نشان دادند، نیروی سعادت و فرشته سیادت نیز با این بی اعتنایی از آنها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندی و عظمت از افق حیات آنها رخت بربست و به جایش اهریمن اسارت و بندگی جانشین شد. دشمنان از این فرصت استفاده کردند و بر آنها تاختند و حلقه وار چون میکرب های اجتماع آنها را در میان گرفتند و آنها را به روزگار کنونی اسیر و مقید ساختند. آری این همه بدبختی ها و تیره روزی های مسلمین از مراعات نکردن قوانین قرآن بوده. در این امر بزرگ هیچ گناهی متوجه اسلام (قرآن) نیست. آیا حقیقتاً چه ایرادی را می شود بر آیین پاک گرفت.[13]

14. بانو دکتر لورا واکیسا واگلیری، پرفسور ادبیات عرب و استاد تاریخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ایتالیا رساله ای به نام پیشرفت سریع تعالیم اسلام نوشته که در قسمتی از آن چنین آمده است:

در این کتاب(قرآن) گنجینه هایی از دانش را می بینیم که مافوق استعداد و ظرفیت باهوش ترین اشخاص و بزرگترین فیلسوفان و قوی ترین رجال سیاسی است.[14]

بانو واگلیری، دانشمند و محقق ایتالیایی که در زمینة قرآن کریم نیز مطالعاتی داشته است می نویسد:

کتاب آسمانی اسلام، نمونه ای از اعجاز است. قرآن، کتابی است که نمی توان از آن تقلید کرد. نمونه سبک و اسلوب قرآن در ادبیات عرب سابقه ندارد. تأثیری که سبک قرآن در روح انسان ایجاد می کند ناشی از امتیازات و برتری های آن می باشد. چطور ممکن است این قرآن کار محمد(ص) باشد و حال آنکه معتقدیم محمد(ص) یک مرد عرب و درس نخوانده بود. ما در این قرآن ذخایر و اندوخته هایی از علوم می بینیم که مافوق استعداد و ظرفیت باهوش ترین و متفکرترین اشخاص است و ... قویترین سیاست باید در مقابل قرآن زانوی ناتوانی به زمین بزند.[15]

15. کارلتون اس گون دانشمند معروف آنتروپولوژی (انسان شناسی)، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا آمریکایی در کتاب خود به نام کاروان می نویسد: بلاغت یکی از مزایای عظیم قرآن است. قرآن هنگامی که درست تلاوت شود چه شنونده به لغت عرب آشنایی داشته باشد و آن را بفهمد یا آشنایی نداشته و آن را نفهمد، تأثیر شدید و عمیقی در او گذاشته و در ذهنش جاگیر می شود. این مزیت بلاغتی قرآن ترجمه شدنی نیست.[16]

16. گیبون، می گوید: از اقیانوس اطلس تا کنار رود گنگ، قرآن نه فقط قانون فقهی شناخته شده است، بلکه قانون اساسی، شامل رویه قضایی و نظامات مدنی، جزایی و حاوی قوانینی است که تمام عملیات و امور مالی بشر را اداره می کند و همة این امور که به موجب احکام ثابت و لایتغیری انجام می شود ناشی از اراده خدا است و به عبارت دیگر، قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمانان است. دستوری است شامل مجموعه قوانین دینی و اجتماعی و مدنی و تجاری و نظامی و قضایی و جنایی و جزایی. همین مجموعه قوانین از تکالیف زندگی روزانه تا تشریفات دینی از تزکیه نفس، تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومی تا حقوق فردی و از منافع فردی تا منافع عمومی و از اخلاقیات تا جنایات و از عذاب تا مکافات این جهان و جهان آینده همه را در بر دارد.[17]

17. ویل دورانت در تاریخ تمدن می گوید: پیدایش تمدن اسلام از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن، از سال 81 تا 579 هجری، از نظر نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگانی و قوانین منصفانه انسانی و ادبیات و تحقیق علمی و علوم و طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود.[18]


پی نوشت : 

*. آمنه شاهنده.

[1]. محمدی اهوازی، مصطفی، چهل داستان از عظمت قرآن کریم، ص 109.

[2]. همان.

[3]. همان، ص 110.

[4]. http://nasl-e-evom.persianblog.com

[5]. محمدی اهوازی، مصطفی، چهل داستان از عظمت قرآن کریم، ص 111

[6]. همان، ص 119

[7]. http:// nasl-e-sevom.persianblog.com.

[8]. محمدی اهوازی، مصطفی، چهل داستان از عظمت قرآن کریم، ص 126.

[9]. همان، ص 117.

[10]. همان، ص 120.

[11]. همان، ص 121.

[12]. همان، ص 124.

[13]. همان، ص 125.

[14]. همان، ص 126.

[15]. همان.

[16]. همان، صص109-127.

[17]. جان دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمد(ص)، مترجم: سعیدی سید غلامرضا، ص 91، دارالتبلیغ اسلامی.

[18]. http://nasl-e-sevom. Persianblog.com.

+ نوشته شـــده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعــت11:19 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
ناتوانی سازمان جاسوسي آمريکا از تحليل بيانات فقهي رهبر انقلاب
نيويورک تايمز در مطلبي به قلم "جيمز ريزن" نوشت که غرب در تحليل فعاليت ها و طرح هاي ايران در زمينه برنامه هاي هسته اي اين کشور از ابزارهاي متفاوت علني و محرمانه استفاده مي کند که يکي از مهم ترين اين ابزارها، تحليل عميق و دقيق بيانات مقام معظم رهبري در اين زمينه است.

اين مقاله تأکيد دارد که بسياري از موضع گيري هاي ايران در زمينه فعاليت هاي هسته اي، از سوي شخص ايشان تعيين مي گردد و معتقد است که يکي از دلايل اين موضوع، اين بود که "سعيد جليلي" دبير شوراي عالي امنيت ملي در حالي براي مذاکره با گروه 5+1 عازم ترکيه شد که به عنوان نماينده شخص مقام معظم رهبري در اين مذاکرات شرکت مي کرد.

ستون نويس نيويورک تايمز مي افزايد که "مشکلي در ارزيابي بيانات رهبري ايران وجود دارد و آن اين است که او همواره از زبان دين استفاده مي کند و تحليل اين مطالب براي آمريکايي ها مشکل است."

در يکي از اين موارد، آيت الله خامنه اي با تأکيد بر اينکه ايران به دنبال دستيابي به بمب اتم نيست، خاطرنشان کردند: «اين حرف تكرارىِ از دهن افتاده مهملى كه راجع به ساخت سلاح اتمى به جمهورى اسلامى نسبت مي دهند، نشان‌دهنده نهايت ناتوانى اينها حتى در زمينه تبليغات است... ما اعتقاد به بمب اتم نداريم، به سلاح اتمى نداريم؛ دنبالش هم نخواهيم رفت. برطبق مبانى اعتقادى ما، مبانى دينى ما، به كار بردن اين گونه وسائل كشتار جمعى اصلاً ممنوع است، حرام است؛ اين، ضايع كردن حرث و نسل است كه قرآن آن را ممنوع كرده؛ ما دنبال اين نمي رويم.»

نيويورک تايمز تصريح مي کند که دولت آمريکا تمام بيانات مقام معظم رهبري را با دقت بررسي مي کند تا کوچکترين تغييرات موجود در اين اظهارات و نقاط تأکيد آنها را شناسايي کند.

بر اساس اين مطلب، يکي از مسؤولان ارشد جاسوسي آمريکا در اين زمينه مي گويد که تحليلگران، بيشترين توجه را در بررسي هاي خود به اين بيانات معطوف مي کنند تا بتوانند ارزيابي هايي را در مورد رفتارهاي ايران داشته باشند.

"دنيس راس" که پارسال از سمت خود استعفا داد، در اين زمينه اذعان مي کند که بيانات رهبر ايران نشان مي دهد که او همواره موضوع برنامه هسته اي ايران را به عنوان يکي از نشانه هاي پيشرفت فناوري ايران دنبال مي کند و اعتقاد دارد که اين راهي است که مي تواند ايران را به استقلال برساند وغرب به همين علت با توسعه فناوري هسته اي در ايران مخالف است.
+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعــت7:54 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
تایپوگرافی نام مبارک امام نقی سلام الله + فایل PSD کیفیت بالا
سلام بر شیعیان دلسوخته...
تایپوگرافی نام مبارک امام نقی سلام الله + فایل PSD کیفیت بالا
به مناسبت دهه گرامی داشت امام نقی سلام الله، هشت تایپوگرافی بسیار زیبا و با کیفیت برای شما دوستان بزرگوار آماده کرده ایم تا در کارهای ارزشمند گرافیکی و طراحی خود استفاده کنید و یا در مطالب وبلاگی و پست های شبکه های اجتماعی خود استفاده نمایید.
سلام بر شیعیان دلسوخته...


به مناسبت دهه گرامی داشت امام نقی سلام الله، هشت تایپوگرافی بسیار زیبا و با کیفیت برای شما دوستان بزرگوار آماده کرده ایم تا در کارهای ارزشمند گرافیکی و طراحی خود استفاده کنید و یا در مطالب وبلاگی و پست های شبکه های اجتماعی خود استفاده نمایید.


فایل JPG و PSD هر طرح را قرار داده ام، با کلیک بر روی عکس آنرا با کیفیت اصلی دانلود نمایید، در ذیل عکس ها لینک دانلود فایل لایه باز آنها نیز قرار داده شده.


در انتهای متن می توانیم همه فایل ها را یکجا دانلود نمایید.


امام نقی امام هادی هتاکین کمپین امام نقی شهادت مظلومیت حرمین شریفین کربلا نجف
دانلود فایل PSD


دانلود فایل PSD


دانلود فایل PSD


دانلود فایل PSD

لینک دانلود عکس های بالا به صورت یکجا

لینک دانلود فایل های PSD عکس های قبل بصورت یکجا


....


دانلود فایل PSD


دانلود فایل PSD


دانلود فایل PSD


لینک دانلود سه عکس به صورت یکجا

لینک دانلود فایل های PSD سه عکس بالا بصورت یکجا

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعــت19:39 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
حاج آقا باید برقصه !!!
سلام بر مجنون های وادی جنون...
حاج آقا باید برقصه !!!
گفتم: من شما را به یكی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا كردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل كنید. ---- گفتند: اگر نتوانستی معجزه كنی، چه؟ --- گفتم: هرچه شما بگویید. --- گفتند: با همین چفیه‌ای كه به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌كنی به رقصیدن!!!

چند سال قبل اتوبوسی از دانشجویان دختر یكی از دانشگاه‌های بزرگ كشور آمده بودند جنوب. چشم‌تان روز بد نبیند... آن‌قدر سانتال مانتال و عجیب و غریب بودند كه هیچ كدام از راویان، تحمل نیم ساعت نشستن در آن اتوبوس را نداشتند. وضع ظاهرشان فوق‌العاده خراب بود. آرایش آن‌چنانی، مانتوی تنگ و روسری هم كه دیگر روسری نبود، شال گردن شده بود.
اخلاق‌شان را هم كه نپرس... حتی اجازه یك كلمه حرف زدن به راوی را نمی‌دادند، فقط می‌خندیدند و مسخره می‌كردند و آوازهای آن‌چنانی بود كه...
از هر دری خواستم وارد شوم، نشد كه نشد؛ یعنی نگذاشتند كه بشود...
دیدم فایده‌ای ندارد! گوش این جماعت اناث، بده‌كار خاطره و روایت نیست كه نیست!
باید از راه دیگری وارد می‌شدم... ناگهان فكری به ذهنم رسید... اما... سخت بود و فقط از شهدا بر‌می‌آمد...
سپردم به خودشان و شروع كردم.
گفتم: بیایید با هم شرط ببندیم!
خندیدند و گفتند: اِاِاِ ... حاج آقا و شرط!!! شما هم آره حاج آقا؟؟؟
گفتم: آره!!!
گفتند: حالا چه شرطی؟
گفتم: من شما را به یكی از مناطق جنگی می‌برم و معجزه‌ای نشان‌تان می‌دهم، اگر به معجزه بودنش اطمینان پیدا كردید، قول بدهید راه‌تان را تغییر دهید و به دستورات اسلام عمل كنید.
گفتند: اگر نتوانستی معجزه كنی، چه؟
گفتم: هرچه شما بگویید.
گفتند: با همین چفیه‌ای كه به گردنت انداخته‌ای، میایی وسط اتوبوس و شروع می‌كنی به رقصیدن!!!
اول انگار دچار برق‌گرفتگی شده باشم، شوكه شدم، اما چند لحظه بعد یاد اعتقادم به شهدا افتادم و دوباره كار را به آن‌ها سپردم و قبول كردم.
دوباره همه‌شون زدند زیر خنده كه چه شود!!! حاج آقا با چفیه بیاد وسط این همه دختر و...
در طول مسیر هم از جلف‌بازی‌های این جماعت حرص می‌خوردم و هم نگران بودم كه نكند شهدا حرفم را زمین بیندازند؟ نكند مجبور شوم...! دائم در ذكر و توسل بودم و از شهدا كمك می‌خواستم...
می‌دانستم در اثر یك حادثه، یادمان شهدای طلائیه سوخته و قبرهای آن‌ها بی‌حفاظ است...
از طرفی می‌دانستم آن‌ها اگر بخواهند، قیامت هم برپا می‌كنند، چه رسد به معجزه!!!
به طلائیه كه رسیدیم، همه‌شان را جمع كردم و راه افتادیم ... اما آن‌ها كه دست‌بردار نبودند! حتی یك لحظه هم از شوخی‌های جلف و سبك و خواندن اشعار مبتذل و خنده‌های بلند دست برنمی‌داشتند و دائم هم مرا مسخره می‌كردند.
كنار قبور مطهر شهدای طلائیه كه رسیدیم، یك نفر از بین جمعیت گفت: پس كو این معجزه حاج آقا! ما كه این‌جا جز خاك و چند تا سنگ قبر چیز دیگه‌ای نمی‌بینیم! به دنبال حرف او بقیه هم شروع كردند: حاج آقا باید برقصه...
برای آخرین بار دل سپردم. یا اباالفضل گفتم و از یكی از بچه‌ها خواستم یك لیوان آب بدهد.
آب را روی قبور مطهر پاشیدم و...
تمام فضای طلائیه پر از شمیم مطهر و معطر بهشت شد...عطری كه هیچ جای دنیا مثل آن پیدا نمی‌شود! همه اون دخترای بی‌حجاب و قرتی، مست شده بودند از شمیم عطری كه طلائیه را پر كرده بود. طلائیه آن روز بوی بهشت می‌داد...
همه‌شان روی خاك افتادند و غرق اشك شدند! سر روی قبرها گذاشته بودند و مثل مادرهای فرزند از دست داده ضجه می‌زدند ... شهدا خودی نشان داده بودند و دست همه‌شان را گرفته بودند. چشم‌ها‌شان رنگ خون گرفته بود و صدای محزون‌شان به سختی شنیده می‌شد. هرچه كردم نتوانستم آن‌ها را از روی قبرها بلند كنم. قصد كرده بودند آن‌جا بمانند. بالاخره با كلی اصرار و التماس آن‌ها را از بهشتی‌ترین خاك دنیا بلند كردم ...
به اتوبوس كه رسیدیم، خواستم بگویم: من به قولم عمل كردم، حالا نوبت شماست، كه دیدم روسری‌ها كاملا سر را پوشانده‌اند و چفیه‌ها روی گردن‌شان خودنمایی می‌كند.
هنوز بی‌قرار بودند... چند دقیقه‌ای گذشت... همه دور هم جمع شده بودند و مشورت می‌كردند... 
پرسیدم: به كجا رسیدید؟ چیزی نگفتند.
سال بعد كه برای رفتن به اردو با من تماس گرفتند، فهمیدم دانشگاه را رها كرده‌اند و به جامعه‌الزهرای قم رفته‌اند ... آری آنان سر قول‌شان به شهدا مانده بودند ..."


سلام بر مجنون های وادی جنون


+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعــت19:28 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
مرکز‌تحت‌مدیریت‌حسن‌عباسی‌چه‌می‌کند؟
رجا نیوز نوشت: «(آيت‌الله) علی خامنه ای، رهبر ايران بود که نبرد عليه "تهديدات نرم" را در صدر اولويت های نهادهای اطلاعاتی و امنيتی کشور قرار داد. از آن زمان تا کنون، سازمان های اطلاعاتی و پشتيبانان آنها نظير مرکز تنظيم دکترين تحليلی به رهبری حسن عباسی به صرف ميليون ها دلار برای تحقيق بر روی کارتون ها دست زده اند تا دسيسه های جاسوسی غرب جهت براندازی رژيم را برملا سازند.» اين بخشي از نوشته گاردين در مورد دكتر حسن عباسي است.

(http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/nov/30/iran-nuclear-scientists-roadrunner)

چندی پیش نیز هفته‌نامه نيويورك تايمز، "دكستر فيلكينز" (DEXTER FILKINS) در مقاله‌اي باعنوان "شبكه تلويزيوني فارسي وان جذاب براي بينندگان اما تهديدي براي دولت ايران" از مبارزه دولت ايران با جنگ نرم فرهنگي خبر داد.

در بخشی از این مقاله آمده بود : «"حسن عباسي" (Hassan Abassi) رئيس مركز مطالعات استراتژيك و دكترين امنيت بدون مرز وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مصاحبه تلويزيوني خود عليه "جنگ نرم فرهنگي" غرب هشدار داده است. به اعتقاد آقاي عباسي، جنگ آمريكايي "24" قصد دارد تا از طريق ارائه تصويري نامناسب از مسلمانان به عنوان تروريست، نفرت از مسلمانان و ترس از اسلام را در سراسر جهان اشاعه دهند.»

عباسی به دلیل تمرکزش بر روی تحلیل و تفسیر فیلم و سریال‌های خارجی و تبیین تاثیر آنها در ذهن و قلب جوانان، در فضای سایبر به‌عنوان يكي از فرماندهان جنگ نرم معروف است. به اعتقاد وی، رسانه عمده ترین سلاح در جنگ نرم و هالیوود مقر فرماندهی دشمن در این جنگ است.

علاوه بر رسانه‌هاي خارجي، هاشمی رفسنجانی نیز حسن عباسی را يكي از مخالفان اصلي خود مي‌داند، به‌طوري كه حتي در نامه 19 خرداد 1388 خود به رهبر انقلاب، تلویحا به این نکته اشاره کرده بود. در آن نامه، آمده بود: "... از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده..." ، "....در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم". عباسی در خرداد ماه 1383 در یک سخنرانی روشنگرانه در مشهد اقدام به افشاگری علیه هاشمی کرده بود که سی‌دی آن تا دورترین نقاط ایران نیز به صورت مردمی منتشر شده بود. به گفته برخی ناظران سياسي، این افشاگری تاثیر به‌سزایی در روند انتخابات ریاست جمهوری نهم داشت.

در عين حال، عباسی برگزار کننده تنها کلاس آزاد علوم استراتژیک در ایران است و تاکنون هم تعداد 250 جلسه از این کلاس‌های آزاد برگزار شده است که در نوع خود رکورد کلاس‌های آزاد از اول انقلاب تاکنون است.

مرکز بررسی های امنیت بدون مرز (DACSB) به ریاست حسن عباسی، خصوصی بوده و تا کنون هیچ گونه حمایت مالی و اعتباری از طرف دولت نشده است. این مرکز به صورت نهاد مردمی است و جوانانی از سطوح مختلف دانشگاهی (لیسانس، فوق لیسانس و دکترا) به صورت داوطلبانه فعاليت‌هاي آن را انجام مي‌دهند.

عباسی متولد 1345 با شش سال سابقه رزمندگي در دفاع مقدس هرگز مترصد پاسخگویی به ادعای شمخانی در برنامه امروز دیروز فردا نشد. شمخانی در آن برنامه ادعا کرده بود "عباسی که حتی یک روز هم سابقه جبهه ندارد، حق اعتراض به مدیریت فرماندهان جنگ را ندارد" که البته اين اظهارنظر با واکنش یامین پور مجري برنامه مواجه شد.

حسن عباسی در 16 خرداد 1388 به علت پیش بینی فتنه سبز و مطرح کردن "مثلث ما نمی توانیم" در یک سخنرانی در جمع وبلاگ نویسان با شکایت حسن روحانی بازداشت شد که البته بعد از جريان فتنه 88، در دادگاه رفع اتهام و تبرئه شد.

عباسی، برگرفته از قرآن کریم "جامعه هجری" را تنها مدل ممکن در مقابل جامعه مدنی مي‌داند و مدعی است استراتژی‌های مبتنی برفطرت تنها رهیافت بشر می تواند باشد. همان‌طور که در گزارش شماره 10مارشال سنتر (مرکز مطالعات امنیتی اروپایی) آمده بود، عباسی به عنوان یکی از طراحان "دکترین جنگ نامتقارن" در غرب شناخته می شود. این در حالی است که حسن روحانی با بودجه ای میلیاردی، ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام را در ساختمان 10 طبقه ای در نیاوران به عهده دارد.

طي ماه‌هاي اخير، کلاس‌های علوم استراتژیک دكتر عباسی که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار می شد، به دلیل حمایت نكردن مسئولین، به منطقه تهران نو- فلکه لوزی- پلاک30 منتقل شده است. این کلاس‌های آزاد پنج شنبه ها از ساعت 8 الی 12 با حضور بیش از 200 نفر داوطلب برگزار می شود.

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعــت19:19 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
کوفی عنان کیست؟ + فیلم و عکس
کوفی عنان کیست؟ این مقام ارشد بین‌المللی واقعا نماینده چه کسانی است؟ چه کسانی وی را به بالاترین مناصب رساندند؟ گرایشات سیاسی وی چه بودند و تعهدات کنونی وی چه چیزهای هستند؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش ویژه مشرق همراه شوید...


 اگرچه کوفی عنان از نظر مدیریتی دوران موفقی را در سازمان ملل پشت سر گذارد اما به علت گرایشات سیاسی در فعالیت‌های خود به شدت تحت انتقاد قرار داشت. وی به عنوان دبیر کل سازمان ملل سعی نمود تا این نهاد راهمراستا با جهان تک قطبی و جهانی‌سازی هژمونی آمریکا درآورد. وی بنیان‌های ایدئولوژیکی سازمان ملل را زیر سؤال برده و توانایی آن برای جلوگیری از مناقشات را تضعیف نمود. با این وجود، وی هم‌اکنون مسؤول حل و فصل بحران سوریه شده است.

کوفی عنان، دبیر کل سابق در کنار بوش رئیس‌جمهور سابق

کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل و برنده جایزه صلح نوبل توسط بان کی مون و نبیل العربی به عنوان فرستاده ویژه مشترک برای مذاکره در مورد یک راه‌حل صلح‌آمیز برای بحران سوریه معرفی گشته است. با توجه به سوابق و همچنین تصویر درخشانی که از وی ترسیم شده است همه از این انتصاب استقبال نمودند.

این مقام ارشد بین‌المللی واقعا نماینده چه کسانی است؟ چه کسانی وی را به بالاترین مناصب رساندند؟ گرایشات سیاسی وی چه بودند و تعهدات کنونی وی چه چیزهای هستند؟ این سؤالات با سکوتی احتیاط‌آمیز رویارو می‌شوند گویی که عملکرد سابق وی فی‌الذاته تضمین کننده بی‌طرفی وی است!

انتخاب و پرورش کوفی عنان توسط بنیاد فورد و سازمان سیا

کوفی عنان و خواهر دوقلوی وی افوا عطا در 8 آوریل 1938 در یک خانواده آریستوکرات در مستعمره انگلیسی ساحل طلایی (Gold Coast) به دنیا آمدند. هنری رجینالدو، پدر وی رئیس قبیله فانته (Fante) و همچنین فرمانده استان آسانته (Asante) بود.[1] اگرچه وی با حکومت بریتانیا مخالفت می‌کرد اما یکی از خادمین وفادار تاج و تخت انگلستان بود. وی در کنار دیگر افراد برجسته در اولین جنبش استعمار زدایی شرکت نمود اما با دیدی تردیدآمیز و نگران به شور و شوق انقلابی قوام نکرومه می‌نگریست.

تصویری از دوران جوانی کوفی عنان

در هر حال، تلاش‌های نکرومه باعث شد که کشور در سال 1957 با نام غنا از انگلستان استقلال یابد. در آن زمان کوفی عنان 19 ساله بود. وی اگرچه نقشی در انقلاب نداشت اما به عنوان معاون "مجمع ملی دانشجویان" منصوب شد. در آن زمان بود که وی توسط یکی از شکارچیان ارشد بنیاد فورد شناسایی شده و برای برنامه‌ای با عنوان "رهبران جوان" معرفی گشت. بدین ترتیب از وی دعوت شد تا یک ترم را در دانشگاه هاروارد بگذارند. بنیاد فورد پس از مشاهده علاقه وی به آمریکا تصمیم گرفت که حمایت مالی از تمام دوران تحصیلی وی را بر عهده بگیرد. بدین ترتیب وی ابتدا در کالج مک‌آلستر (Macalester College) در مینه‌سوتا به تحصیل اقتصاد پرداخت و سپس تحصیلات عالی خود را در رشته روابط بین‌الملل در "مؤسسه تحصیلات عالی مطالعات بین‌المللی ژنو" به پایان رساند. پس از جنگ جهانی دوم، بنیاد فورد که توسط صنعتکار مشهور هنری فورد تأسیس شده بود تبدیل به یکی از ابزارهای غیررسمی سیاست خارجی آمریکا شده و رونمایی موجه برای فعالیت‌های سازمان سیا پدید آورد.[2]

تصویری از ساختمانن مجلل بنیاد فورد، مؤسسه‌ای که کوفی عنان جوان توسط آن کشف گردید

دوران تحصیلات کوفی عنان در خارج (1961-1959) مصادف با سخت‌ترین سال‌های جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان آمریکایی بود (یعنی آغاز مبارزات بیرمنگهام مارتین لوتر کینگ). در نظر وی این حرکت نیز به مانند جنبش استعمارزدایی غنا بود اما بار دیگر از شرکت در آن اجتناب ورزید.[3]

مرشدین آمریکایی وی که تحت تأثیر دستاوردهای آکادمیک و رفتارهای احتیاط‌آمیز سیاسی عنان قرار گرفته بودند درب‌های سازمان بهداشت جهانی را به روی وی گشودند و بدین ترتیب اولین شغل رسمی وی آغاز گشت. وی پس از سه سال فعالیت در این سازمان به عنوان کمیسر اقتصادی آفریقا در آدیس‌آبابا منصوب شد. با این وجود، وی به علت عدم برخورداری از شایستگی‌های کافی برای فعالیت در سازمان ملل به آمریکا بازگشت تا مطالعات خود را در رشته مدیریت در "مؤسسه تکنولوژی ماساچوست" (MIT) ادامه دهد (1972-1971). وی سپس تلاش نمود تا به عنوان مدیر توسعه توریسم به کشور بازگردد اما به علت مشکلاتی که با حکومت نظامی غنا داشت در سال 1976 به سازمان ملل بازگشت.


یک زندگی کاری موفقیت‌آمیز علی‌رغم شکست‌هایی فاجعه‌بار

وی در سازمان ملل عهده‌دار مناصب مختلفی شد که از آن جمله می‌توان به فعالیت در UNEF II (نیروی اضطراری حافظ صلح برای نظارت بر فرآیند آتش‌بس بین مصر و اسرائیل پس از جنگ اکتبر 1973) اشاره نمود. وی سپس مدیر پرسنل در دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل شد. 

وی در این زمان بود که با نانی لاگرگرن مستر (Nane Lagergren Master) همسر دوم خود آشنا شده و ازدواج نمود. نانی، یک وکیل سوئدی، و از اقوام رائول والنبرگ (Raoul Wallenberg)، فرستاده ویژه سوئد به بوداپست در دوران جنگ جهانی دوم بود. والنبرگ دارای روابط ویژه‌ای با یهودیان بوده و همچنین از اعضایOSS (سازمان سلف سیا) بود. ازدواج موفق کوفی عنان درب‌هایی را به روی وی باز نمودند که وی به تنهایی قادر به عبور از آنها نبود بالاخص درب سازمان‌های یهودی.

ازدواج با نانی، وکیل سوئدی، راه صعود در نردبان روابط بین‌الملل را برای عنان هموار نمود

خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل وی را به عنوان دستیار دبیر کل و مسؤول مدیریت و منابع انسانی و ایمنی و امنیت کارکنان (90-1987) منصوب نمود. با الحاق کویت به عراق، 900 کارمند سازمان ملل در این کشور باقی ماندند. کوفی عنان توانست طی مذاکره با رژیم صدام حسین این افراد را رهایی بخشد و بدین ترتیب وجهه بسیار خوبی در سازمان یافت. وی سپس به عنوان مسؤول بودجه (92-1990) و عملیات‌های صلح‌بانی در زمان پطروس پطروس غالی (96-1993) فعالیت کرده و مدت کوتاهی نیز فرستاده ویژه سازمان به یوگوسلاوی بود.

به گفته ژنرال رومئو دلایر (Romeo Dallaire)، فرمانده کانادایی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در روآندا، کوفی عنان به درخواست‌های مکرر وی پاسخ نداده و مسؤول اصلی انفعال سازمان ملل در قبال نسل‌کشی 800/000 نفر از ساکنین این کشور است.[4]

سناریوی مشابهی نیز در بوسنی و زمانی که 400 تن از حافظین صلح توسط صرب‌ها گروگان گرفته شدند رخ داد. کوفی عنان درخواست‌های مکرر ژنرال برنارد خاویر (Bernard Janvier) را نادیده گرفته و اجازه داد تا کشتاری قابل پیشگیری به وقوع بپیوندد.


                                         ژنرال برنارد خاویر
                                        ژنرال رومئو دلایر

ژنرال‌هایی که شاهد قصور کوفی عنان در نجات جان افراد بی‌گناه بودند

در اواخر سال 1996، آمریکا انتخاب مجدد پطروس پطروس غالی را وتو نموده و توانست کاندیدای مورد نظر خود یعنی یک مقام ارشد از داخل خود سازمان را به سمت دبیر کلی برگزیند. این فرد کسی نبود جز کوفی عنان. شکست‌های وی در روآندا و بوسنی به جای تخریب عنان، تبدیل به نقاط قوت شدند زیرا وی به صورت داوطلبانه به آنها اعتراف نمود و قول داد که با اصلاح سیستم سازمان ملل از وقوع مجدد آنها جلوگیری نماید. بدین ترتیب وی در ژانویه 1997 به عنوان دبیر کل سازمان ملل برگزیده شد.


دبیر کل سازمان ملل متحد

کوفی عنان بلافاصله پس از انتصاب به عنوان دبیر کل سازمان ملل یک سمینار دو روزه را برای 15 نفر از نمایندگان کشورها در سازمان ملل پشت درهای بسته برگذار نمود. میزبانی این نشست محرمانه را بنیاد برادران راکفلر (Rockefeller Brothers Fund) در "مرکز کنفرانس پوکانتیکو" (Pocantico Conference Center) بر عهده داشت. وی در این نشست، خارج از چارچوب رسمی سازمان ملل، اصلاحات مورد نظر خود را با نمایندگان کشورهایی که می‌دانست می‌تواند بر حمایت آنها حساب کند، مطرح نمود.

ساختمان مرکز کنفرانس پوکانتیکو


"پیمان جهانی" مداخله‌گری در امور کشورها در پوشش سازمان ملل

مهمترین نوآوری کوفی عنان برنامه‌ای با عنوان "پیمان جهانی" (Global Compact) بود که عبارت بود از بسیج جامعه مدنی برای جهانی بهتر. بر اساس این برنامه، صاحبان سرمایه، اتحادیه‌ها و سازمان‌های غیردولتی گرد هم می‌آمدند تا در مورد حقوق بشر، استانداردهای کارگری و محیط زیست به بحث بپردازند.[5]

این برنامه در عمل تلاشی بود برای تضعیف قدرت دولت‌های ملی و افزایش توان شرکت‌های چند ملیتی و سازمان‌هایی که تنها دارای ظاهری "غیر دولتی" بوده اما تحت حمایت مالی مخفیانه قدرت‌های بزرگ قرار دارند. کوفی عنان با تقویت لابی‌گر‌ها به عنوان شرکای سازمان ملل، روح منشور سانفرانسیسکو را دفن کرد. هدف این سازمان جلوگیری از جنگ نه از طریق رسمیت یافتن حقوق برابر ملت‌های کوچک و بزرگ بلکه از طریق حمایت از همگرایی بین منافع خصوصی است. "پیمان جهانی" انحرافی است از منطق پذیرفته شده جهانی مبنی بر عام‌المنفعه بودن قوانین بین‌المللی، به سوی منطق انگلوساکسون که در آن منفعت عامه خیالی بیش نیست و مدیریت خوب نیز عبارت است از تجمیع بین بیشترین تعداد منافع ویژه.


شبکه‌های محلی برنامه "پیمان جهانی"

 شبکه‌های در حال ظهور

      شبکه‌های محلی ایجاد شده

دو دوره کوفی عنان (2006-1997) بازتاب واقعیت یافتن یک عصر تاریخی است که در آن جهانی تک قطبی و مطیع جهانی‌سازی هژمونی آمریکا به بهای از دست رفتن اقتدار دولت ملت‌ها و افرادی که نمایندگی آنها را بر عهده دارند، شکل می‌گیرند. این برنامه نیز به مانند برنامه‌های خیریه آمریکایی قصد دارد حس خوبی از خود ساطع نماید در حالیکه صاحبان آن در حال تحمیل بی‌عدالتی ساختاری هستند.

استراتژی برنامه "پیمان جهانی" به مانند "بنیاد وقف ملی دموکراسی" است که برخلاف عنوانی که دارد سعی می‌کند با دستکاری در فرآیند دموکراسی مقاصد سازمان سیا را به پیش برد.[6] ذینفعان جهانی‌سازی در پیمان جهانی مشارکت می‌جویند تا موقعیت دولت-ملت‌ها را تضعیف نمایند. امروزه دیگر صلح هدف اولیه سازمان ملل نیست زیرا جهان تک قطبی پلیس خود را دارد یعنی آمریکا. بدین ترتیب سازمان نیز می‌تواند تمام انواع اعتراضات را در خود جذب نماید تا بی‌نظمی جهانی را به اثبات رسانده و توسعه تجاوزطلبانه و جهانی هژمونی آمریکا را توجیه نماید. 


فیلم سخنرانی خداحافظی کوفی عنان با کارکنان سازمان ملل
لینک دانلود فیلم


دکترین عنان

کوفی عنان طی سخنان خود در 20 سپتامبر 1999 در مجمع عمومی با اشاره به تجربیات خود در روآندا و بوسنی اعلام داشت که کشورها در انجام وظیفه خود برای دفاع از مردم موفق نبوده‌اند. وی متعاقبا چنین نتیجه‌گیری کرد که حامیت دولت‌ها، اصل اساسی منشور سازمان ملل، مانعی در برابر حفاظت از حقوق بشر است. دکترین عنان توجیهی برای مداخله‌گری دولت‌ها بزرگ است که به وضوح در عملیات‌های سال 2011 در لیبی متبلور شد[7] و راه را برای مداخله در امور سوریه نیز باز نموده است.

عنان در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل (1999) پرده از دکترین خود برداشت

برنامه نفت در برابر غذا

در دوران کوفی عنان و بین سال‌های 1996 تا 2003 برنامه نفت در برابر غذا به پیشنهاد وی در مورد عراق اجراء شد. هدف از این برنامه تضمین این امر بود که عایدات نفت تنها صرف نیازهای مردم عراق می‌شوند نه ماجراجویی‌های نظامی صدام. با این وجود تحت تحریم‌های بین‌المللی و نظارت مستقیم کوفی عنان این برنامه تبدیل به ابزاری برای آمریکا و انگلستان شد و آنها تا زمان حمله به عراق از این کشور اخاذینمودند.[8] مردم عراق سالیان متمادی دچار سوءتغذیه بوده و از نبود دارو رنج می‌بردند. چندین نفر از مقامات مرتبط با این برنامه آن را یک "جنایت جنگی" توصیف نموده و حتی از سمت‌های خود استعفاء دادند. در میان این افراد، هانس فون اسپانک (Hans von Sponeck) دستیار دبیرکل و دنیس هالیدی (Denis Halliday) این برنامه را عامل نسل‌کشی 1/5 میلیون عراقی شامل حداقل 500/000 کودک معرفی نمودند.[9]

هانس فون اسپانک و دنیس هالیدی، دو تن از مقامات ارشد سازمان ملل که در اعتراض به انحراف برنامه نفت در برابر غذا استعفا کردند


بازگشت به خانه اول

پس از گذشت ده سال به عنوان دبیر کل سازمان ملل، کوفی عنان فعالیت‌های خود را در بنیادهای کم و بیش خصوصی ادامه می‌دهد.

در دسامبر 2007، انتخابات کنیا به صحنه مناقشات داخلی تبدیل شد. موای کیباکی (Mwai Kibaki) در انتخابات ریاست جمهوری رایلا اودینگا (Raila Odinga) نامزد تحت حمایت واشنگتن را شکست داد. گفته می‌شود که اودینگا دارای نسب فامیلی با اوباما، سناتور وقت، است. سناتور مک‌کین نتایج انتخاباتی را به چالش کشیده و دعوت به انقلاب پیامکی نمود. طی چند روز 1/000 نفر کشته و 300/000 آواره شدند. مادلین آلبرایت پیشنهاد داد که "مرکز صلح و حقوق بشر اسلو" میانجیگری نماید. مؤسسه دو نماینده اعزام داشت: مایونی بوندیک، نخست‌وزی سابق نروژو کوفی عنان یعنی دو عضو هیأت مدیره مرکز اسلو.

کیباکی، رئیس‌جمهور منتخب کنیا، که با میانجیگری عنان تسلیم خواسته‌های آمریکا شد

در پی این "میانجیگری" رئیس‌جمهور منتخب تسلیم خواسته‌های آمریکا شد. وی با اجرای اصلاحاتی در قانون اساسی از بخشی از قدرت خود به نفع نخست‌وزیر چشم پوشید و اودینگا را نیز به عنوان نخست‌وزیر معرفی کرد.[10] کوفی عنان به عنوان یک آفریقایی پیر عاقل، این تغییر رژیم را که توسط آمریکا تحمیل شده بود مشروعیت بخشید.

کوفی عنان هم‌‌اکنون دو مسؤولیت کلیدی بر عهده دارد. اول، وی عهده‌دار ریاست "پانل پیشرفت آفریقا" است. این سازمان توسط تونی بلیر و پس از برگزاری نشست گروه هشت در گلنیگلز (Gleeneagles) با هدف تضمین پوشش رسانه‌ای وزارت توسعه بین‌المللی انگلستان تأسیس گشت. این سازمان فعالیت ناچیزی در راستای بهبود وضعیت آفریقا از خود نشان داده است. وی همچنین ریاست "اتحاد برای انقلاب سبز در آفریقا" را نیز بر عهده دارد. هدف این سازمان حل مشکلات غذایی قاره سیاه از طریق بیوتکنولوژی است. در حقیقت این سازمان یک نهاد لابی‌گری است که توسط بیل گیتس و بنیاد راکفلر تأسیس گشته تا محصولات اصلاح شده ژنتیکی تولید شده توسط مونسانتو (Monsanto)، دوپونت (DuPont)، داو (Dow)، سیسنگنتا (Syngenta) و دیگر شرکت‌ها را توزیع نماید. بسیاری از کارشناسان مستقل معتقدند که استفاده از محصولات اصلاح شده ژنتیکی که قابل تولید مجدد نیستند علاوه بر مسائل زیست‌محیطی باعث می‌شود کشاورزان همیشه وابسته به تأمین کننده خود بوده و نوع جدیدی از استثمار انسانی شکل گیرد.

کوفی عنان در سوریه

با این اوصاف، این مقام رده بالای بین‌المللی چرا به سوریه آمده است؟ انتصاب وی در وهله اول نشان می‌دهد که بان کی‌‌مون، دبیر کل کنونی سازمان ملل متحد که وجهه‌اش به علت تسلیم در برابر آمریکا و چندین رسوایی‌ها[11] تخریب شده، شایسته این کار نبود در حالیکه کوفی عنان علی‌رغم سوابقی که دارد هنوز دارای چهره مثبتی است. 


پذیرش دوفاکتوی انتصاب عنان از جانب اعضای شورای امنیت و اتحادیه عرب، بدین دلیل است که انتظارات متضاد را برآورده می‌سازد. از نظر برخی، فرستاده ویژه مشترک برای ایجاد صلح اعزام نشده بلکه وی قرار است تنها زینت‌بخش صلحی باشد که قبلا قدرت‌های بزرگ در مورد آن به توافق رسیده‌اند. برخی دیگر انتظار دارند که وی تجربه کنیا را تکرار کرده و بدون خونریزی بیشتر رژیم این کشور را تغییر دهد.

دیدار اسد و عنان در سوریه – آیا وی اسد را نیز فریفت؟

طی چند هفته گذشته، فعالیت‌های کوفی عنان حول ارائه نقشه خودش متمرکز بوده است. این نقشه نسخه اصلاح شده پیشنهادی است که توسط سرگئی ایوانف، وزیر امور خارجه روسیه، ارائه شد. وی پیشنهاد مذکور را اصلاح نموده تا آن را برای آمریکا و متحدینش نیز دلپذیر سازد. علاوه بر این، عنان با اعلام این مطلب که بشار اسد را قانع ساخته تا فاروق الاسد، معاون خود را مأمور مذاکره با مخالفین نماید، برنامه‌ای دیگر را نیز پیاده نمود. این امر به منزله امتیازی از جانب سوریه به شورای همکاری خلیج فارس است. 

در حقیقت، اسد به مدت یک سال ریاست این مذاکرات را بر عهده داشت اما عربستان و قطر خواسته کاملا متفاوتی داشتند: اسد چون یک علوی است کنار رود و قدرت به معاون سنی رئیس‌جمهوری تفویض گردد. بنابراین به نظر می‌رسد که این فرستاده ویژه مشترک در حال مهندسی مسیری برای ادامه کار دولت‌هایی است که به سوریه حمله کرده و افسانه یک انقلاب دموکراتیک آغشته به خون را طرح ریخته‌اند.

گزارش راشاتودی در مورد سفر عنان به سوریه
لینک دانلود فیلم

با این وجود، دورویی عنان، که در دمشق از دیدار با اسد راضی بود اما پس از بازگشت به ژنو اظهار ناامیدی نمود، هیچ گونه سؤالی را در مورد نیات واقعی وی برنیانگیخته است.


منابع و مآخذ:

[1] "Kofi Annan – The Man To Save The World?"Saga Magazine, November 2002. http://www.williamshawcross.com/index.php?page=annan

[2] "Ford Foundation, a philanthropic facade for the CIA,” Voltaire Network, 5 April 2004, and "Pourquoi la Fondation Ford subventionne la contestation," by Paul Labarique, Réseau Voltaire, 19 April 2004. http://www.voltairenet.org/a30039

[3] Who is Kofi Annan? The United Nations "Peacekeeper" Handpicked by the CIA, Thierry Meyssan, March 31, 2012. http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=30057

[4] Shake Hands with the Devil : The Failure of Humanity in Rwanda, by Roméo Dallaire, Arrow Books Ltd, 2004

[5] http://www.unglobalcompact.org/aboutthegc/thetenprinciples/index.html

http://www.voltairenet.org/a166549 [6]

[7] "UN security council resolution 1973 in favour of a no-fly zone in Libya,” Voltaire Network, 17 March 2011. http://www.voltairenet.org/a168941

[8] "Annan: Génocide en Iraq et Paix en Syrie?," by Hassan Hamade, As-Safir (Lebanon), Réseau Voltaire, 22 March 2012. www.voltairenet.org/a173203

[9] "United Nations implications in war crimes,” by Silvia Cattori, Voltaire Network, 23 March 2007. www.voltairenet.org/a146495

[10] www.usatoday.com/news/world/2008-01-10-kenya-elections_N.htm

[11] "An Open Letter to the dishonorable Ban Ki-moon,” by Hassan Hamade, As-Safir (Lebanon),Voltaire Network, 27 January 2012. http://www.voltairenet.org/a172532


+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعــت9:37 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
شعار امسال، تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی
رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز سال 1391 ضمن تاکید بر شعار «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» فرمودند: ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‌ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.

 متن پیام نوروزی حضرت آیت الله خامنه ای به شرح ذیل است:

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.

اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا.

اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه.


تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه‌ى هم‌ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه‌ى ايرانيانى كه در هر نقطه‌اى از دنيا سكونت دارند، و به همه‌ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده‌هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده‌هاشان، به همه‌ى ايثارگران، به همه‌ى فعالان عرصه‌هاى مختلف. آرزو ميكنم  و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‌شاءاللّه ناكام كند.

سالى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‌اى درباره‌ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر ميپرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كرده‌اند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجه‌ى يك امت اسلامى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه‌ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم.

با وجود اين‌همه دشمنى، اين‌همه تبليغات، اين‌همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه‌ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه‌هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه‌ى سختى‌ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‌ها و غلبه‌ى بر آنها.

همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‌ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.

ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‌ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.

من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‌ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله‌ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‌ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‌اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله‌ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‌ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‌ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله‌ى توليد ملى، مسئله‌ى مهمى است.

اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله‌ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده‌ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.

بنابراين همه‌ى مسئولين كشور، همه‌ى دست‌اندركاران عرصه‌ى اقتصادى و همه‌ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‌ى سرمايه‌دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‌پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه‌داران و كارگران، تقويت چرخه‌ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه‌ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه‌ى زمينه‌ها: زمينه‌هاى مصارف روزمرّه و زمينه‌هاى عمده‌تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‌ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه‌ى اقتصادى فائق بيايد.

از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همه‌ى صحنه‌ها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبه‌ى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد.

والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌

+ نوشته شـــده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعــت11:11 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
تأکیدهای قرآن بر چهارشنبه سوری مدرن
وبلاگ حافظان نور در آخرین پست خود نوشت:

انسان مدرنی که در قرن 21 در حال زندگی است باید همه کارها و افکار و کردار او نیز مدرن باشد, هر چیزی را از روی عقل و منطق قبول کند, نه اینکه وقتی به او گفته میشود که چرا این کار زشت را انجام میدهی اینگونه پاسخ دهد که :

(وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَیْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ :و چون كار زشتى كنند، مى‏ گویند: «پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است.» بگو: «قطعاً خدا به كار زشت فرمان نمى ‏دهد، آیا چیزى را كه نمى ‏دانید به خدا نسبت مى ‏دهید؟)(الأعراف :  28)

اینکه تنها دلیل و مدرک برای ما برای عمل به کاری, سنت های پدران  ما در گذشته های دور باشد, که شب چهارشنبه آخر سال جمع می شدند و پس از غروب آفتاب 7 تپه آتش درست می کردند و با پریدن از سر آن  و خواندن آواز, از آتش می خواستند که زردی غم و بیماری را از آنها دور کند , نمیتواند دلیل قانع کننده ای برای انجام آن کار در زمان ما نیز باشد, گذشته از اینکه آتش و حرارت مگر چه قدرتی دارد که بتواند بدی ها را از انسان دور کند و به انسان مهر و محبت هدیه بدهد .

این در حالی است که  وقتی در آیات الهی جستجو می کنیم در می یابیم  که در موارد متعددی قرآن کریم توصیه به برگزاری یک جشن چهارشنبه سوری مدرن کرده است ,منتهی نه به این معنایی که در ذهن همه هست که چوب و ... جمع کنیم و بعد با خطرات فروانی که برای خود و اطرافیان درست می کنیم مراسمی را برگزار کنیم .

قرآن کریم در نسخه های طلایی خود برای موفقیت افراد توصیه می کند که شما میتوانید  مراسم چهارشنبه سوری را هر روز برگزار کنید و هر روز نیز با شور و اشتیاق بیشتری داشته باشید  و هر گز از این کار خسته و درمانده نشوید, چرا که در سایه سار این مراسمات به اصطلاح چهارشنبه سوری ,جامعه ای نمونه و پاک و مدرن را برای خود به ارمغان می آورید و همه افراد از زندگی در این جامعه لذت می برند .

همانگونه که بیان شد چهارشنبه سوری که در میان ما مرسوم است با چهارشنبه سوری که قران به آن توصیه کرده است بسیار فرق دارد :

1)چهارشنبه سوری مرسوم خطرات زیادی در پی دارد اما چهارشنبه سوری قرآنی هیچ گونه خطری ندارد .

2)چهارشنبه سوری  مرسوم جامعه را سرشار از نا امنی می کند اما چهارشنبه سوری قرآنی جامعه را لبریزاز امنیت می کند .

3)چهارشنبه سوری  مرسوم  پشیمانی های زیادی را به دنیال دارد اما  در چهارشنبه سوری قرآنی افراد مشتاقند تابار دیگر این مراسم را اجرا کنند .

4)چهارشنبه سوری مرسوم  بغض و کینه و نفرت تولید می کند اما در چهارشنبه سوری قرآنی همه کینه ها فراموش می شود .

شاید از خواندن این نوشته ها خیلی تعجب کرده اید که منظور از چهارشنبه سوری قرآنی چیست ؟ما که تا به حال این اصطلاح را نشنیده بودیم و به گوشمان نخورده بوده است  ؟ آری چهارشنبه سوری که قرآن به آن اشاره کرده است مختص به یک روز و آن هم آخرین چهارشنبه از هر سال نیست بلکه این مراسم را میتوان در همه روزهای سال اجرا کرد ,اما اینکه چه طور یک چهارشنبه سوری قرآنی را در زندگی خود اجرا کنیم نیازمند گوش فرا دادن به نسخه های طلایی قرآن کریم است .

1)اشتباهات خود را بسوزانید :
هر فردی در زندگی خواه ناخواه اشتباهاتی را مرتکب شده است و این اشتباهات همانند چوب های تنومندی در زندگی انبار شده است و موجب بسیاری از مشکلات برای خود و اطرافیان میشود برای سوزاندن این اشتباهات و برگزاری یک مراسم چهارشنبه سوری  اشتباهات خود را جبران و از انجام مجدد آن توبه کنید :
 (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ یُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، به درگاه خدا توبه‏اى راستین كنید، امید است كه پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایى كه از زیر [درختان‏] آن جویبارها روان است درآورد.)( التحریم :  8)

2)کینه ها و نفرت ها را بسوزانید :
اگر کینه و نفرتی در وجود شما نسبت به دوستان و آشنایان وجود دارد سعی کنید هر از چند گاهی یک مراسم چهارشنبه سوری بگیریید و همه کینه ها و نفرت ها را کاملا بسوزانید با این کار زندگی به کام شما بسیار شیرین میشود و همیشه دعا کنید که :
(وَ لا تَجْعَلْ فی‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحیمٌ :، و در دلهایمان نسبت به كسانى كه ایمان آورده‏اند [هیچ گونه‏] كینه‏اى مگذار. پروردگارا، راستى كه تو رؤوف و مهربانى)( الحشر :  10)

3)بدی ها را بوسیله خوبی ها بسوزانید :
اگر در زندگی افرادی به شما بدی کرده اند, این بدی ها را با خوبی کردن متقابل به آنها از بین ببرید تا در سایه سار این لطف و بزرگواری شما افراد نیز از بدی های خود شان نسبت به شما پشیمان شوند :
(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ: و نیكى با بدى یكسان نیست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن؛ آنگاه كسى كه میان تو و میان او دشمنى است، گویى دوستى یكدل مى ‏گردد.)( فصلت :  34)

4)گناهان را با صدقه بسوزانید :
 خداوند متعال یکی از بهترین اعمال برای سوزاندن گناهان و بدی ها و زشتی ها از وجود انسان ها را کمک به مستمندان و فقیران میداند و در یکی از آیات الهی اینگونه  میفرماید:
(إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَ یُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَیِّئاتِكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ : اگر صدقه‏ ها را آشكار كنید، این، كارِ خوبى است، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این براى شما بهتر است؛ و بخشى از گناهانتان را مى ‏زداید، و خداوند به آنچه انجام مى ‏دهید آگاه است.)( البقرة :  271)

به امید اینکه این مراسم را هر از چند گاهی در زندگی خود برگزار کنیم تا شاهد فوائد فروان و لذت بخش آن باشیم .

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعــت18:20 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
سفر به خطرناک ترین شهر دنیا به روایت قرآن
شهر  کوچکی است, اما خیلی عجیب و غریب است,هم زیبا و هم خطرناک , زیبا,چون منظره های زیبایی در آن به چشم میخورد و خطرناک,چون علاوه بر منظره های زیبا دره ها و مرداب های خطرناکی دارد که هر آن ممکن است  در مرداب این شهر غرق شوی و در دره های عمیق آن سقوط کنی .


هر کسی جرات نمی کند  وارد این شهر شود ,چون واقعا خطرناک است و هر ثانیه ممکن است برای آدمی حادثه ای جبران ناپذیر رخ دهد و یک عمر پشیمانی به وجود بیاورد .

عده زیادی از خیر منظره های زیبای این شهر می گذرند  و از ترس دره های وحشتناک این شهر حتی نزدیک این شهر هم نمی شوند  و نه تنها نزدیک نمی شوند بلکه از صدها کیلومتری این شهر فرار می کنند  .

اما در این میان عده ای بدون هیچ هراس و ترس و دلهره ای با راحتی خیال و آرامش وصف ناشدنی بارها به این شهر سر می زنند و از منظره های آن دیدن می کنند . این افراد فقط منظره های این شهر را می بینند  اما از خطر دره ها و مرداب های آن غافل هستند .

شاید بتوان گفت ,عجیب ترین شهری است,که تا به حال وصف آن را می شنیدم ,شهری  که بر خلاف شهرهای دیگر نقشه جغرافیای آن هم عجیب و غریب است  چرا که این شهر مانند مثلثی است  که از سه ضلع تشکیل شده  و بیشتر دره ها و مرداب های این شهر در اطراف آن یعنی بر سه ضلع آن قرار داشت .

شهرداری این شهر آن را به سه منطقه تقسیم کرده بود و برای هر منطقه نیز اسمی گذاشته بود:

منطقه 1:منطقه نگاه
منطقه یک این شهر همان منطقه ای است که پر از منظره های به ظاهر زیبا و دل انگیز است که انسان های زیادی را به طرف خود می کشاند و به عبارتی دیگر یک منطقه توریستی  به همراه کلی جاذبه برای جذب کردن افراد است .

منطقه 2:منطقه گناه
توریست های زیادی از این منطقه دیدن می کنند و در حقیقت اکثر آنها به خاطر دیدن منطقه یک که همان منطقه نگاه است خواه ناخواه به این منطقه کشانده میشوند و این قانونی بود که شهرداری این شهر تصویب کرده بود که هر کسی که از منطقه یک دیدن کند به ناچار باید از منطقه دو نیز دیدن کند و همه توریست ها و افراد نیز به ناچار این قانون را پذیرفته اند .

منطقه 3:منطقه زنا و ویرانی
این منطقه, خطرناک ترین منطقه  این شهر است که هر کسی وارد این شهر شود نابود میشود و راه برگشتی از  منطقه نیست, چرا که در طول  تاریخ این شهر عده زیادی به خاطر مسافرت به منطقه های یک و دو این شهر وارد این منطقه شدند و بلافاصله بعد از ورود به این منطقه نامه هلاکت و شکست و بدبختی و ذلت خود را امضا کردند و یک عمر پشیمان از اینکه ای کاش هیچ گاه وارد این شهر شوم نمیشدند .

شهردار این شهر کیست؟
این شهر سه ضلعی شهری است که قرآن کریم به زیبایی هرچه تمام تر آن را به تصویر کشیده است شهری که شهردار آن  کسی نیست جز شیطان,که برای کسانی که وارد این شهر میشوند برنامه های زیادی را تدارک دیده است ازجمله:

1)شراب و قمار و گناه برای مسافران تدارک دیده شده:

 (إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ : شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند)( المائدة :  90)

2)فحشا و منکر در این شهر به کثرت دیده میشود:

(وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر:، و هر كس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند كه‏] او به زشتكارى و ناپسند وا می دارد)( النور :  21)

3)گمراهی و حسرت در انتظار کسانی است که وارد این شهر میشوند :

 (وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ : و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد.)( النساء :  119)

اما خداوند متعال در آیات فروانی افراد را از مسافرت به این شهر که شاید بتوان خطرناک ترین شهر در دنیا است نهی کرده است و بارها فرموده است که فریب تبلیغات این شهر را نخورید چرا که اگر وارد این شهر شوید به ناچار باید از سه منطقه آن دیدن کنید و بعد از آن  دیگر راهی برای برگشت باقی نمی ماند و شما محکوم خواهید شد .

خداوند متعال در آیا ت سوره  مبارکه نور به زیبایی هر چه تمام تر انسان ها را از سفر کردن به این منطقه یک این شهر که همان منطقه نگاه است منع کرده است و فرموده :

(قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ : به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه این براى آنان پاكیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه است)( النور :  30)

خداوند متعال در این آیه رابطه تنگاتنگی بین منطقه یک این شهر که همان منطقه نگاه است و منطقه دو و سه که منطقه گناه و زنا است بر قرار کرده است و این  رابطه دلالت بر این مطلب دارد که اگر میخواهید در منطقه دو وسه این شهر وارد نشوید باید از ورود به این شهر خود داری کنید و امکان ندارد که بگویید من وارد میشوم و فقط این منطقه را مشاهده می کنم و بعد به سرعت ازآن خارج میشوم .

آری شهری سه ضلعی را به تصویر کشیدیم که عده زیادی هر ساله برای سفرهای خود آن را انتخاب می کنند, غافل از اینکه این شهر شهری است پر از اندوه و افسردگی و گمراهی و برای افادی که به آن سفر می کنند جز پشیمانی به دنبال نخواهد داشت .
+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعــت18:18 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
پشت پرده امپراطوری کوکا کولا
برند کوکا کولا طی سالیان اخیر همواره به عنوان برترین برند تجاری در جهان مشغول فعالیت می­باشد. ارزش سهام این شرکت که در حوزه نوشیدنی در سراسر دنیا نامی شناخته شده به شمار میرود با 2% افزایش نسبت به سال 2010 به 71861 میلیون دلار رسید.

لوگوی کوکاکولا


این شرکت در سال 1892 توسط فردی به نام آسا کندلر (Asa Candler) تاسیس شد. امروزه در بیش از 200 کشور دنیا چیزی نزدیک به 1.7 میلیارد عدد از این نوشابه مصرف می­شود.[1] دفتر مرکزی این شرکت در شهر آتلانتا ایالات متحده واقع شده و مدیر فعلی این شرکت فردی با نام موهتار کنت ( Muhat Kent) است.[2]

در حال حاضر بیش از 500 برند تجاری در دنیا تحت نظارت کوکا کولا فعالیت می­کنند.برندهایی مانند فانتا (Fanta) و اسپرایت ( Sprite ) از محصولات دیگر این شرکت به شمار می­روند. بر اساس گزارشات 42% از فروش این شرکت در داخل ایالات متحده ، 37% در کشورهای مکزیک، هند، چین، ژاپن و برزیل بوده و 20% نیز سهم دیگر کشورها است.

این شرکت بر اساس مقتضیات جغرافیایی و فرهنگی با ایجاد برندهای جدید جای پای خود در کشورهای مختلف را باز کرده است و حتی در حوزه نوشیدنی های غیر گاز دار نیز با معرفی برندهایی مانند مینت مید (Minute Maid) ، پاورید (Powerade)، چای طعم دار نستی (Nestea)حضور پر رنگی در این کشورها دارد.

اگرچه برند کوکاکولا در اکثر کشورهای دنیا به عنوان برترین و پرفروش­ترین نوشیدنی غیر الکلی شناخته می­شود، با این وجود در برخی مناطق، مانند خاورمیانه و بخصوص کشورهای مسلمان نتوانسته بازار مناسبی برای خود پیدا کند.

دلیل این عدم موفقیت تحریم محصولات این شرکت از سوی بسیاری از مسلمانان است و از آنجا که خاورمیانه با داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب (گرم و خشک) بازار قابل توجهی برای نوشیدنی به شمار می­رود رقبای کوکاکولا مانند پپسی از این فرصت به نفع خود بهره گرفته و درآمد بسیاری را از این بازار به دست آورده اند.[3]

سوء­استفاده از اعتقادات مسلمانان در تبلیغات کوکاکولا


امروزه کوکاکولا تنها یک نام تجاری نبوده، بلکه با ریشه داشتن در فرهنگ ایالات متحده به عنوان یک نماد آمریکایی شناخته ­شده و حتی واژه Coca-colanization نیز بیانگر همین مساله است.[4]

حضور نام کوکاکولا در اکثر حوزه های مهم مانند مسابقات ورزشی، برنامه های تلوزیونی و بازیهای رایانه ای به امری عادی تبدیل شده است. این شرکت به این بسنده نکرد و برای نشان دادن میزان نفوذ خود حتی در خارج از کره زمین، یک منبع تامین نوشابه برای فضا پیمای شاتل طراحی و تولید نمود.

[5]

منبع تامین نوشابه

طراحی شده برای فضاپیمای شاتل در سال 1996


این شرکت اگرچه به ظاهر به عنوان برترین برند تجاری در دنیا شناخته می­شود اما در پشت پرده مسائل تکان دهنده دیگری وجود دارد که از سال 2000 به بعد هجمه انتقادات در خصوص محصولات و فعالیتهای این شرکت را به همراه داشته است.


تبعیض نژادی و جنایت

شرکت پانامکو (Panamco) در کشور کلمبیا که بزرگترین تولید کننده کوکاکولا در آمریکای لاتین به شمار می­رود به استفاده از مزدوران شبه نظامی برای سرکوب رهبران اتحادیه کارگری شرکت متهم شد.

بر اساس گزارشات، شرکت کوکاکولا در کلمبیا مرتکب 179 مورد نقض حقوق بشر در قبال کارگران خود شده است که از این بین 9 مورد منجر به مرگ شده است. خانواده های اعضاء اتحادیه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفتند. برخی از اعضاء اتحادیه شغل خود در کارخانه را از دست دادند و برخی دیگر در اثر فشارهای وارده مجبور به خروج از اتحادیه شدند.

اتهامات مبنی بر نقش داشتن مدیران شرکت در این حادثه از آنجا قوت گرفت که بر اساس گزارشات امکان دسترسی شبه نظامیان به کارخانه کوکاکولا بدون اطلاع و اخذ تایید از شرکت غیر ممکن بود. در نهایت تعجب و در اثر اعمال نفوذ کوکاکولا مسئولان رسیدگی به این پرونده رابطه میان شبه نظامیان و مدیران شرکت را مورد بررسی قرار ندادند.[6]

در سال 2001 از سوی صندوق بین المللی حقوق کارگران (International Labor Rights Fund) و انجمن کارگران صنعت فولاد ایالات متحده (United Steelworkers of America) در خصوص این پرونده در دادگاه آمریکا علیه کوکاکولا اقامه دعوا شد.[7]

اما در نهایت شگفتی کوکاکولا ایلات متحده به دلیل عدم ارتباط نزدیک با مدیران شرکت در کلمبیا از این اتهام مبرا شد و مسوول نقض حقوق بشر در کوکا کولای کلمبیا شناخته نشد! نمونه مشابه این اتفاق نیز در 1970 در گواتمالا اتفاق افتاد که در جریان آن تعدادی از اعضاء حزب کارگری شرکت کوکاکولا در گواتمالا به طرز مشکوکی به قتل رسیده بودند.

اعتراضات به کوکاکولا در آمریکای جنوبی به حدی رسید که به این شرکت لقب کولای قاتل داده شد


مساله تبعض نژادی در غرب، در شرکت کوکاکولا نیز به شکلی چهره خود را نشان داد. از این رو معترضین در سال 2003 طی جلسه سالیانه کوکاکولا مدعی شدند که افراد سیاه پوست در این شرکت مورد تبعیض واقع شده و به پست­های بالای مدیریتی دست پیدا نمی­کنند. بنا بر اظهارات این افراد، سیاه پوستان از دستمزد کمتری نسبت به سفید پوستان برخورداربوده و بیشتر از بقیه در معرض اخراج قرار دارند.

[8]

حمایت از آپارتاید افریقای جنوبی

کوکاکولا در سال 1938 وارد بازار افریقای جنوبی شد و با آغاز سیاست آپارتاید (جدایی میان سفید پوستان و سیاه پوستان) در این کشور در 1948 ، این شرکت به سرعت رشد پیدا کرد و با داشتن 4500 کارمند در این کشور به یکی از بزرگترین شرکتهای امریکایی در جمهوری آپارتاید تبدیل شد.[9]

این شرکت تحت حمایت کانل سیستم آپارتاید 90% بازار نوشیدنی افریقای جنوبی را در اختیار داشت و بر اساس گزارش مرکز تحقیقات مسئولیت سرمایه گذاری (Investor Responsibility Research Center) فروش این شرکت در سال 1983 در افریقای جنوبی معادل 5% فروش کوکاکولا در سراسر دنیا بود.[10] 48

سال رشد و توسعه کوکاکولا در این کشور همزمان با سلطه اقلیت سفیدپوستان و سیستم آپارتاید بر کشور بود. رشد این شرکت با حمایت سیستم نژادپرست افریقای جنوبی به بهای ظلم و سرکوب اکثریت سیاه پوست آن کشور صورت گرفت.

در این تبلیغ کوکاکولا تنها برای سفید پوستان قابل عرضه است


در اواسط 1970 تحت فشار اتحادیه های کارگری و فعالان حقوق بشر افریقای جنوبی شرکت مجبور به ارائه برنامه­های آموزشی برای کارگران سیاهپوست خود شد و پس از آن سعی کرد که با استفده از ابزار تبلیغاتی از این اقدام به نفع خود بهره گیرد. با این وجود در سال 1983 دستمزد کارگران سیاهپوست شاغل در شرکت کوکاکولا یک سوم کارگران سفید­پوست بود. علاوه بر این با وجود تغییر سیاست شرکت و امکان ترقی سیاهپوستان به مدارج بالای مدیریتی، در عمل چنین مساله­ای به وقوع نپیوست و اوج پیشرفت سیاهپوستان تا سطوح پایین نظارتی در شرکت بود.[11]

با وجود ادعا های شرکت کوکاکولا در خصوص اقدامات شفاف در قبال کارگران، این شرکت تا قبل از وقوع اعتصابات سال 1983 ، اتحایه­ های کارگری در کارخانه­ های تولید نوشیدنی را به رسمیت نشناخته بود. علاوه بر این اطلاعات کمی در مورد شرکتهای مستقل و خصوصی تولید محصولات کوکاکولا وجود دارد ،اما بر اساس گزارشات منتشر شده شرایط کارگران در این شرکتها به مراتب وخیم­تر بوده­ است. برای نمونه می­توان به اعتراضات کارگران شرکت اومتاتا (Umtata) در خصوص نژادپرستی و اقدامات بیرحمانه مدیریت در سال 1986 اشاره کرد.[12]

به همین دلایل اکثریت سیاه ­پوستان آفریقای جنوبی خواستار خروج این شرکت از بازار این کشور و ممنوعیت فروش محصولات آن شدند.

بسیاری از اتحادیه های کارگری خواستار خروج کوکاکولا از افریقای جنوبی بودند


همکاری با آلمان نازی در جنگ جهانی دوم

از نکات جالب توجه و عجیب ارتباط این شرکت آمریکایی با آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم بوده است. این ارتباط که به پیش از جنگ باز می­گردد در طول جنگ جهانی نیز ادامه پیدا کرد. دلیل ادامه حیات یک شرکت آمریکایی در کشوری که عقاید فاشیستی و نژاد پرستانه بسیار پر رنگ به نظر می­رسید بسیار جالب بود. برای حل این مساله بسیاری از مدیران ارشد شرکت کوکاکولا در آلمان از اعضای حزب نازی انتخاب شدند. بدین ترتیب پس از وقوع جنگ این شرکت همچنان بازار فروش خود در آلمان را در دست داشت.

در هنگام اغاز جنگ، کوکاکولا شروع به توزیع رایگان نوشابه های خود در میان سربازان آمریکایی به عنوان یک نوشیدنی ملی کرد[13] و بدین ترتیب جیره بندی شکر شامل حال این شرکت نشد و از این موضوع به نفع خود استفاده کرد.[14]

ارتش ایالات متحده به شرکت این اجازه را داد که از طریق کارمندانش در مناطق جنگی به توزیع نوشابه میان سربازان اقدام کند. گرچه این اقدام در ظاهر عادی به نظر می­رسد اما هدف اصلی و سیاست شرکت به دست آوردن بازار در کشورهایی بود که اخیرا به تسخیر درآمده بود.[15]

این شرکت که به نوعی حامی آمریکا در جنگ به شمار می­رفت، چهره دیگر خود را نشان داد و از سوی دیگر در آلمان با استفاده از راهبرد ویژه تبلیغاتی در صدد حفظ بازار این کشور بود. به دنبال ناکافی بودن میزان تولید نوشابه کوکاکولا در آلمان ،پس از پایان جنگ برند فانتا (Fanta) نیز توسط این شرکت وارد بازار شد تا جوابگوی تقاضای بازار باشد.[16]

فعالیت کوکاکولا در آلمان نازی با برند فانتا

کوکاکولا و کنترل ذهن

بر اساس گزارش منتشره از سوی شرمن اسکولنیک (Sherman Skolnick) روزنامه نگار و فعال سیاسی امریکایی شرکت کوکاکولا در برهه­ای از ماده مخدر کوکائین در محصولات خود استفاده نموده است.

به گفته وی تا سال 1989 پس از نوشیدن کوکاکولا (Coke) نوعی حالت سرخوشی به فرد دست می­داد. برخی دیگر نیز معتقد بودند که شرکت برای ایجاد یک حس بهتر از نوعی دارو در محصولات خود استفاده می­کند.

بر اساس مصاحیه اسکولنیک با یکی از مدیران ارشد شرکت شیمیایی استپان ( Stepan Chemical Company) که مسئول ساخت یک پایگاه مخفی برای کوکاکولا در حومه شیکاگو بود، وی موافق این موضوع بود که در آزمایشات انجام شده در پایگاه مخفی کوکاکولا کوکائین محصول جانبی برگ کاکائو بوده است.

پس از بالا گرفتن شایعات در خصوص پایگاه مخفی کوکاکولا و وجود کوکائین در محصولات این شرکت، در سال 1989 مقامات ارشد سازمان غذا و دارو آمریکا (U.S Food and Drug Administration) شروع به تحقیق در مورد شرکت کوکاکولا کردند. از این به بعد بود که محصولات کوکاکولا آن حالت نشاط و سرحالی گذشته را به مشتریان خود در آمریکا عرضه نمی­ کرد.

برخی گزارشات از وجود ماده مخدر و اعتیادآور کوکائین در محصولات کوکاکولا خبر داده است.

اما در مقابل، مشتریان این محصول در خارج از مرزهای آمریکا روز به روز در حال افزایش بود، به نوعی که گوی سبقت را از نوشیدنی­های داخلی برخی کشورها نیز ربود . افراد پس از استفاده از این محصول به نوعی به آن اعتیاد پیدا می­کردند. شرکت کوکاکولا حتی در تبلیغات خود نیز این حس نشاط و سرخوشی ناشی از مصرف محصولات را منعکس کرده است.


کوکاکولا و رژیم صهیونیستی، رابطه ­ای عمیق و جدی

رابطه میان کوکاکولا و رژیم صهیونیستی به سال 1966 بازمی­گردد. حمایت کوکاکولا از این رژیم به حدی بوده است که طی این سالها به طور پیوسته مورد تقدیر مقامات اسرائیل قرار گرفته و به عنوان یکی از شرکای نزدیک تجاری رژیم صهیونیستی معرفی شده است.[17]

بر اساس گزارشها بخشی از درآمد سالانه کوکاکولا برای کمک به اسرائیل اختصاص یافته است

شرکت کوکاکولا همچنین دارای روابط نزدیکی با اتاق بازرگانی مشترک امریکا-رژیم صهیونیستی (AICC) است. مقر این اتاق همانند کوکاکولا در آتلانتا قرار دارد. به نظر می­رسد که مدیران ارشد کوکاکولا همواره در هیات رئیسه AICC حضور دارند..[18]

کوکاکولا با حمایت مالی به صورت فعال شرکتهای دیگر را تشویق به سرمایه­گذاری در اسرائیل و رشد اقتصاد این رژیم می­کند.[19] این حمایت تا آنجا پیش رفته است که تامین پاداش شرکتهای برتر امریکایی در حوزه سرمایه­گذاری و ایجاد اشتغال در اسرائیل را بر عهده گرفته است.


کوکاکولا یکی از اعضای فعال اتاق بازرگانی آمریکا اسرائیل است.


در سال 2007 کوکاکولا در دفتر مرکزی خود میزبان مراسم گالا اتاق بازرگانی مشترک آمریکا-اسرائیل (American-Israel Chamber of Commerce Awards Gala) بود. ریچارد ایزاک، مدیر اسرائیلی شرکت کوکاکولا و مدیر برنامه­ریزی راهبردی گروه اوراسیا (Eurasia Group) سخنران اصلی مراسم گالا بود.[20]

حمایت مالی از مراسم عقاب طلایی (Eagle Star Awards) اتاق مشترک بازرگانی دو کشور در سال 2009 در راستای قدردانی از لابی اسرائیلی آیپک (AIPAC) و لابی این گروه با مجلس سنای آمریکا و در نتیجه رد درخواست سازمان ملل به اعلام آتش­بس در جریان درگیری اسرائیل و فلسطین نیز از سوی شرکت کوکاکولا صورت گرفت.[21] در همین سال در دفتر مرکزی کوکاکولا از ژنرال بن الیزر (Ben Eliezer)قدردانی شد. این در حالی است که وی به عنوان جنایت­کار جنگی تحت تعقیب بوده و مسئول یک سوم جنایتهای صورت گرفته توسط رژیم صهیونیستی در جنگ 6 روزه به شمار می­رود.[22]

ریاست اتاق بازرگانی مشترک دو کشور بین سالهای 91 تا 96 به عهده یکی از عوامل موساد به نام موشه ورتیم (Moshe Wertheim ) بود. وی شخصی بود که در سال 1968 باعث شروع به کار شعبه کوکاکولا در اسرائیل شد و از آن زمان تا کنون ریاست این شرکت را به عهده دارد.[23]

آبراهام فینبرگ که از لابی کننده های پر قدرت رژیم صهیونیستی به شمار می­رفت تا زمان مرگش در 1998 به عنوان مدیر عامل شرکت کوکاکولا در اسرائیل مشغول به فعالیت بود. او به تنهایی تامین سرمایه ترومن (Truman) در انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده گرفت. وی از چنان نفوذی بر رئیس جمهور لیندون جانسون برخوردار بود که رژیم صهیونیستی را از عدم نیاز به امضاء معاهده منع گسترش تسلایحات اتمی (NPT) مطمئن ساخت.[24]



مورشه ورتیم
 رئیس و موسس کوکاکولا در اسرائیل
آبراهام فینبرگ، لابی­گر صهیونیست
 در حال دست دادن با ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا
                                                    

در سال 2007 کوکاکولا هیاتی تجاری از مدیران ارشد خود را با هدف سرمایه­گذاری و توسعه فناوری در شرکتهای اسرائیلی اعزام نمود. [25]

این اولین باری بود که اتاق بازرگانی آمریکا-اسرائیل تنها نماینده­های یک شرکت را به اسرائیل اعزام می­کنند. پس از این سفر بود که موهتار کنت از برنامه های کوکاکولا برای سرمایه­گذاری در جهت پیشرفت صنایع غذایی اسرائیل خبر داد و برای هر نوع سرمایه­گذاری مناسب و قابل قبول قول چک سفید داد.[26]

کنت در سخنرانی سال 2009 خود در اسرائیل از تعهد این شرکت به دسترسی مردم به آب سالم خبر داد و این در حالی بود که در چندین کیلومتر دورتر 90 تا 95 درصد آب آشامیدنی مردم غزه (که 65% مصرف کنندگان این آب کودکان بودند) از دسترسی به آب سالم محروم بودند.[27]

این روابط نزدیک از دلایل تحریم کوکاکولا در بین مسلمانان به شمار می­رود.




منابع و مآخذ

[3] Coke and Pepsi battle it out". AME Info. April 8, 2004. http://www.ameinfo.com/37492.html. Retrieved May 11, 2006.

[4] See George McKay 'Consumption, Coca-colonisation, cultural resistance—and Santa Claus', in Sheila Whiteley, ed. (2008) Christmas, Ideology and Popular Culture. Edinburgh University Press, pp. 50–70.

[6] http://www.corporatenarc.com/cocacolascandal.php

[10] Coca-Cola in South Africa," The Africa Fund, July 1986, http://africanactivist.msu.edu/document_metadata.php?objectid=32-130-133A

[11] kora.matrix.msu.edu/.../32-130-F43-84-al.sff.document.af000217.pdf

[12] kora.matrix.msu.edu/.../32-130-F43-84-al.sff.document.af000217.pdf

[13] Mark Pendergrast (2000). For God, Country and Coca-Cola. Basic Books. ISBN 0-465-05468-4.

[15] Mark Pendergrast (2000). For God, Country and Coca-Cola. Basic Books. ISBN 0-465-05468-4.

[16] http://xroads.virginia.edu/~class/coke/coke2.html

[17] http://atlanta.mfa.gov.il/mfm/Web/main/document.asp?documentid=168942

[18] http://web.archive.org/web/19971222015026/http://aiccse.org/board.htm

[19] http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm

[20] http://stories.globalatlanta.com/2007stories/015289.html

[21] http://www.opednews.com/articles/Amnesty-vs-AIPAC-Senate-by-Robert-Naiman-090108-850.html

[22] http://www.washington-report.org/backissues/0296/9602017.html

[23] www.biu.ac.il/Besa/bulletin/bulletin21.pdf

[24]http://books.google.co.uk/books?id=WeMCAAAAMBAJ&lpg=PA14&ots=iEWD1j3y_5&dq=Abraham%20Feinberg%20coca%20cola&pg=PA14#v=onepage&q=&f=false

[25] http://www.ivc-online.com/ivcWeeklyItem.asp?articleID=5484

[27] http://www.amnesty.org.uk/news_details.asp?NewsID=18466


+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعــت19:36 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
جمرهای حرارتی؛ سپر نامرئی تانکهای ایرانی + عکس
حرارتی که توسط ادوات و انسان ها تولید می شود پایه ای برای ایجاد سلاح هایی است که با ردیابی حرارت کار کرده و دسته مهمی از تسلیحات را خصوصاً در انواع سطح به سطح و هوا به سطح شکل داده اند.

به طور کلی هر شیئی در هر دمایی در حال انتشار امواج فروسرخ(IR:Infra Red) از خود است که توسط چشم انسان قابل رؤیت نیست. حسگرهای حرارتی با دریافت این پرتوها قادر به آشکارسازی اشیاء ثابت و متحرک هستند. بدیهی است در صورت تولید حرارت در جسم مانند بدن انسان یا موتور یک خودرو یا تانک کار ردیابی راحت تر شده و از اینرو تسلیحاتی که سامانه هدفگیری آنها از نوع حرارتی است نظیر موشک های ضد تانک جایگاه مهم و رو به رشدی یافته اند.

این تسلیحات بر پایه قابلیت های آشکارساز مورد استفاده، در شرایط چون نور روز تا تاریکی مطلق شب(که موشک های هدایت اپتیکی قابل استفاده نیستند) می توانند کار کنند و احتیاجی به وجود نور در محیط برای چند برابر کردن آن نظیر دوربین های دید در شب ندارند و می توانند از درجه حرارت هایی در حدود 20- تا 2000+ درجه سانتیگراد را با دقت تا 0.1 درجه تشخیص دهند.

بدیهی است در آن سوی میدان نیز اهداف برای مصون ماندن از خطر چنین تسلیحاتی دست به کار شده و برای ایجاد اختلال و حتی پنهان کاری حرارتی به فکر چاره باشند. در این گزارش به معرفی یک نمونه از سامانه های اخلالگر(جمر) حرارتی ساخته شده در کشور می پردازیم که قابلیت نصب روی انواع ادوات و استحکامات زمینی را دارد.


نمایش عملکرد یکی از انواع سامانه های حرارتی در ایجاد تصویر در تاریکی

ابتدایی ترین روش برای گمراه کردن موشک های دارای حسگر حرارت یاب استفاده از شراره(flare) بود که با شبیه سازی یک منبع حرارتی قوی تر از هدف، موشک را به دنبال خود می کشید. با پیشرفت حسگرهای حرارتی به خصوص توانمند شدن آنها در تشخیص امواج فرابنفش به علاوه امواج فروسرخ که سابقاً ردگیری می کردند، این نوع از گمراه کننده ها از کانون توجه دور شدند. هر چند شراره های بهتر و پیشرفته تری نیز ساخته شد که امروزه نیز در هواپیماهای جدید استفاده می شوند اما راه حل مؤثر دیگری که بوجود آمد، استفاده از جمرها یا اخلاگرهای فروسرخ بود.

جمرها با فرستادن طیف هایی از امواج به صورت پالسی و مانند فلاش زدن باعث گمراه شدن حسگر موجود در موشک دشمن شده و کار هدفیابی آن را دچار اختلال می کنند. این امواج تداخلی به طور معمول 1.5 تا 2 برابر و نهایتاً تا 20 برابر قوی تر از پرتوهای فروسرخ ساطع شده از پرحرارت ترین ناحیه هدف به عنوان مثال موتور تانک یا بالگرد هستند. امواج منتشر شده از جمر بیش از پرتوهای ارسالی از هدف، جستجوگر حرارتی موشک را به خود مشغول کرده و در نتیجه عملآً هدف از دید آن ناپدید می شود.
به گزارش مشرق، روش دیگری که اخلالگرهای فروسرخ بکار می گیرند، استفاده از یک پرتو پرانرژی برای اشباع جستجوگر موجود در موشک است. با اینکارها در واقع قفل سامانه هدفگیری موشک روی هدف شکسته شده و با توجه به محدودیت زاویه دید حسگر موجود در موشک در صورت متحک بودن هدف، موشک به هدف برخورد نکرده و در صورت ثابت بودن آن با استفاده از پرتابه های گمراه کننده پرحرارت(flare) موشک با دنبال کردن آنها از هدف دور خواهد شد.

جمر حرارتی بر روی تانک تی-90

بدین ترتیب با نصب جمر روی ادوات، آشکارساز موشک دچار خطا شده و قابلیت ارائه اطلاعات هدف برای تصحیح مسیر را از دست می دهد. تقریباً از همان سال هایی که سامانه های آشکارساز حرارتی ساخته شدند، اخلالگرهای آنها نیز در مسیر توسعه قرار گرفتند و پس از آن تسلیحات هدایت فروسرخ بهبود یافته و توان هدفگیری خود جمرها را پیدا کردند.

جمرهایی با توان خروجی بالا علاوه بر سنگین و حجیم بودن و دشواری به کار گیری روی ادوات به سرعت توسط دشمن کشف شده و هدف قرار می گیرند در حالیکه جمرهای دارای توان پائین هم سبک تر بوده و قابلیت جابجایی بسیار بهتری داشته و هم هدفگیری آنها از سوی دشمن دشوار است. از این رو اخلالگرهایی با توان کمتر و قابلیت عملکرد در طیف های نزدیک به آشکارسازهای جدید و پیشرفته توسعه یافتند. این نوع جمرها حتی توسط یک نفر نیز قابلیت جابجایی داشته و می تواند با استقرار در خطوط دفاعی نزدیک به دشمن به طور مؤثری موشک های دشمن را دچار اختلال نماید.

یک نوع جمر حرارتی در سمت راست تصویر

جمر حرارتی زمینی ساخت کشورمان نیز از نوع جمرهای جدید با توان خروجی کم بوده و دارای مشخصات عملکردی بالایی است. میزان تأثیرگذاری این اخلالگر بیش از 90 درصد بوده، میدان دید 50- تا 25+ درجه عمودي و 40- تا 40+ درجه افقي و عمر کاری 2000 ساعت دارد. این جمر با رعایت استاندارهای نظامی سختگیرانه نظیر کار محیط کم فشار(برای مشابه سازی ارتفاعات)، دماهای پائین و بالا و شوک های دمایی، باران و برف، محیط های شن و نمکزار، اثرات انفجار، محافظت در برابر نفوذ آب، رطوبت، گرد و غبار و تحمل ضربه طراحی و آزمایش شده است تا از کارایی بالایی در محیط های رزمی برخوردار باشد.

این جمر قابلیت نصب روی خودروها، تانک، سنگرها، زاغه های مهمات، ساختمان ها و سایر اهداف را داشته و حتی می تواند به عنوان منبع نور برای کمک به دوربین های دید در شب مورد استفاده قرار گیرد.

همچنین سبک بودن این سامانه امکان به کارگیری آن را بر روی پایه ثابت و حمل توسط نفر به نقاط نزدیک به دشمن را ممکن می سازد. در نتیجه در صورت لزوم برای تأثیرگذاری بیشتر می توان به خطوط دشمن نزدیک تر شد.

نمونه هواپایه از جمرهای فروسرخ نیز در کشور ساخته شده است که پیش از این در گزارشی به آن پرداخته بودیم. تولید داخل بودن این گونه وسائل امکان بکارگیری آن را در تعداد بسیار زیاد و بر روی طیف وسیعی از ادوات و استحکامات ممکن ساخته و از تأثیر گذاری موشک های دارای حسگر حرارتی به شدت می کاهد که امروزه تعداد زیادی از تسلیحات دشمن را از نمونه های ضد تانک گرفته تا موشک های میانبرد شامل می شود. بنابراین تعداد تلفات تجهیزات خودی بسیار کاهش و بقاپذیری رزمی آنها افزایش یافته و از سوی دیگر هزینه های دشمن برای انهدام تجهیزات ما بالا می رود.
+ نوشته شـــده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعــت9:57 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
نگاهی به پدیده مدگرایی در جهان + عکس

مشرق نیوز

مد (به فرانسوی Mode) اصطلاح کلی در حیطه هنر طراحی پوشاک است که تحت تاثیر اوضاع فرهنگی و اجتماعی جامعه در یک دوره زمانی مشخص انجام می‌پذیرد.

به نقل از تازه ، برای تعریف مد (Fashion) دو تعریف دیگر نیز ارائه شده است: «شیوه رفتاری که به طور موقت توسط بخش مشخصی از اعضاء یک گروه اجتماعی اتخاذ می شود، به این دلیل که آن رفتار انتخابی را از نظر اجتماعی برای آن زمان و موقعیت مناسب تشخیص می دهند.» و «مد نوع لباسی است که اخیراً پذیرفته شده است». اما واژه مد در لغت به معناى سلیقه، اسلوب، روش و شیوه به کار مى‏رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه‌ی موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی، لباس پوشیدن را تنظیم می‌کند. مدگرایى نیز آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوى جدیدى در جامعه رواج یافت، از آن پیروى نماید. بنابراین، مى‏توان گفت: مدگرایی به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد یک جامعه اطلاق مى‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالاى به خصوصى یا در پیش گرفتن سبکى خاص در زندگى مى‏شود.

جامعه شناختی و روانشناختی مد و مدگرایی:
برخی از جامعه شناسان ریشه مد و مدسازی و مدگرایی را در نابرابری‌های اجتماعی می دانند. اسپنسر معتقد است مد بر عکس تشریفات موجب رقابت بین اشخاص طبقات بالاتر می‌شود و در واقع نوعی تقلید ناشی از رقابت است نه تقلید ناشی از پسند وستایش. هومنز نیز دیر این زمینه می گوید؛ از میان اعمالی که شخص انجام می‌دهد، عملی که بیشتر به پاداش منجر شود احتمال تکرارش افزایش می‌یابد، لذا می‌توان گفت که اگر چه شخص ممکن است در پی مدگرایی با گروه خود درگیر شود، ولی در میان همسالان خود مورد تشویق و تأیید قرار می‌گیرد و نیز در ارتباط با جنس مخالف به موفقیت رسیده و ارزش و منزلت خود را بالاتر می‌برد و چون این موفقیت‌ها در راستای مدگرایی صورت گرفته‌اند در نتیجه این عمل (مدگرایی) بیشتر تکرار می‌شود.

همچنین از لحاظ روانشناختی نیز برای مدگرایی عوامل متعددی ذکر شده است. به بیان دیگر علاوه بر زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی، مدگرایی در بین جوانان از یک سری اصول و سازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند و با انگیزه ها و نیازهای چندی در ارتباط است.

1. تنوع طلبی و نوگرایی: استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شدّت، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.

2. مدگرایی و همانند سازی: همانند سازی در مکتب روان تحلیلگری به فرایندی ناهشیار اطلاق می شود که فرد، طی آن، ویژگی ها (نگرش ها و الگوهای رفتاری) فرد دیگری را برای خود سرمشق قرار می دهد و با تقلید از نگرش ها و ویژگی رفتاری وی احساس می کند که مقداری از قدرت و کفایت او را نیز به دست آورده است. منبع اصلی همانند سازی در دوران کودکی والدین هستند؛ زیرا کودک، اولین و بیشترین برخورد را در زندگی با والدین خود دارد؛ اما در دوران نوجوانی که فرد از والدینش فاصله می گیرد، الگوهایی را که خود را با آنها شبیه کرده است، از دست الگوهای دیگر، یعنی از طریق همانند سازی های جدید با دیگری، پر شود. به اعتقاد روانشناسان، همین خلأ و احساس ناامنی ناشی از آن باعث می شود که نوجوان در مسیر خود به راه حل هایی متوسّل شود که این راه حل ها از طریق همانند سازی با شخصیت هایی است که الگوی نوجوان قرار می گیرند. این شخصیت ها می توانند شخصیت های معروف گذشته، هنر پیشه های سینما، نوازندگان و آوازخوانان، و یا گروه های مختلفی مانند «هیپی»ها باشند و فرد، خود را از نظر ظاهری شبیه آنها ساخته، در شیوه‏ى لباس پوشیدن و طرز رفتار با آنان همانندسازی کند. به محض این که یک هنرمند یا ورزشکار لباسی را بپوشد و در صحنه ای ظاهر شود، جوانان با وی همانند سازی نموده، سعی می کنند به عنوان مد، آن را در جامعه طرح کنند.

3. رقابت و چشم و همچشمی با دیگران: انگیزه‏ى رقابت و چشم و همچشمی با دیگران، از دیگر عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان محسوب می شود. این انگیزه، در همه‏ى افراد وجود دارد و به گونه های مختلف بروز می کند. رقابت اگر در زمینه های مثبت جهت داده شود، باعث پیشرفت و رشد و تکامل معنوی فردی می شود؛ اما اگر جهتگیری آن به سوی امور مادّی و مدپرستی باشد و فرد، سعی کند از لحاظ ظاهری (و مثلاً در سبک و شیوه‏ى لباس پوشیدن) از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.

4. مدگرایی و التزام ناشی از دوستی: یکی از عوامل پیروی از مد در بین جوانان و نوجوانان، ترس و نگرانی از مجازات های خصوصاً غیر رسمی از سوی دوستان است. لذا تحقیر و تمسخر، پوزخند زدن و متلک گفتن اطرافیان و ترس از آن، باعث می شود که جوانان و نوجوانان از مدهای رایج پیروی کنند.

5. مدگرایی و جلب توجه دیگران: افرادی هستند که با تعویض و تغییر هر روزه‏ى لباس و آرایش خود و خریدن لباس های گران قیمت و مد روز، درصدد جلب توجه دیگران برمی آیند. استفاده از لباس های چسبناک و برّاق و رنگارنگ، جوراب هایی شبیه تو ماهیگری، کفش هایی با پاشنه های خیلی بلند، آرایش تندی با رنگ های غیر طبیعی و .. (که بیش از همه در بین جوانان و بخصوص دختران رایج است)، باعث جلب توجه دیگران شده، نگاه هایی را به خود معطوف می دارد.

6. مدگرایی و تشخیص طلبی: برتری جویی و تشخّص طلبی از دیگر عوامل پیدایش مد در بین جوانان است. افرادی که خود را برتر از دیگران و مربوط به قشر مرفّه جامعه می دانند، سعی می کنند این برتری را در گویش، لباس پوشیدن، محیط آرایی و سبک آرایش و زیور آلات خود نشان دهند و لذا مدهای جدید را مطرح می کنند. تورشتاین وبلن مد را وسیله ای برای این که افراد، نشان دهند ثروتمند و با شخصیت و یا دارای اندیشه ای خاص هستند، می داند؛ لذا به محض این که مدی در جامعه گسترده شد، اشراف زادگان و ثروتمندان به سراغ این مد جدید می روند؛ زیرا مد قدیمی دیگر آنها را از طبقات دیگر جامعه متمایز نمی کند.
مد و مدرنیسم:
مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته‏ى فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد و اندیشه‏ى مدرنیسم قلمداد می شود و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه‏ى طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم افق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویه‏ى دیگر، رابطه‏ى مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.

تاریخچه مدگرایی در ایران:
با نگاهی به حیات اجتماعی بشر، روشن می‌شود که پدیده مد همیشه در تاریخ بشر بوده است و منحصر به دوره معاصر نیست، با نگاهى به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلى شاه و ناصرالدین شاه که پاى ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه، فصل متفاوتى در مدگرایى ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مُدهاى مختلف در ایران رایج گردیده است.

در مورد نحوه ورود مد به ایران باید گفت که این مسئله به سال 1321 برمی‌گردد؛ زمانی که فردی به نام زینت جهانشاه همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت، درست یک سال بعد بود که این خانم خیاط‌خانه ای را در خیابان امیریه راه اندازی کرد و با همراهی پنج کارگر، هر آنچه در سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود، به خانم‌های اشرافی عرضه کرد. جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای نخستین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاط خانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد. او در خیاط‌خانه خود در تهران، طرح‌های خود را که مجموعه‌ای از ایده‌هایش بود در معرض فروش خریداران گذارد. همچنین از آنجا که فضای خیاط خانه کاملا زنانه بود، مانکن‌های زن از میان دوستان و آشنایان برای نمایش لباس‌ها برگزیده شدند و به نوعی تبدیل به نخسین برند غیررسمی ایران در تولید پوشش منحصر به فرد شد.
کارکردهای مد:
پیروی از مد و زیبایی‏ خواهی و تنوع ‏پسندی، ریشه در نهاد انسان دارد که نیازهایی چون تنوع، زیباخواهی و کمال‏ جویی فطری منشا اصلی آن محسوب می‏شود. اما صورت‏های افراطی رایج این گرایش (مدپرستی) در نتیجة جهل و ناآگاهی و ضعف ارزش‏های معنوی و تبلیغات وسیع کمپانی های تجاری و خودباختگی و تقلید کورکورانه از دیگران و یا آلوده شدن به رذایلی چون خودنمایی، فخرفروشی، احساس حقارت و خود کم‏بینی و... پیش می‏آید. در همین زمینه برخی از روانشناسان اجتماعی معتقدند که؛ ایجاد نشاط و شادابی، بیرون آمدن از کسالت و یکنواختی و ارضای هیجان‌ها، از پیامدهای مثبت مد است و پیامدهای منفی مدگرایی نیز، متکی شدن شدید فرد به دیگران حتی در تعیین افکار و اعمال، تاثیرپذیری از گروه های مختلف و خدشه‌دار شدن هویت فردی خواهد بود. مد به دلیل اینکه نوعی نوآوری محسوب می شود پیامدهای مثبتی به دنبال دارد، اما زمانی که مد با هنجارهای رایج در جامعه و فرهنگ آن در تضاد باشد، تنش به دنبال خواهد داشت و تنش در نهایت به فروپاشی هنجارهای مسلط یا جایگزینی ارزش‌ها و هنجارهای جدید می‌انجامد.
+ نوشته شـــده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعــت10:30 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
حافظ گل در خیابان «چادر» است


برشی از یک مثنوی بلند در تکریم حجاب و عفاف

«فاطمه» با دست خود بر گل نوشت

«مقنعه» دارند گلهای بهشت

چهره گل از نظر پوشیده است

«چادر» عصمت به خود پیچیده است

زن کرامت می کند احساس یاس

عشق زیبا می شود در این لباس

گرچه سهل و ساده باشد مثل آب

درک باید کرد معنای «حجاب»

بهره ای از باغ بینایی ندید

هر که زن را دید و زیبایی ندید

حسن زن روشن چو گل در گلشن است

حسن کلی «هو»ست جزءاش در «زن» است

بر «حجاب» خویشتن دل باخته است

عشق هم «چادر» به سر انداخته است

هر زمانی وقت «عصمت» کوشی است

فرصت زیبای «چادر» پوشی است

چیست گل: زن- عطر ریزد «عفت»اش

نیست زیبای زن جز «عصمت»اش

بر نگاهم داغ بینایی نگر

گلشن عشق است زیبایی نگر

گل: زن است و زن:گل و گل طاهر است

«عصمت» زن در «حجاب»اش ظاهر است

خواهرم! در «عصمت» و «عفت» بکوش

بهترین گل می شوی «چادر» بپوش

«مقنعه» زیبنده بر روی همه ست

«مقنعه»، «چادر» حجاب «فاطمه» ست

«چادر» تو چون لباس شبنم است

یادگار حضرت گل، «مریم» است

غنچه را از حسن خود جوشانده ای

برگ گل بر جسم خود پوشانده ای

چادرت تن دور از آتش کرده است

«حضرت زهرا» سفارش کرده است

نیست بهر عصمت «چادر» کفاف

با نگاهت حفظ کن درس «عفاف»

خواهرم! کاری خدایی می کنی

با «حجاب»ات پارسایی می کنی

کوچه ها از چشم «نامحرم» پر است

حافظ گل در خیابان «چادر» است

خواهرم! از دین «وقار» آموختی

با «حجاب» خود «ثواب» اندوختی

در ثواب «چادر» تو صد صواب

اسلحه بر قامتت باشد «حجاب»

چشم «نامحرم» ترا هرگز ندید

«چادر» تو حافظ خون «شهید»

دیده ام در متن شب رنگین کمان

ماه را «چادر» به سر در آسمان

غرق عصمت- غرق زهد و عفت اند

«بانوان شیعه» شعر خلقت اند

خواهرم! احساس را چون یاس کن

یاس را شرمنده از احساس کن

فاش- زیبایی مکن بهر همه

ای گل سرخ بهشت «فاطمه»

کشف زیبایی ست کاری اعظم است

این هنر مخصوص چشم «محرم» است

ای برای «حضرت زهرا» کنیز

مادر من- خواهر من- ای عزیز

شعر «عصمت» را سرودی بیت- بیت

با «حجاب» خود برای «اهل بیت»

چونکه «لحن» ات نیست واضح در خطاب

عطر «مسجد» می دهی بوی «گلاب»

گر که جهل است و خطا، خبط، اشتباه

«بی حجابی» هست «بیماری»، گناه

مثل گل در روضه «اسلام» باش

خواهرم! با «زهد» خود «خوشنام» باش

آنچه را مومن ثوابی بهتر است

«امر معروف» است و«نهی از منکر» است

توصیه از «دین» و «توشیح» از امام

«آمران حق» همه «خیرالانام»

این ترانه نغمه هر بلبل است

بانوی «ایرانی» و «شیعی» گل است

شجاع الدین ابراهیمی

+ نوشته شـــده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعــت10:21 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
كدام سيب در ويلاي دماوند به سر خاتمي خورد كه رأي داد؟!

تلاش دو رسانه حامي خاتمي- كه از لندن و پاريس به روز مي شوند- براي توجيه افتضاح اخير وي ناكام مانده است.
«جرس» و «كلمه» به عنوان دو سر خط اصلي پروژه تحريم انتخابات در خارج كشور، در حالي به توجيه شركت خاتمي در انتخابات روي آوردند كه پيش از آن تلاش گسترده اي براي انكار و كتمان و تكذيب ماجرا به عمل آورده بودند. «كلمه» از قول حسين نوراني نژاد نوشت: امروز (ديروز) ساعاتي خدمت آقاي خاتمي بودم. كاملا در جريان سنگيني فضاي بوجود آمده در پي راي دادنشان بود و اين فضاي سنگين تا نزديك ترين افراد و بستگان آقاي خاتمي امتداد داشت. آقاي خاتمي اولين چيزي كه گفت «بسيار سخت بودن» تصميمي بود كه ديروز اجرا كرد. گفت كه نسبت به تبعات عاطفي رايش آگاهي داشته و نسبت به آن احساس مسئوليت سنگين و دلنگراني مي كرده. اما « اخبار نگران كننده اي طي دو روز منتهي به انتخابات، درباره برنامه و نقشه هاي تندروهاي جريان حاكم در زمان پس از انتخابات دريافت كرده بود كه حركتي غافلگير كننده را براي بر هم زدن آن ايجاب مي كرد.»
«كلمه» همچنين از قول نامبرده افزود: كه خاتمي دلواپس آرمان هاي انقلاب و جمهوريت و اصل نظام بوده و روي برگ رأي خود «جمهوري اسلامي» را نوشته است. البته كلمه توضيح نمي دهد چرا خاتمي اين قدر دير و يواشكي تصميم گرفت برخلاف خط القايي جريان نفاق جديد، در انتخابات حاضر شود و به «جمهوري اسلامي»! رأي بدهد و چرا از ديگران نخواست كه همين كار را بكنند؟ يا اين سوال كه آيا خط زنندگان قيد اسلام در شعار «جمهوري اسلامي» اين ادعاي خاتمي را مي پذيرند و مي پسندند؟ و بالاخره اينكه چرا «نگراني درباره «نقشه تندروهاي حاكم» تا بعدازظهر روز جمعه و در ويلاي شخصي برادر خاتمي در دماوند» به ذهن عضو مركزيت مجمع روحانيون خطور نكرده بود و همان جا - مثل قضيه نيوتون و جاذبه- پاي درخت سيب و گلابي و گيلاس خطور كرد؟!
اما صرف نظر از ابتكارات! بامزه كلمه و جرس، محافل ضد انقلاب با وجود سپري شدن چند روز از ماجرا همچنان كلافه و عصباني هستند و نفس اقدام خاتمي را همچنان كه يكي از آنها در سايت بالاترين اعلام كرد «شيلنگ گرفتن به هيكل همه حاميان تحريم انتخابات» مي دانند. گزارشي درباره اين واكنش ها را مي خوانيد:
- بالاترين: «درباره خاتمي و شركت در انتخابات فارغ از تندروي هايي كه سلطنت طلبان و مجاهدين [منافقين] مي كنند، اگر منطقي به مسئله نگاه كنيم، واقعيت اين است كه او انتخابات را تحريم كرده بود. پس به ميل خود پاي صندوق نرفته و در واقع او را شركت دادندش. ترس، برادر مرگ است. خاتمي با تهديدهايي كه شده شركت كرده. كسي چه مي داند چه تهديدي به خاتمي روا شده و يا چه آتويي به دست ارگان هاي امنيتي داده كه حاضر شده با شركت در انتخابات اينگونه به مرده سياسي تبديل شود؟
- «خودنويس»: «خاتمي رأي مي دهد اما سايت هاي همسو لاپوشاني، ماله كشي و ماستمالي مي كنند. چرا خاتمي براي كار خود بهانه و برهان جمع نكرده بود تا جرس و كلمه مجبور به اين كار شوند؟ خاتمي با كار خود آخرين ميخ را به تابوت توهماتي كه بعضي از متوهمان درخصوص او توليد و تكثير مي كردند، كوبيد هر چند كه كلمه و جرس دست از لاپوشاني و سانسور بر ندارند. در حالي كه خشم و نااميدي بسيار از حاميان و توجيه گران سياست هاي خاتمي بيشتر و بيشتر مي شود، سايت كلمه و جرس سعي بر كتمان اين خبر كاملا قابل انتظار، اما بسيار زشت مي كنند و با اين كار، يعني بي اهميت جلوه دادن خبر شرم آور، از پوشش دادن خبر سر باز مي زنند! واقعا درخصوص خوانندگانتان چه فكر مي كنيد؟ براستي اين كار شما توهين به عقل خوانندگان تان نيست؟ اين كتمان و درزگيري افتضاح خاتمي لكه ديگري بر كارنامه امثال اميرارجمند است».
- بالاترين: «خيانت هاي مكرر حاميان اصلاحات به خصوص در سه سال اخير، بدنه جنبش سبز (اگر هنوز دوست داريد يك جنبش سياسي به اين نام خوانده شود) را به جايي رسانده كه اين روزها ننگ همراهي اصلاح طلبان را تنها تحمل كنند. البته آناني كه چشم بر واقعيت نبسته اند به خوبي خيانت هاي مكرر در مكرر خاتمي را به ياد دارند. او در حالي كه حتي بدبين ترين مخالفان خاتمي با ديده شك به شركت او در انتخاب مي نگريستند در كمال وقاحت و بي شرمي وصف ناپذير در تصميمي به خيال خود زيركانه مخفيانه رأي داد. در اين ميان سايت كلمه همانند خواهر دوقلوي دروغگوي خود جرس اقدام به پخش سلسله تمجيدهايي درباب «سخت بودن» شرايط رأي ندادن براي او كرده است. پرسش اينجاست كه چطور خاتمي حاضر نشد همان شب شفاف سازي كند و لااقل جلوي دروغ پراكني سايت هاي طرفدار و كاربران ماله كش خود در شبكه هاي مجازي در باب كذب بودن خبر رأي دادن را بگيرد. به راستي كه تاريخ، چنين بي پرنسيبي و بي شرفي را از سياستمداران سراغ ندارد».
- خاتمي گفت شركت در انتخابات بي معني است و خودش شركت كرد. او كلاً علاقه عجيبي به كارهاي بي معني داره. وقتي همه رو به زور زير يك پرچم خيالي به نام وحدت در جنبش سبز مي كنيم، همين ميشه. يه روز خاتمي از آن بيرون مي پره و روز ديگه كس ديگه. اي عباي شوكولاتي! اي نگين انگشتري ما! اي اوني كه با خودكار صورتي نامه مي نويسي و برات غش مي كنيم! غصه نخور. اين هم يه روي ديگه رومانيسم سياسي هست ديگه نه!؟ دو روز ديگه يادمون ميره و باز قربون صدقه ميك آپ ريشت و عباي شوكولاتيت مي ريم».
- «جناب خاتمي، خواهشمنديم كه ديگر به خود زحمت مصاحبه ندهي و پيامي، درودي، تبريكي براي ما نفرستيد. ما ديگر نمي خواهيم از شما چيزي بشنويم، مي خواهيم فراموشتان كنيم. چرا كه شما يادآور «حماقت چندين ساله ما» هستيد. حماقتي كه اگر كوتاهي اي از شما مي ديديم به جاي مورد سؤال قرار دادن شما، به دفاع از شما برمي خواستيم و آستانه صبر خود را بالا و بالاتر مي برديم. جالب اين است كه شما براي تسلاي خاطر ما ادعا مي كنيد با نوشتن كلمه «جمهوري اسلامي» بر روي برگه رأي خود راي باطله داده ايد. اما آقاي خاتمي كجاي كاريد؟ اي كاش به جاي درج نام جمهوري اسلامي بر روي برگه رأي، نام يكي از كانديدها را مي نوشتيد... اينگونه براي ما هم تحملش آسان تر بود. بگذاريد خيالتان را راحت كنيم، براي ما مهم نيست كه جمهوري اسلامي واقعي چيست و چه بركاتي دارد. ما خيلي وقت است كه تكليفمان را با مذهب روشن كرده ايم.
- نامه يكي از مخاطبان به جرس: «از پريشب تا حالا شوكه ام. حالم ميزون نيست. اين كار خاتمي واقعاً منو كله پا كرد. راستش ديشب تا صبح باهاش تو كله ام كلنجار رفتم. كتمان نمي كنم كه هي به خودم فشار آوردم كه يه دليلي پيدا كنم كه او كار درستي كرده، نشد كه نشد. هنوز هم ته دلم منتظر يه معجزه م كه من رو برگردونه به پريروز. به زماني كه هنوز اين خبر رو نشنيده بوديم.
-روزنت: «واقعيت اين است كه هنوز درباره راي دادن خاتمي دچار بهت هستم. من سالهاست منتقد خاتمي ام اما با توجه به سخنان رسمي و غيررسمي خاتمي، اين كار از او غيرقابل باور بود. مشكل از آنجا آغاز شد كه اصلاح طلبان و سبزها اعلام كردند در انتخابات شركت نمي كنند، اما خاتمي در ساعتي غيرمعمول و در مكاني دورافتاده راي داد. خاتمي در جايگاهي نيست كه بتواند حاكميت را وادار به مصالحه كند. حتي اگر چنين مصالحه اي وجود داشت، خاتمي مي توانست چند روز جلوتر از حاميان خود بخواهد كه به همين منظور در انتخابات شركت كنند. اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد، بلكه او در روزهاي منتهي به انتخابات اعلام كرده بود كه به هيچ وجه در اين انتخابات راي نداده و به همين دليل از تهران هم خارج خواهد شد... تا زمان حضور مخالفان در خيابان كمتر كسي تلاش مي كرد دوگانه جنبش سبز/ اصلاح طلب را پررنگ كند اما اكنون امثال محمدعلي ابطحي با توجيهاتي كه براي راي دادن خاتمي مي نويسند، اين امر را پررنگ تر مي كنند. شايد به اين دليل كه قبلا بسياري تصور مي كردند حاكميت در مقابل جنبش سبز به زودي عقب مي نشيند اما عدم وقوع اين اتفاق، برخي را به فكر روش هاي قديمي انداخت. اين مسئله بخصوص زماني بيشتر مورد توجه قرار گرفت كه تهديدهاي اصلاح طلبان- و در راس آنها، خاتمي- براي عدم حضور در انتخابات، نه تنها جدي گرفته نشد، بلكه با استقبال بسياري از اصولگرايان نيز مواجه شد. اگر از اين منظر به راي خاتمي بنگريم، احتمالا مي توانيم چنين صورت بندي فرضي اي انجام دهيم كه خاتمي دريافته اگر در انتخابات شركت نكند، همان برخوردي كه در دهه 60 با مهدي بازرگان و نهضت آزادي انجام شد، با وي و حاميانش نيز انجام خواهد شد. اما مطرح شدن دوگانه مذكور مي تواند ضربه اي بزرگ به جنبش سبز باشد و ريزش هاي بيشتري را در پي آورد. شركت خاتمي در انتخابات، در واقع اعلام رسمي شكست سياست تحريم فعال انتخابات بود.»
- گويانيوز (مجتبي واحدي): «برخلاف خيلي هاي ديگر اقدام خاتمي را اقدام مباركي مي دانم. او مي تواند پرچم اصلاحات را با جرأت خودش دست بگيرد اما سؤال من اين است كه اگر اخبار نگران كننده، دو روز قبل از انتخابات به دست خاتمي رسيده، چرا آن را حتي با نزديك ترين دوستان، ياران و بستگان خود نيز در ميان نگذاشت به طوري كه محمدرضا خاتمي و همسرش نيز از اقدام خاتمي بي اطلاع بودند؟ آيا نبايد ساير عناصر موثر اصلاحات هم از اين نقشه هاي خطرناك مطلع مي شدند تا در تصميمي كه مشتركا با خاتمي براي عدم حضور در انتخابات گرفته بودند تجديد نظر نمايند؟ اما پرسش مهمتر آنكه تدبير خاتمي براي برهم زدن نقشه تندروهاي جناح حاكم چه بوده است؟ خاتمي در يك روستاي دورافتاده به دور از چشم رسانه ها در راي گيري شركت كرد تا نقشه تندروهاي جناح حاكم را خنثي نمايد. نكته جالب و سؤال انگيز در اين ميان آن است كه خبر اين حضور- كه به تصور آقاي خاتمي، برهم زننده آن نقشه هاي خطرناك بود- توسط خبرگزاري فارس منتشر شد!! راستي اگر خبرگزاري فارس در هماهنگي با اربابان تندرو از انتشار خبر حضور آقاي خاتمي در انتخابات خودداري مي كرد آيا خاتمي شخصا خبر مشاركت در انتخابات را در اختيار رسانه ها مي گذاشت؟ يا مثلا با ارسال كپي شناسنامه مهر خورده خود براي بخش كمتر تندرو حكومت آنها را قانع مي ساخت كه بخش تندروتر را از اجراي نقشه هاي خطرناك، منصرف نمايند؟»

+ نوشته شـــده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعــت10:11 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
منتظر سنگ نباشيد نارگيل بيندازيد!
1- نارگيل، يكي از ميوه هاي بسيار مفيد و صدالبته، بسيار گرانقيمت است. در گراني قيمت نارگيل عوامل و علت هاي متعددي نقش دارند كه يكي از اصلي ترين آنها، سخت و دشوار بودن دسترسي به اين ميوه و چيدن آن است. درخت نارگيل، ساقه اي بلند- مثل نخل خرما- دارد و در مناطق گرمسير روي خط استوا مي رويد. روي درخت هاي نارگيل همواره تعداد زيادي ميمون حضور دارند و نسبت به اين ميوه و حفظ آن براي تغذيه خود، تعصب مي ورزند، حالا مي توان حدس زد كه دسترسي به نارگيل و چيدن اين ميوه تا چه اندازه سخت و دشوار است. اما، انسان با هوش براي غلبه بر اين دشواري راه حل زيركانه اي يافته است. آدمها براي دسترسي به نارگيل ها، سنگ يا جسم سخت ديگري شبيه آن را به سمت ميمون ها پرتاب مي كنند و ميمون ها براي مقابله و دفاع از خود نارگيل ها را يكي پس از ديگري از درخت چيده و به سوي انسان ها پرتاب مي كنند! حيوانات زبان بسته به خيال خود در حال جنگ با انسان ها هستند!... البته ميمون ها، حيوانات كم هوشي نيستند ولي نهايتاً در زيرمجموعه حيوانات جاي دارند و در مقايسه با انسان، چه عرض شود!!
2- «در گزارش هاي دريافتي از تهران فضاي انتخابات پارلماني روز جمعه سرد و بي روح ارزيابي شده است- سي ان.ان»!

«روز دوم مارس- 12 اسفند- رژيم اسلامي ايران سردترين انتخابات پارلماني در تاريخ 33 ساله خود را تجربه مي كند- آسوشيتدپرس»!
«انتخابات رياست جمهوري ژوئن 2009- خرداد 88- مردم ايران را نسبت به برگزاري انتخابات آزاد و بدون تقلب بدبين كرده است و اين بدبيني و سوءظن را با خودداري از شركت در انتخابات پارلماني در دوم مارس نشان خواهند داد- دويچه وله»!
«در حالي كه تلويزيون ايران و روزنامه كيهان تلاش مي كنند مردم را به پاي صندوق هاي راي دعوت كنند، مردم بي اعتنا به انتخابات، به خريدهاي سنتي براي عيد باستاني ايرانيان مشغولند و تمايلي براي شركت در انتخابات از خود نشان نمي دهند- يورو نيوز»!
«ايرانيان از تحريم ها و دخالت رهبران خود در آشوب هاي منطقه خسته شده اند و قصد دارند با بي اعتنايي به انتخابات پارلماني، نارضايتي خود را به جهانيان اعلام كنند- بي بي سي»! «اعتراضات خياباني با سركوب روبرو شده است ولي خانه نشيني و شركت نكردن در انتخابات هزينه اي ندارد و مردم قصد دارند ظرفيت خود در مخالفت با رژيم ديني حاكم بر ايران را كه در خيابان ها سركوب شده از راه بي اعتنايي به انتخابات مجلس به نمايش بگذارند- VOA»! «مسئولان جمهوري اسلامي اثربخشي تحريم ها را انكار مي كنند ولي روز دوم مارس- 12 اسفند- برگزاري سرد و خاموش انتخابات بلوف مسئولان رژيم در بي اثر بودن تحريم ها را فاش مي كند- واشنگتن پست»!
«تحريم انتخابات پارلماني ايران از سوي خاتمي اقدامي هوشمندانه است و خودداري مردم از شركت در انتخابات نشان مي دهد كه خاتمي همچنان از محبوبيت در ميان مردم برخوردار است. شبكه تلويزيوني فرانس 24» !
« فردا در سراسر دنيا، مردم شاهد تاثير تحريم هاي فلج كننده بين المللي عليه حكومت اسلامي ايران خواهند بود- جروزالم پست»!... و انبوهي از تحليل ها، تفسيرها و گزارش هاي خبري مشابه كه تا آخرين ساعات پنج شنبه شب 11 اسفند- چند ساعت قبل از شروع انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي- از سوي رسانه هاي غربي و برخي شبكه هاي خبري منطقه با آب و تاب منتشر مي شد.
3- صبح روز جمعه 12 اسفندماه در حالي كه فقط 2 ساعت از آغاز رأي گيري گذشته بود، شبكه تلويزيوني فاكس نيوز- وابسته به پنتاگون- در خبري كوتاه اعلام كرد؛ «حضور مردم تهران در پاي صندوق هاي رأي بيشتر از اندازه اي است كه انتظار مي رفت» و بلافاصله گفت «هنوز نمي توان دراين باره قضاوت نهايي كرد زيرا بعيد نيست كه خانواده نظاميان و كارمندان دولت را براي نمايش حضور به صحنه آورده باشند»!
فاكس نيوز در ساعت يك و 45 دقيقه بعدازظهر جمعه به وقت تهران، اعتراف كرد كه «حضور مردم در پاي صندوق هاي رأي متراكم و چشمگير است» و در مصاحبه غيرحضوري و تصويري-SKYPE- با «تاكر كارلسان» كارشناس سياسي خود از وي پرسيد؛ «آيا شركت قابل ملاحظه مردم ايران در انتخابات پارلماني غيرمنتظره به نظر نمي رسد؟ و آيا اين حضور چشمگير نشانه بي اثر بودن تحريم ها نيست»؟
و تاكر كارلسان كه چند ساعت قبل در برنامه تلويزيوني زنده فاكس نيوز با عنوان «چشم قرمز- RED EYE» تحريم هاي آمريكا و اتحاديه اروپا را ناكافي دانسته و گفته بود «ايران سزاوار نابودي است»! ابتدا تلاش كرد در ميزان شركت مردم در انتخابات ابراز ترديد كند ولي در مقابل چندتصوير ارسال شده گفت: «بايد اعتراف كنم كه تحريم ها بي اثر بوده است».
 همين جا بايد گفت؛ برخلاف ادعاي فاكس نيوز، تحريم ها بي اثر نبوده بلكه اثر معكوس داشته و به قول اوباما، هزينه تحريم هاي نفتي ايران به مردم آمريكا تحميل شده است و باز بايد گفت؛ به اعتراف فاكس نيوز- بخوانيد پنتاگون- فعاليت هسته اي ايران فقط بهانه تحريم بوده و تحريم ها براي اثرگذاري در انتخابات تصويب شده بود كه از اين نگاه نيز تحريم ها بي اثر نبوده بلكه فقط يك جا به جايي صورت گرفته و به نوشته نيويوركر -27 ژانويه 2012- به جاي انتخابات ايران، انتخابات اوباما را تحت تاثير قرار داده و با افزايش پرشتاب بهاي بنزين و افزايش قيمت كالاهاي مرتبط با آن، مردم آمريكا را از مديريت باراك اوباما عصباني كرده و انتخاب دوباره او را با ترديد جدي روبرو كرده است. هو كردن ساركوزي و پرتاب تخم مرغ گنديده به سوي او در فرانسه، اعتراض مردم اسپانيا به افزايش بهاي سوخت، افزايش هزينه و قيمت خدمات ترابري در ايتاليا، انگليس و چند كشور اروپايي ديگر كه اعتصاب هاي فلج كننده سراسري را در پي داشته است نيز، از جمله آثار تحريم نفتي ايران است! كه شرح آن به درازا مي كشد.
بعدازظهر روز جمعه، شبكه تلويزيوني سي.ان.ان كه نمي توانست حضور متراكم مردم در انتخابات مجلس نهم را انكار كند، اعتراف كرد؛ «شركت گسترده مردم ايران در انتخابات پارلماني امروز نشان مي دهد كه مردم به جمهوري اسلامي علاقمند هستند» و شبكه تلويزيوني يورونيوز پيش بيني تحليل گران و كارشناسان اروپايي و آمريكايي را زير سوال برده و گفت «به نظر مي رسد آنها، به جاي تحليل رويدادها و پيش بيني حوادثي كه در پيش است، آرزوهاي خود را به خبر و گزارش تبديل مي كنند»!
روزنامه انگليسي فايننشال تايمز در شماره ديروز -شنبه- خود نوشت «ميليون ها ايراني روز جمعه با وجود تحريم هاي اقتصادي غرب و تحريم انتخابات از سوي گروهها و شخصيت هاي مخالف رژيم در انتخابات پارلماني شركت كردند» و به اظهارنظر يك جوان شركت كننده در انتخابات اشاره كرد كه گفته بود «من به دعوت رهبرم آمده ام تا به آمريكا و اسرائيل نشان بدهم كه ايراني ها از نظام اسلامي خود دفاع مي كنند».
خبرگزاري فرانسه در گزارشي از تهران نوشت «حضور ميليون ها ايراني در پاي صندوق هاي رأي كه در بسياري از مراكز با تراكم و صف هاي طولاني همراه بود، ناظران بين المللي را شوكه كرده است».
تلويزيون قطر با اشاره به تحريم انتخابات از سوي خاتمي و ساير گروههاي اپوزيسيون اعلام كرد «شركت گسترده مردم نشان داد كه خاتمي و گروههاي اپوزيسيون پايگاهي در ميان مردم ندارند» و ساعتي بعد با پخش خبر شركت خاتمي در انتخابات گفت؛ «رفتار خاتمي مخالفان ايران را با شوك گيج كننده اي روبرو كرده است».
 آلن جونز خبرنگار شبكه تلويزيوني سوئد گفت «ميان آنچه ما در غرب عليه ايران مي نويسيم و مي گوئيم با واقعيت هاي اين كشور فاصله اي پر نشدني ديده مي شود». شبكه انگليسي زبان الجزيره در گزارشي از مبدا تهران گفت؛ «مردم آمده اند تا اقتدار جمهوري اسلامي را به رخ جهانيان بكشند»... و باز هم انبوهي از نمونه هاي مشابه ديگر كه فهرست آن نيز مثنوي هفتادمن كاغذ است.
4- خانم «كاندوليزا رايس»، وزير امور خارجه دولت بوش كه براي تشريح علت ناكامي آمريكا در چالش با جمهوري اسلامي ايران به كميسيون سياست خارجي سنا رفته بود، با لحني آميخته به مزاح- كه به گفته سناتور «جو بايدن» در همان جلسه، چندان هم شوخي نبود- گفته بود؛ «ما شناخت زيادي از اسلام ايران و نقش رهبري ديني آن نداريم و تنها چيزي كه بدون ترديد درباره مردم ايران مي دانيم اين است كه درباره آنها چيزي نمي دانيم» و آقاي «رابرت گيتس» رئيس كنوني سازمان «سيا» و وزير دفاع - بخوانيد وزير جنگ- سابق آمريكا نيز در يك كنفرانس خبري در منطقه حفاظت شده «الخضراء» بغداد، درباره علت ناكامي آمريكا در لابي با ايران گفته بود؛ «مشكل ما با ايران آن است كه از ما هيچ چيزي نمي خواهد و كسي كه به ما احتياج ندارد و از ما امتيازي نمي خواهد، امتيازي هم نمي دهد» و اين سخن خانم رايس نيز شنيدني است كه در ادامه اظهارات «رابرت گيتس» و با تائيد نظر وي مي گويد «امروزه ايران به يك قدرت در منطقه تبديل شده و در وسط خاورميانه ايستاده و از آمريكا باج مي خواهد»!
5- چند روز پيش -چهارشنبه 10 اسفند- حضرت آقا در ديدار پرشور مردم با ايشان فرمودند؛ « جبهه استكبار همه تيرهاي خود را بر ضد ملت ايران خرج كرده و به تيرهاي آخر رسيده است».
نگاهي گذرا به تهديدهاي اين روزها عليه ايران اسلامي از نكته درخورتوجهي حكايت مي كند و آن، اين كه آمريكا و متحدانش به قول سياستمداران كهنه كار، تهديدهاي خود عليه ايران را «زير سقف» نگاه مي دارند. چرا كه اگر تهديد را به «سقف» برسانند، حركت بعدي، آخرين حركت -مثلا حمله نظامي- خواهد بود و دشمن به خوبي مي داند كه توان آن راندارد و از اين روي ناچار است «مشت» خود را بسته نگاه دارد. نگارنده بر اين باور است كه رهبرمعظم انقلاب در خطبه تاريخي نماز جمعه ماه گذشته با استناد به همين نكته ظريف خطاب به آمريكا فرمودند، تهديد به ضرر آمريكاست و جنگ ده برابر بيشتر به ضرر آمريكا خواهد بود(نقل به مضمون) تهديد به ضرر آمريكاست چون وقتي تهديد توخالي باشد، هيمنه و پرستيژ آمريكا را بر باد مي دهد و اما، جنگ ده برابر بيشتر به ضرر آمريكاست، زيرا، توان آن را ندارد.
حضرت آقا با اشاره به حمايت ايران از حزب الله در جنگ 33 روزه و حمايت از حماس در جنگ 22 روزه، سند محكمي براي اظهارنظر خويش ارائه فرمودند. با اين ترجمان كه وقتي آمريكا توان مقابله با گروه هاي تحت حمايت ايران را ندارد، چگونه مي تواند با ايران مقتدر پنجه در پنجه افكند.
6- برخي از گزارش هاي رسما منتشر شده از سوي مراكز مطالعات و بررسي هاي استراتژيك در آمريكا، انگليس و اسرائيل نظير موسسه «آمريكن اينترپرايز»، گزارش اخير 16 مركز اطلاعاتي آمريكا- NIE- گزارش 282 صفحه اي مركز مطالعات امنيت ملي اسرائيل- INSS- و ده ها اظهارنظر مقامات رسمي حريف و نيز مراجعه به عملكرد آنها در مقابل جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد آنان دريافته اند كه نظام جمهوري اسلامي ايران برخاسته از باورهاي ديني ملت ايران است، بنابراين طبيعي است كه هرگاه اين باورها را مورد هجوم بيگانگان ببينند، از ژرفاي جان به مقابله با آن برمي خيزند و در اين هنگامه ها از رهبر كه او را نماينده مراد غايب خود- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- مي دانند، به يك اشاره است و از ملت به سر دويدن. پيروزي در انقلاب اسلامي، حضور در جبهه هاي جنگ تحميلي، ايستادگي در برابر بمباران و حملات موشكي به مناطق مسكوني، عبور از تحريم ها، غلبه بر فتنه همه جانبه 88، حماسه 9 دي، 22 بهمن و حماسه اخير يعني حضور بي نظير در پاي صندوق هاي رأي و... نمونه هايي از آن است.
و حالا به صدر اين نوشته بازمي گرديم و از آمريكا و متحدانش درخواست مي كنيم كه از تحريم ايران اسلامي و تهديد ملت دريغ نورزند، اصلا منتظر سنگ نباشيد، نارگيل بيندازيد!
حسين شريعتمداري
+ نوشته شـــده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعــت11:45 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
مغزهای فاسد و الکلی چگونه بر جهان حکومت می کنند؟ + تصاویر
مغزهای فاسد و الکلی حاکم بر جهان چه کسانی هستند؟ صاحبان قدرت در آمریکا و اروپا که بر طبل آزادی و عدالت می‌کوبند، خود در نهان چه می‌کنند؟ رسوایی‌های سیاستمداران دولت‌های دموکراتیک غربی تا به کجا گسترده شده است؟ مشرق برای رازگشایی از این سؤالات به معرفی برخی رسوایی‌های دولتمردان غرب طی چند سال گذشته پرداخته است...
به گزارش مشرق، فساد اخلاقی و اقتصادی در بین سیاستمداران غربی مسأله‌ چندان غریبی نیست. البته امروزه وضعیت به گونه‌ای شده است که در صورت صلاحدید نهادهای اصلی صاحبان زر و زور رسوایی‌های مرتبط با این افراد همیشه در پرده‌ای از ابهام و پنهان‌کاری باقی می‌مانند به مانند آنچه در مورد اوباما شاهدیم یا آنکه بدون داشتن هیچگونه تبعاتی برملا می‌شوند به مانند آنچه که در مورد سارکوزی و برلوسکونی دیدیم یا اینکه در بدترین حالت منجر به استعفای سیاستمداران می‌شود، سرنوشتی که اخیرا گریبان نمایندگان فاسد کنگره آمریکا را گرفت. اما نکته اینجاست که این سیاستمداران فاسد که نهادهای مسلط بر عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی غرب آنها را تا زمانی که گوش به فرمان هستند، تحت حمایت همه جانبه خود داشته و در هاله‌ای از مصونیت قرار می‌دهد کسانی هستند که با دورویی و تزویر هرچه تمام سعی در صدور اخلاق و آزادگی‌های غربی به جهان را دارند.

در همین زمینه، مقام معظم رهبری چندی پیش در تجلیل از حرکت عظیم ملت ایران در 22 بهمن به این مغزهای الکلی اشاره داشتند. ایشان تأکید کردند: « آنهایی که باید پیام این حضور با عظمت مردم ایران در راهپیمایی 22 بهمن را بگیرند، گرفتند و آنهایی که در مغزهای الکلی و آفت دیده خود، خیالاتی در سر می پروراندند، متوجه شدند که در ایران چه خبر است و ملت قهرمان ایران چگونه در صحنه حاضر است.»

نظر به این نکته سنجی ظریف از سوی معظم له، در این گزارش موارد اندکی از رسوایی‌های اخلاقی، جنسی و اقتصادی سیاستمداران غربی، از کوچک تا بزرگ، از نماینده مجلس گرفته تا رئیس‌جمهور و از آمریکا تا شرق اروپا مورد بررسی قرار می‌گیرد و البته یادآوری این ضرب‌المثل حکیمکانه نیاکانمان نیز خالی از لطف نیست که "مشت نمونه خروار است".

 

 

*اوباما؛

مصرف کوکائین و رسوایی‌های جنسی

اوباما در کتاب اول خود با عنوان "رویاهایی از پدرم" (1995)، چنین نوشته که قبل از وارد شدن به عرصه سیاست از ماری‌جوانا و کوکائین استفاده کرده است. وی در کتاب خود می‌گوید که چون از ظاهر کسی که سعی می‌کرد به وی هروئین بفروشد، خوشش نیامد، بنابراین هروئین مصرف نکرده است!

 

علی‌رغم چهره ورزشکارانه‌ای که از اوباما ترسیم می‌شود وی سالیان درازی است که به سیگار اعتیاد دارد

مسأله مصرف مواد مخدر یکی از مشکلاتی است که سیاستمداران به طور معمول با آن دست به گریبان هستند، و گاها به عنوان آزمایشی برای سنجش صداقت آنها به کار می‌رود. اگر سیاستمدار از مواد مخدر استفاده کرده باشد در این حالت عقل سلیم ایجاب می‌کند که سعی نماید این مشکل را هر چه زودتر از سر راه بردارد. دکتر جرومی کورسی (Jerome R. Corsi)، در کتابی با عنوان "ملت اوباما" (The Obama Nation) به بررسی این امر می‌پردازد که چرا اوباما اعتراف به مصرف مواد مخدر نمود: "شاید اوباما احساس کرد که این اطلاعات در نهایت توسط هم‌ مدرسه‌ای‌های وی فاش خواهند شد. بنابراین به منظور به حداقل رساندن آسیب‌های ناشی از این حقیقت پنهانی، بدین نتیجه رسیده که اعتراف می‌تواند بهترین روش باشد."

 

کتاب "ملت اوباما"

 

البته رسوایی‌های اوباما تنها محدود به این موارد نمی شود همانگونه که در گزارش‌های قبلی مشرق اشاره شده است وی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری مدارک تولد خود را دستکاری نمود تا با قواینی انتخاباتی آمریکا همخوانی داشته باشد. همچنین وین مدسِن (Wayne Madsen)، محقق و روزنامه‌نگار آمریکایی با انتشار مقاله‌ای در ماه می 2010 با انتشار مقاله‌ای پرده از همجنس‌بازی وی و رام امانوئل، رئیس دفتر وی پرداخت. به نوشته مدسن، اوباما و امانوئل در یک باشگاه همجنس‌بازی در شهر نویورک به نام "کشور مردان" عضویت داشته‌اند. منابع مطلع به مدسن اعلام داشته‌اند که این باشگاه به مشتریان خود حق عضویت یک ساله "دائمی" در ازای دریافت هزینه آن اعطاء می‌کند و اینکه در فایل‌های کامپیوتری و کاغذی این باشگاه اسامی اراک اوباما و راهم امانوئل به چشم می‌خورد. این اطلاعات به صورت محرمانه نگهداری می‌شوند اما منابع نزدیک به کلوب "باشگاه مردان" معتقدند که سرویس‌های اطلاعاتی، کامپیوترها و پرونده‌های حاوی اطلاعات اوباما و امانوئل را پاکسازی کرده‌‌اند.

 

تصاویر باشگاه "کشور مردان"

البته رسوایی‌های جنسی رئیس‌جمهور آمریکا محدود به این موارد نشد. در سال 2010 نشریه "نشنال‌اینکوایرر" (National Enquirer) پس از دو سال تحقیق اعلام داشت که باراک اوباما در سال 2008 دارای روابط جنسی نامشروع با زنی به نام ورا بیکر (Vera Baker) بوده است. بیکر یکی از دستیاران اوباما بود که در سال 2004 میلیون‌ها دلار کمک مالی برای مبارزات انتخاباتی اوباما در جریان انتخابات مجلس سنا جمع‌‌آوری نمود. به گزارش این نشریه حداقل پنج نفر وجود دارند که می‌توانند این داستان را تأیید نمایند اما از سخن گفتن در این مورد پرهیز می‌کنند. ورا بیکر متعاقب انتشار این گزارش‌ها از آمریکا خارج شد.[1]

 

انتشار جریان رسوایی اوباما در "گلوب" (Globe)، نشریه خواهر "نشنال‌اینکوایری"

 

 

*سارکوزی؛

جاسوسی اسرائیل، رسوایی‌های مالی و جنسی

 

نیکلاس سارکوزی بیست و سومین رئیس جمهور فرانسه در کنار سیلویو برلسکونی، نخست‌وزیر سابق ایتالیا را می‌توان جزو فاسدترین رهبران سیاسی چند دهه اخیر اروپا لقب داد. در کارنامه چند دهه فعالیت سیاسی سارکوزی از جاسوسی برای موساد تا رسوایی مالی، اخلاقی و سیاسی را می‌توان مشاهده نمود.

این خبر توسط روزنامه معروف فیگارو (Le Figaro) در سال 2007 منتشر شد. به گزارش این روزنامه پلیش فرانسه در سال 2007 تحقیقاتی در مورد همکاری بین موساد و سارکوزی که از سال 1983 اغاز شده بود انجام داد، تحقیقاتی که هیچگاه به نتیجه‌ای نرسیده و نیمه‌کاره رها گشتند.

 

سارکوزی در سال 2005 و زمانی که وزیر کشور فرانسه بود

با حضور در کنیسه پاریس شمعدانی یهودی‌ها را به پاس خدماتی که داشت دریافت نمود

 

 

بر اساس آنچه که نویسنده نامه مذکور بیان داشته، در سال 1978، دولت مناخیم بیگن دستور داد تا به حزب گلیست نفوذ شده و در آن شرکایی برای اسرائیل پیدا شود. این عملیات توسط یک استاد جاسوسی اسرائیلی به نام رافائل ایتن (Rafael Eytan) هدایت شد. در وهله اول سه شهروند فرانسوی برای همکاری انتخاب شدند. این افراد عبارت بودند از: پاتریک بالکانی (Patrick Balkany)، پاتریک دواژیان (Patrick Devedjian) و پیره للوشه (Pierre Lellouche). پاتریک بالکانی در سال 1983، سارکوزی را که به صورت یک "جوان آینده‌دار" معرفی می‌کرد به عنوان چهارمین مرد به عضویت موساد درآورد.

 

سارکوزی در کنار خاخام دیود زائی رئیس یک فرقه صهیونیستی

که قصد ساختن معبدی در بیت‌المقدس را دارند

 

اما رسوایی‌های مالی سارکوزی لیست بلندی را تشکیل می‌دهند که از دریافت کمک‌های مالی پنهانی برای مبارزات انتخاباتی گرفته تا پرداخت رشوه به مقامات کشورهای دیگر را شامل می‌شود. از جمله رسوایی‌های مالی وی می‌توان به رسوایی بتنکورت، رسوایی تاپی، رسوایی کراچی‌گیت، رسوایی پرکز و رشوه به سعودی‌ها اشاره نمود.

 

سارکوزی در کنار پادشاه عربستان

 

سارکوزی برای نخستین بار با دختر یک دارو ساز بنام” ماری دومینیک کولیوی” ازدواج کرد که پس از مدتی و بعد از تولد فرزندش از او جدا شد چرا که می‌خواست با معشوقه جدیدش "سیسیلیا آلبنیز” که یک زن شوهر دار بود ازدواج کند؛ روابط این دو به جایی رسید که سیسیلیا از همسرش جدا و با سارکوزی ازدواج کرد.

البته ماجرا به اینجا ختم نشد و در فضای اینترنتی گزارشاتی در مورد روابط سارکوزی و برونی با دو نفر دیگر منتشر گردیدند. به نوشته وب‌سایت‌ها، کارلا برونی با بنیامین بیولای (Benjamin Biolay)، خواننده فرانسوی، رابطه داشته و حتی مدتی را با وی برای گذراندن تعطیلات به تایلند سفر کرده بود که پس از درخواست سارکوزی این سفر را نیمه‌کاره رها نموده و به فرانسه بازمی‌گردد. در گزارش‌ها همچنین چنین قید شده بود که سارکوزی نیز با شانتال یوانو (Chantal Jouanno)، وزیر 40 ساله محیط زیست کابینه‌اش ارتباط نامشروع دارد. البته تمایل رسانه‌ها و خبرنگاران فرانسوی برای حفظ رابطه خوب با سیاستمداران باعث شده که هیچگاه چنین مسائلی در سطح وسیع رسانه‌‌ای مطرح نگردد.

 

بنیامین بیولای، خواننده فرانسوی و شانتال یوانو، وزیر محیط زیست فرانسه

 

 

*مرکل؛

پرستوی جاسوس کا‌گ‌ب

 

مدت‌ها است که در رسانه‌های مستقل جهان گزارشاتی در مورد گذشته تاریک و مبهم آنگلا مرکل، صدراعظم کنونی آلمان، منتشر می‌شود. بر اساس این گزارش‌ها وی در گذشته عضو سرویس جاسوسی شوروی، کا‌.گ.ب. بوده است. آنگلا در سال 1977 با یک دانشجوی فیزیک به نام اولریخ مرکل ازدواج کرد. ازدواج او در سال 1982 به طلاق کشیده شد. دومین شوهر وی – که هم‌‌اینک نیز این زندگی زناشویی ادامه دارد – یک شیمیست کوانتومی به نام یوآخیم ساور است. ساور بسیار سعی دارد از رسانه‌ها دور باشد و ترجیح می‌دهد کسی چیزی از وی نداند. گفته می‌شود او نیز در دوران اتحاد جماهیر شوروی عضو کا‌.گ‌.ب. بوده و در عملیات‌ "هانی‌ترپ" (Honey Trap) کا‌گ‌ب نیز شرکت داشته است.

گفته می‌شود دلیل همین سکوت رسانه‌ای وی نیز ترس او از آن است که یکی از قربانیان آن عملیات وی را شناسایی کند. آنگلا که به طور سوال‌برانگیزی هیچ فرزندی ندارد و در سال 1998 به صورت "مخفیانه" با ساور ازدواج نمود.

 

یوآخیم ساور شوهر دوم و مرموز مرکل

وی بعدها به فعالیت در آکادمی علوم برلین پرداخت که بخشی از سیستم دانشگاهی برای برآورده ساختن نیازهای علمی شوروی بود. مارکوس ولف، مسوول بخش امور خارجه وزارت امنیت میهنی آلمان شرقی که خود یک یهودی بوده و شخصیتی بسیار پیچیده داشته است، به مرکل ماموریت می‌دهد افرادی را به صورت مخفیانه به آلمان غربی، فرانسه، نروژ و غیره فرستاده و از تاسیسات و امکانات آنسوی دیوار، اطلاعات سری وعلمی کسب نماید.

بنا بر گزارش‌های کی از مأمورین سابق ک.گ.ب. که مورد سوءظن مقامات قرار گرفته بود به مسکو دعوت و در آنجا توسط زنی مسلط به زبان آلمانی و روسی به نام آنیتا مورد بازجویی قرار گرفت. پس از فروپاشی دیوار برلین هویت بسیاری از افراد ک.گ.ب. در آلمان شرقی مشخص گشت اما آنیتا از این قاعده مستثنی بود. گفته می‌شود که تلاش‌های هلموت کهل و پرداخت رشوه از جانب وی برای مخفی نگه داشتن هویت آنیتا یا همان انگلا مرکل باعث پایان دوره زمامداری وی شد.

 

زندگی سیاسی هلموت کهل با عدم موافقتش با افشای نام واقعی آنیتا پایان یافت.

 

 

*برلوسکونی؛

شخصیتی فراتر از رسوایی‌های جنسی

برلوسکونی را اکثرا با مسائل مرتبط با رسوایی‌های جنسی می‌شناسیم اما این رسوایی‌های شاید در حقیقت به نخست‌وزیر سابق ایتالیا کمک کرده‌اند تا دیگر فسادهای خود را پنهان دارد. در پرونده وی طیف انبوهی از فسادهای اقتصادی و اخلاقی، وابسته به شبکه‌های مافیایی و فراماسونری و اظهارات جنجال برانگیز را می‌توان یافت. نکته جالب اینجاست که وکیل مدافع برخی از پرونده‌های او کسی نبود جز نیکلا سارکوزی که بعدها رئیس‌جمهور فرانسه نیز شد.

برلوسکونی که سعی دارد با استفاده از رسوایی های جنسی پرده بر دیگر مفاسد خود بیفکند

 

برلوسکونی پس از حملات 11 سپتامبر اظهار داشت: "ما باید نسبت به برتری تمدن خود آگاه باشیم؛ نظامی که برخلاف کشورهای اسلامی، زندگی خوبی را به همراه احترام به حقوق بشر برای شهروندان‌مان به ارمغان آورده است. نظامی که به حقوق سیاسی و مذهبی احترام گذارده، تنوع و تکثر را به رسمیت می‌شناسد و تحمل بالایی دارد." این سخنان وی موجی از اعتراض در میان کشورهای مسلمان به همراه داشت که برلوسکونی را وادار به عقب‌نشینی از مواضعش نمود.

 

 

*مشروبات الکلی و دو جنایتکار جنگی دهه گذشته

زمانی که در مورد جرج بوش سخن گفته می‌شود بدون هیچ تردیدی می‌توان گفت که وی یک الکی تمام عیار بوده است. بوش را فردی مسؤولیت‌ناپذیر معرفی نموده‌اند و خود وی نیز به افراط و زیاده‌روی در نوشیدم الکل اعتراف کرده است. وی بارها به علت رفتار نامناسب دستگیر شده و همچنین یک بار نیز به علت رانندگی در حین مستی دستگیر شده بود. وی ادعا می‌کند که مصرف مشروبات الکلی را کنار گذارده و بجای ان روی به کلیسا آورده است.[2] البته زیاده‌روی‌های بوش تنها محدود به الکل نمی‌شود. بنا بر گزارش‌ها وی مواد مخدر و توهم‌زا نیز مصرف می‌نمود.[3]

جنگ افروزان الکلی قرن بیست و یکم

تونی بلر، نخست‌وزیر سابق انگلستان نیز اذعان نموده که وی نیز برای فرار از فشارهای شغلش روی به مصرف الکل آورده است، فشاری که یقینا از عدم دستیابی به سلاح‌های کشتار دسته‌جمعی در عراق بدان دچار شده بود. وی ادعا نموده که هیچگاه "به صورت افراطی" الکل مصرف ننموده و همیشه گمان می‌کرده که این کار را "تحت کنترل" دارد.[4]

 

 

 

*تجاوز رئیس صندوق بین‌المللی پول به زن خدمتکار

به نوشته روزنامه فرانسوی لوفیگارو، میشل روکار، نخست وزیر فرانسه طی مصاحبه‌ای گفته است که دومینیک اشتراوس‌کان آشکارا یک بیمار روانی است.[5] دومینیک اشتراوس‌کان، رئیس سابق صندوق بین المللی پول و کاندیدای جناح سوسیالیست فرانسه که تا پیش از این رسوایی، همه نظرسنجی‌ها از پیروزی قاطع وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 فرانسه خبر می‌دادند، سال گذشته به علت تلاش جهت تجاوز به یک زن خدمتکار در هتلی در نیویورک تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.

این اتهامات تجاوز جنسی، نهاد صندوق بین المللی پول را که تمرکز خود را بر حل و فصل بحران مالی کشورهای منطقه یورو گذاشته بود، دچار آشفتگی کرده است و نتایج نظرسنجی‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 را دگرگون ساخته است. دومینیک اشتراوس‌کان 62 ساله که از سال 2007 تا 2009 نیز ریاست صندوق بین المللی پول را برعهده داشت، پیشتر به این که مردی هوسران است، معروف بود.

دومینیک اشتراوس‌کان، رئیس مستعفی صندوق بین المللی پول

پلیس نیویورک گفت که وی پس از ارتکاب تجاوز از هتل فرار کرده و عازم فرودگاه شده است و چند ساعت بعد ماموران پلیس فرودگاه وی را از درون هواپیما پایین کشیده و بازداشت کرده‌اند. اشتراوس‌کان به تعرض جنسی، تلاش برای تجاوز و حبس غیرقانونی یک مستخدم زن در هتل محل اقامتش متهم شد.[6] وی بعدها از این اتهام تبرئه شد.

 

 

 

رسوایی جنسی دو تن از نمایندگان کنگره آمریکا، مشتی از خروار

مارک آدام فولی (Mark Adam Foley) نماینده جمهوریخواه سابق کنگره آمریکا از ایالت فلوریدا پس از مطرح شدن اتهاماتی در مورد ارسال ایمیل‌ها و پیامک‌های تلفنی جنسی از مجلس نمایندگان استعفاء نمود.[7] وی این پیام‌ها را به پسران نوجوانی ارسال می‌کرده که قبلا به عنوان کارآموز در مجلس فعالیت کرده بودند. این در حالی است که فولی یکی از فعال‌ترین افراد در مجلس نمایندگان در حوزه مبارزه به تصاویر مستهجن کودکان و همچنین ممنوعیت فعالیت همجنس‌بازها بود. این در حالی است که وی علاوه بر ارسال پیام‌ها و ایمیل‌های جنسی به پسران نوجوان، خود نیز بعدها به صورت رسمی اعلام نمود که یک همجنس‌باز است.[8] به گفته وکیل مدافع فولی وی زمانی که 13 یا 15 ساله بود توسط یک کشیش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود.[9]

 

مارک فولی، نماینده سابق مجلس امریکا و همجنس‌بازی که مخالف همجنس‌بازی بود!

 

یکی دیگر از نمایندگان کنگره آمریکا که اخیرا دچار رسوایی جنسی شده است، آنتونی دیوید وینر (Anthony David Weiner) عضو حزب دموکرات است که از سال 1999 تا 2011 به عنوان نماینده نیویورک به فعالیت پرداخت. در روز بیست و هفتم ماه می 2011، وینر لینک یکی از تصاویر برهنه خود را از طریق تیوتر به یکی از اعضای صفحه‌اش فرستاد.[10] وی چندین روز متوالی منکر انجام این کار شد تا اینکه با برگزاری یک کنفرانس خبری به این امر اعتراف کرده و اذعان داشت که تصاویر برهنه خود را طی سه سال گذشته به شش زن فرستاده است.[11] وی پس از اینکه یکی از این تصاویر منتشر شد در 21 ژوئن 2011 از نمایندگی کنگره استعفا داد.[12]

 

آنتونی وینر در حین اعلام خبر استعفاء

 

سایر نمایندگان آمریکایی که در دوران زمامداری بوش و اوباما به علت رسوایی زندگی سیاسی خود را پایان یافته دیده‌اند

از سال 2009 تاکنون و در دوران زمامداری اوباما علاوه بر دو نماینده فوق، سه نماینده دیگر کنگره نیز که اکثرا از حزب جمهوریخواه بوده‌اند از سمت خود کنار رفته‌‌اند. جان انساین (John Ensign)، سناتور مححافظه‌کار نیویورک از حزب جمهوری‌خواه در روز 3 می 2011 در پی فاش شدن روابط نامشروع با کینتیا هامپتون (Cynthia Hampton) و فساد مالی‌اش از مجلس سنا استعفا داد. چالز بی‌رانگل (Charles B. Rangel) نماینده دموکرات از نیویورک و تام دیلای (Tom DeLay) نماینده جمهوری‌خواه از تگزاس افرادی بودند که به علت فساد مالی مجبور به کناره‌گیری شدند.[13]

تعداد نمایندگان برکنار شده در دوران بوش به مراتب بیشتر است. در جدول زیر اسامی این نمایندگان و دلیل رسوایی آنها ارائه می‌شود:

 

نمایندگان برکنار شده کنگره آمریکا در دوران زمامداری بوش

 

 

 

رسوایی مالی نمایندگان مجالسین انگلستان

رسوایی مخارج نمایندگان مجالس انگلستان در سال‌های اخیر یکی از بزرگترین رسوایی‌های سیاسی انگلستان بوده است. این رسوایی با انتشار مخارج ادعایی اعضای پارلمان انگلستان در روزنامه "دیلی‌تلگراف" آغاز شد.[14] این رسوایی خشم و عصبانیتی گسترده در میان مردم انگلستان علیه نمایندگان پارلمان و نیز کاهش شدید اعتماد به سیاستمداران شد. در نتیجه این امر مقامات زیادی استعفاء داده، نمایندگان بسیاری در دور بعدی انتخابات شکست خورده، برخی بازنشسته شده و نیز تعداد زیادی نیز مجبور به انتشار عذرخواهی‌های رسمی عمومی شدند. چندین نفر از اعضای سابق و وقت مجلس عوام و اعیان انگلستان تحت تعقیب قرار گرفته و به زندان محکوم شدند. این رسوایی باعث گردید درخواست‌هایی گسترده برای اصلاحات سیاسی مطرح شده و نیز پارلمان سال 2005 ملقب به "پارلمان فاسد" شود.[15]

نمایی از کاخ وست‌مینیستر، محل برگزاری جلسات مجالسین انگلستان

در انگلستان نمایندگان پارلمان می‌توانند هزینه مخارجی را که برای انجام وظایفشان ضروری است را دریافت دارند. در سال 2008 بر اساس "قانون آزادی اطلاعات" دادگاه اطلاعات (Information Tribunal) اعلام نمود که انتشار لیست مخارج ادعایی نمایندگان مجاز است. مقامات مجلس عوام این امر را غیرقانونی خواندند اما دادگاه عالی انگلستان نیز خواستان انتشار این اطلاعات شد. مجلس عوام اعلام نمود که اطلاعات مربوط به مخارج با حذف اطلاعاتی که "حساس" قلمداد می‌گردند، در جولای 2009 انجام خواهد شد.[16] با این وجود، قبل از انجام این کار، روزنامه "دیلی‌تلگراف" با دسترسی به اسناد مخارج شروع به انتشار بدون سانسور آنها نمود.

اسناد منتشر شده نشان می‌دادند که بسیاری از نمایندگان پارلمان انگلستان از منابع دولتی در جهت تأمین هزینه‌های شخصی خود استفاده کرده‌اند. متعاقب این امر اریک ایلسلی (Eric Illsley) از حزب کارگر به سه تخلف عمده حسابداری متهم شد. مارگارت موران (Margaret Moran) و دنیس مک‌شین (Denis MacShane) نیز دیگر اعضای حزب کارگر بودند که تحت بازجویی‌های پلیس قرار گرفتند.

لرد تیلور (Taylor) از حزب محافظه‌کار نیز به شش فقره تخلف در حسابداری متهم گشت. فعالیت لرد باتیا (Bhatia)، لرد پل (Paul) و بارونس اودین (Uddin) به مدت معلوم در مجلس اعیان تعلیق گشته و این افراد ملزم به بازپرداخت هزینه‌ها شدند. در 3 دسامبر 2010، دیوید چایتور (David Chaytor) به خاطر دستکاری حساب‌های مخارج پارلمانی گناهکار شناخته شده و به 18 ماه حبس محکوم شد.[17]


 

منابع و مآخذ

http://web.archive.org/web/20061021180930/http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/n/a/2006/09/29/national/w123452D40.DTL&type=politics

[15] Martin, Iain (6 February 2010). "How the Rotten Parliament Sold Our Birthright"Wall Street Journal. blogs.wsj.com/iainmartin/2010/02/06/how-the-rotten-parliament-sold-our-birthright/

. BBC News. Retrieved 19 May 2009. "In July, we would have found out the nitty gritty of MPs' claims, but we wouldn't have been given their addresses. By obtaining the information unofficially—the Commons authorities say potentially illegally—the Telegraph has been able to check which properties politicians designate as a second home."http://news.bbc.co.uk/1/hi/uk_politics/8041591.stm

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعــت9:6 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
افشای هویت 5 متهم اصلی و نحوه همکاری آنها با BBC فارسی

در فاز اول اين عمليات در تابستان سال جاري، پس از شناسايي و احراز موارد اتهامي برخي از افراد فعال در اين عمليات، تعدادي از متهمان دستگير و براي 10 نفر از متهمان كه در خارج از كشور به سر مي‌بردند قرار غيابي صادر و پرونده ساير افراد در دست پیگیری قرار گرفت.


مركز بررسی جرائم سازمان يافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامي جزئياتي از عمليات چشم روباه مربوط به فعالیت های شبکه بی‌بی‌سی فارسی در ایران را منتشر كرد.
 
در اطلاعيه اين مركز با اشاره به نقش‌آفريني فعال، موثر و سیستماتیک شبكه بي‌بي‌سي در جريان جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران همراه با حمايت مالي و پشتيباني مادي از جریان ضد انقلاب آمده است: اين شبكه بر اساس رویکرد جدید استعماری دولت انگلیس با استفاده از شيوه‌هاي نوين و پيچيده اطلاعاتي اقدام به راه‌اندازي و تشكيل شبكه درهم تنيده اطلاعاتي با هدف و كاركرد جمع‌آوري اطلاعات خاص و هدفمند كرده است.
 
ايجاد شبكه جذب و آموزش محرمانه و سري در كشور با هدف جذب نخبگان رسانه‌اي و سياسي، برقراري ارتباط تنگاتنگ با شبكه‌هاي معاند و ضدانقلاب خارجي به ويژه گروهك تروريستي منافقين و برخي گروهكهاي ديگر و فعاليت‌هاي گسترده جاسوسي هوشمند از طريق توليد و نیز ارائه محتوا از نقاط استراتژيكی مانند اطلاعات وزارتخانه‌هاي حساس، سفارتخانه‌ها و حتي مناطق خاص مانند سكوهاي نفتي از مهمترين محورهاي عملياتي این شبكه با پوشش فعالان و همكاران بي‌بي‌سي فارسي در ايران است كه مركز بررسی جرائم سازمان يافته سپاه پاسداران در اطلاعيه خود به آنها اشاره كرده است.
 
در فاز اول اين عمليات در تابستان سال جاري، پس از شناسايي و احراز موارد اتهامي برخي از افراد فعال در اين عمليات، تعدادي از متهمان از جمله خانمها: م.م، پ.آ، م.م و آقايان ن.ش و ا.ع.ع دستگير و پس از انجام تحقیقات، پرونده‌هاي نامبردگان به همراه مستندات به محاكم قضايي ارسال شد.

در ادامه اين اطلاعيه به فاز دوم اجراي عمليات چشم روباه اشاره شده و آمده است: پس از بررسي جزئيات به دست آمده ديگري از تلاش‌هاي فعالان و همكاران شبكه بی‌بی‌سي فارسي در ايران، براي 24 نفر از متهمان كه از جهت حجم اطلاعات و فعاليت در اين شبكه به لحاظ امنيتي و كارشناسي، حائز اهميت محسوب مي شدند پرونده قضایی تشكيل شد.
 
بر اساس اعلام مركز بررسی جرائم سازمان‌يافته براي 10 نفر از متهمان كه در خارج از كشور به سر مي‌بردند قرار غيابي صادر و پرونده ساير افراد در دست پیگیری قرار گرفت.
 
در اين اطلاعيه با تاكيد بر اهتمام ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به برخورد موثر و همه جانبه با همكاران مخفي و فعال شبكه ضد انقلاب بي‌بي‌سي فارسي و هشدار به فریب خوردگان داخلی، به اختصار گوشه‌اي از پرونده تعدادي از دستگیرشدگان، ذکر شده كه در زیر به آنها اشاره مي‌شود:
 
 1. خانم پ. د
متولد 1359، روزنامه نگار و فارغ‌التحصيل رشته مطالعات رسانه در مقطع كارشناسي ارشد است.
 
نامبرده كه علي‌الظاهر علاقه‌مند به حوزه مسائل اجتماعي به ويژه زنان است، در مجلات اينترنتي و برخي مطبوعات سياسي زنجيره‌اي و همچنين تعدادي از رسانه‌هاي زرد فعاليت داشته است.
 
فعاليت‌هاي اجتماعي وي همزمان با آشنايي با "شادي صدر" و "محبوبه عباسقلي‌زاده" شدت مي‌گيرد تا آنجا كه از وي به عنوان يكي از فعالان فمينيستي در ايران نام برده مي‌شود. 
 
خانم پ.د اولين بار در 13 اسفند 1385 در پي تجمع در مقابل دادگاه انقلاب اسلامي تهران دستگيرشده است.

پس از آزادي از زندان و با توجه به متواري شدن تعدادي از فعالان فمينيستي به خارج از كشور، نقش وي موثرتر از گذشته تعريف مي‌شود.
 
ادامه تحصيل نامبرده در رشته مديريت رسانه در لندن، اولين زمينه آشنايي و ارتباط‌گيري كارمندان بي‌بي‌سي با وي است.
 
بعد از برقراري ارتباط و جلب توجه و اعتماد لازم، نامبرده با سرويس اطلاعاتي انگليس مرتبط شده و سپس در مراحل مختلف و متعدد رفت و آمد به داخل كشور، به عنوان مامور انتقال پول‌هاي مرتبطين در داخل و كالاهاي مورد نياز ايشان، ایفای نقش می‌کرده است.
 
نامبرده در موارد متعدد و در پوشش بازوي تهيه محتوا براي شبكه بي‌بی‌سي و با استفاده از عناوين خبري و رسانه‌اي، به جمع‌آوري و ارسال اطلاعات خاص و داراي طبقه‌بندي اقدام کرده است. مستندات موجود در پرونده وي حاکی از ارتباط مشكوك نامبرده با برخي نخبگان رسانه‌اي بوده كه در مراحل اوليه تحقيق تلاش بسياري براي مخفي کردن اين ارتباط‌ها داشته است.
 
 2. خانم م.ر
وي 32 ساله و مجرد است. نقش پيچيده نامبرده، جذب و استخدام و همچنين كمك به خروج پذيرفته‌شدگان شبكه بي‌بي‌سي به خارج از كشور و تهيه محتواهاي خاص برای برنامه‌های کلیدی بی‌بي‌سي فارسي بوده است.

مشاراليها از موثرترين همكاران بي‌بي‌سي در داخل كشور بوده كه در راستاي توليدات محتوايي براي اين شبكه فعالیت کرده و نقش بسزايي در چرخه تهيه و توليد خبر در اين شبكه بر عهده داشته است.
 
نامبرده يكي از سرپل‌هاي بي‌بي‌سي براي معرفي و جذب فعالان رسانه‌اي به مراكز آموزشي این شبکه بوده است كه در پوشش چند موسسه خاص مانند موسسه "ا.ک" فعاليت مي‌كردند.

افراد جذب‌شده پس از گذراندن دوره‌هاي آموزشي خاص براي آموزش دوره‌هاي ديگري به اردوهاي خارج از كشور اعزام مي‌شدند كه نامبرده خود در تعدادي از اين دوره‌ها حضور داشته است.

لازم به ذكر است كه جذب‌شدگان و برگزيدگان نهايي اردوهاي خارج از كشور قبل از آغاز همكاري مستقيم با بي‌بي‌سي فارسي ابتدا به رسانه‌هاي مرتبط چون راديو زمانه، روز آنلاين و... معرفي شده و پس از انجام فعاليت اوليه و آزمايش‌هاي مقدماتي همكاري در اين رسانه‌ها، ضمن آشنايي كامل با محيط‌هاي كاري مطبوعاتي خارج از كشور و نحوه ارتباط با داخل كشور و فعاليت رسانه‌اي غيرمستقيم، با گزينش نهايي راهي لندن مي‌شدند.
 
بر اساس مستندات و مدارك موجود، خانم م.ر از موثرترين افراد در حلقه تاييد صلاحيت افراد جذب‌شده است كه با "مهدي جامي"، از موسسين راديو زمانه، مرتبط بوده و با همفكري و مشاركت وي اين فرايند را دنبال مي‌كرده است.
 
مشاراليها همچنين قراردادهاي مالي متعددي با شبكه بي‌بي‌سي فارسي به منظور توليد محتوا و پشتيباني برنامه‌اي منعقد كرده است كه مستندات آن به پيوست پرونده به مراجع قضايي ارسال شده است.
 
از ديگر اتهامات محرز نامبرده، ارتباط مشكوك و معني‌دار با برخي كاركنان و عناصر بومي و غيربومي سفارت انگليس در تهران بوده است كه از اشاره به جزئيات اين ارتباط به دليل ملاحظات خاص خودداري مي‌شود.

همچنین وی در اعترافات خود اطلاعات كاملي از افراد و همكاران فعال بي‌بي‌سي فارسي در ايران را ارائه کرده است كه برخي از آنها در خور تامل و قابل توجه است و در صورت نياز اطلاع‌رساني خواهد شد.
 
 3. آقاي س.ب
نامبرده متولد سال 1362 است. وي در زمان تصدي مسئوليت اجرايي پدر خود در کشور با افرادی از جريان اصلاحات همچون سروش، كديور، مهاجراني، سازگارا و ... آشنا شده و با آنها ارتباط برقرار مي‌كند.
 
از بهمن‌ماه 1386، توجه ويژه‌اي از سوي جریان اصلاحات و همچنين سرويس‌هاي اطلاعاتي بيگانه به وي معطوف مي‌شود. به همين جهت نامبرده در زمان كوتاهي به عنوان بازوي عملياتي و رسانه‌اي برخي از اين سرويس‌ها قرار مي‌گيرد.
 
مستندات و مدارك ارتباط‌گيري پرتكرار و هدفمند "مهدي پرپنچی"، نفر دوم بي‌بي‌سي فارسي، "ندا دهقاني سانيج" (همسر پرپنچي)، "پناه فرهاد‌بهمن" و "حنيف مزروعي" كه جزء افراد شاخص فعال در اين شبكه هستند با نامبرده، حكايت از اقدامات گسترده و بعضا امنيتي وي دارد كه به دليل پاره‌اي ملاحظات خاص از انتشار آنها خودداري مي‌شود.

بر اساس اقارير نامبرده، وي علاوه بر همكاري با رسانه های جریان ضد انقلاب در اكثر اغتشاشات فتنه 88 حضور فعال و موثر داشته و اقدام به تهيه عكس، خبر، گزارش و ارسال آنها به اين شبكه‌هاي ضدانقلاب کرده است.

از جمله نكات حائز اهميت پرونده نامبرده، ارتباط‌گيري پيچيده و تبادل اطلاعات خاص و محرمانه كشور با برخي سرويس‌ها بوده است كه به محض تكميل پرونده و مستندات از طريق مراجع ذي‌صلاح اقدام لازم انجام خواهد شد.
 
 4. آقاي س.ك
س.ك 27 ساله ساكن تهران و داراي مدرك كارشناسي است. وي كه مدعي است يكي از نخبگان مستندساز كشور است، قراردادهاي كلان و متعددی براي توليد مستندات سفارشي و هدفمند شبكه بي‌بي‌سي منعقد کرده است.
 
نكته قابل توجه در پرونده نامبرده پيشرفت سريع وي در بدنه و ساختار پيچيده شبكه بي‌بی‌سي است كه منشأ آن شهرت خاص به فساد اخلاقي و اصرار نامبرده براي توهين به مقامات عالي‌رتبه كشور ارزيابي مي‌شود.

نامبرده همچنين از مرتبطين "كاوه مشكات"، از تهيه‌كنندگان برنامه نوبت شما، در بي‌بي‌سي فارسي است.
 
 

 5. خانم ب.ه

نامبرده متولد 1362 در تهران و فارغ‌التحصيل رشته مددكاري است كه در سالهاي اخير در فعاليت‌هاي رسانه‌اي اشتغال داشته است.

خواهر او با نام س.ه هم‌اکنون از خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی است که بسته های خبری قابل توجهی را نیز در ایام فتنه و در روزهای پس از آن تهیه و از بی‌بی‌سی پخش كرده است.
 
وی با توجه به جایگاه تثبیت شده خواهرش در بی‌بی‌سی فارسی بازوی خبری و رسانه ای موثری برای رسانه‌هایی مانند BBC و رادیو فردا بوده است.

نکته مهم در پرونده شبكه بي‌بي‌سي كه قبلا نيز به آن اشاره شد، اين است كه اين شبكه چگونه و با چه ساز و کاری با وجود نداشتن دفتر و خبرنگار رسمی در داخل ایران، معمولا در انتشار اخبار مربوط به ايران به روز عمل مي‌كند؟
 
پاسخ این ابهام، در نحوه جذب و آموزش کارمندان بی‌بی‌سی فارسی نهفته است. اولین نکته‌ای که در آموزش‌ها پس از جذب و استخدام این کارمندان (که همگی از افراد فعال رسانه‌ای داخل کشور هستند) بر آن تأکید می‌شود، حفظ ارتباطات با فعالان و دوستانشان در داخل کشور است که آنها نیز از افراد فعال رسانه‌ای هستند؛ لذا از طریق این کانال ارتباطی علاوه بر آنکه مسیر برای جذب و گرفتن همکار در بی‌بی‌سی همواره باز می‌ماند، این رسانه خواهد توانست به صورت فعال به موضوع جمع آوری اخبار و اطلاعات پرداخته و همواره اخبارش در صدر اخبار رسانه‌ها قرار گیرد.
 
گذشته از این موضوع، سیستم پیچیده جذب و آموزش در سرویس جهانی بی‌بی‌سی منوط به داشتن مهره‌های فعال در داخل کشورها است که در اين زمينه نيز مشاراليها یکی از این مهره‌های فعال به شمار مي‌رود.
 
در پرونده نامبرده همچنين مستندات ارتباطات چشمگیر وي با رادیو فردا وجود دارد.
 
لازم به ذکر است كه پس از تكميل پرونده ب.ه و بازداشت وي، مديران بي‌بي‌سي و برخي مدعيان دفاع از حقوق بشر و همچنين انجمن‌هاي سياسي دفاع از حقوق روزنامه‌نگاران و خبرنگاران تلاش كردند با ايجاد جو كاذب رواني اينگونه وانمود كنند كه نامبرده تنها به منظور اعمال فشار بر خواهرش كه در بي‌بي‌سي فعال است بازداشت شده؛ در حاليكه پرونده نامبرده خود سرشار از دهها اتهام ضد امنيتي است.
 
در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است: به زودی در بیانیه شماره دو این مرکز اسناد و مدارکی دال بر ارتباطات سازمان یافته شبکه بی‌بی‌سی، با عناصر خود در داخل کشور منتشر خواهد شد که گویای عمق اشراف اطلاعاتی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته بر فعالیت‌های جریان رسانه‌ای فتنه‌گران است.

طی روزهای آینده بخش اول از مستند رسانه‌ای این عملیات از رسانه ملی پخش خواهد شد.
 

+ نوشته شـــده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعــت9:1 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
فراماسونرها در بیشه "بوهم" به دنبال چه هستند؟ + عکس
سازمان جهانی فراماسونری در کنار فعالیتهای سیاسی و اقتصادی، خوشگذرانی های مخصوص به خود نیز دارد. هر ساله در ناحیه جنگلی بوهم ایالت کالیفرنیا برجسته ترین افراد سیاسی و اقتصادی آمریکا طی تفریحات و عیاشی های سه هفته ای در کنار اجرای آیین های شیطان پرستی و قربانی کردن انسان به بحث های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نیز می پردازند.





بیش از 160 سال است که کلوب‌های خصوصی اشراف به عنوان گوشه دنجی برای طبقه موثر در سیاست های سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آمریکا و جهان در این کشور فعالیت دارند. این کلوب های اکثرا مردانه در نگه داشتن قدرت در دست جمع محدودی از طبقه اشراف نقش اساسی دارند. اما با گذر زمان محدودیت های این کلوب ها برای نژاد، قومیت و جنس اعضا کم رنگتر شده است. 

در این میان کلوب بوهمیان که تمامی اعضای آن را مردان تشکیل می دهند در حفظ بنیادهای خود کوشا بوده و یکی از قدیمی ترین کلوب های اسرار آمیز طبقه اشراف آمریکا است که دو تا سه هزار عضو دارد و از سال 1899 تا کنون هر تابستان در حدود سه هفته در جنگلی به نام بوهم در کالیفرنیا گرد هم می آیند.


کلوب بوهم بیش ار 120 سال فعالیت دارد.


همایش های بیشه بوهم

همایش های این گروه حتی در روزهای حساس جنگ جهانی دوم نیز تعطیل نشده است. این افراد شاملسیاست مداران و افراد شاخص اقتصادی و نظامی آمریکا هستند به طوری که تمامی کم‍‍پ‍انی های بزرگ اقتصادی در این گروه نماینده ای دارند. اعضای گروه ارتباطات تنگاتنگی با هم دیگر داشته و هماهنگی های کاملی در مورد سیاست گذاری ها و روش های کاری خود در سطح داخلی و بین المللی دارند. هیچ فرد عادی که به گونه ای به طبقه قدرت و ثروت متصل نباشد؛ نمی تواند به عضویت این کلوب درآمده و یا به صورت مهمان در مراسم های فصل تابستان این کلوب شرکت کند. حتی اشراف و صاحب منصبان نیز نمی توانند به راحتی به این کلوب راه یابند.


میهمانی صرف شام در بوهم

جنگل بوهم جایی است که سه هفته خوش گذرانی در این منطقه با مراسم های ویژه ای همچون شعر خوانی، اجرای تآتر و موسیقی، بازی های ورزشی، و مجالس ویژه شراب خواری و خوش گذرانی همراه است. از این سه هفته، هفته دوم بسیار با اهمیت است زیرا که اکثر اعضا سعی می کنند در این هفته حتما در بوهم حضور داشته باشند. در کنار این خوش گذرانی ها همیشه رایزنی ها و سخنرانی های سیاسی، اجتماعی و تاریخی نیز وجود دارد که از سوی خود اعضا ارایه می شود.

کلوب بیش از 500 نفر پرسنل خدماتی دارد که در طی گردهم آیی به رتق و فتق امور می پردازند. ورود میهمانان که همگی از اشراف و سیاست مداران انتخاب می شوند با تشریفات ویژه ای همراه است و حتما باید دعوت کننده خود برای استقبال حضور داشته باشد و در غیر این صورت ورود ممکن نخواهد بود.

عضویت در این گروه فقط با دعوت اعضای ثابت امکان پ‍ذیر است. درخواست نامه فرد مدعو برای عضویت در اختیار کمیته مرکزی قرار می گیرد و پس از بررسی های فراوان در صورت اثبات صلاحیت، فرد می تواند به عضویت این گروه در آید. این فرایند ممکن است تا پانزده سال و یا بیشتر به طول بیانجامد. 


باشگاه های مختلف کلوب بوهمیان

کلوب شامل ۹۵ باشگاه مجزا است که هر یک، مکان مخصوص به خود را در جنگل دارند و ساختمان های مجزایی به اعضای هر کلوب اختصاص داده شده است. هر کلوب جزء، اسم به خصوص و اعضای به خصوصی نیز دارد. برای مثال اعضایی همچون هنری کسینجر و همچنین مسئولین سابق دولت فدرال و سایر رؤسای پروژه نظم نوین جهانی درممتازترین باشگاه یعنی «هیل بیل» جای دارند. کمپ هیل بیلی گروهی است کهبوش پدر و پسر و افراد برجسته تیم نومحافظه کار سیاست مداران آمریکا از اعضای آن هستند.


بوش پدر و پسر، اعضای هیل بیلروسای جمهور سابق آمریکا در کلوب اولز نست

به طور کلی اعضای این کمپ تجارت های بزرگ، بانک ها و رسانه ها را در اختیار دارند. کمپ «کاو من»دیگر کمپ مهم است که شامل افراد فعال در زمینه اتاق های فکر، کمپانی های نفتی، صنایع دفاعی و دانشگاه هاست. در «کمپ استووی» اعضای خانواده راکفلر و مدیران کپم‍انی های نفتی، بانک ها و اتاق های فکر مربوط به این خانواده مستقر هستند و در کمپ «اولز نست» نیز روسای جمهور سابق آمریکا، فرماندهان ارشد نظامی و اعضای وزارت دفاع حضور دارند.

بدیهی است که تجمع این تعداد از زرمداران و زورمداران دنیا طی سه هفته در یک جا نمی تواند خالی از نتایج وحشتناک برای بشریت باشد. مثلا گزارش هایی در دست است که نشان می دهد تصمیم به اجرایی کردن پروژه منهتن از طرف وزارت دفاع آمریکا که حاصل آن اولین بمب های اتمی ساخت بشر بود؛ در یکی از خوش گذرانی های اعضای این کلوب اتخاذ شده است.


اماکن ساخته شده در بوهم، نمادپردازی ها و تزئینات

از آنجا که برخی از هنرمندان مشهور نیز مفتخر به عضویت در این کلوب بوده اند؛ مکان های عمومی کلوب همچون کتابخانه، سالن های رقص، اتاق های میهمانان، بار ها و... با تابلوهای گران بها و اشیای هنریتزیین شده است. کلوب حتی یک مومیایی 2500 ساله مصری را از سال 1914 در اختیار دارد که نشانه ای از علاقه مندی اعضای کلوب به فرهنگ مصر باستان است. 

این مومیایی توسط یکی از اعضا به کلوب اهدا شده است و یقینا افراد مطلع و آشنا به مقوله هایایلومیناتی، ماسونی، شیطان پرستی و... دلایل این علاقه مندی کلوب بوهمیان به فرهنگ مصر باستان را به خوبی می دانند.



تمامی اماکن کلوب با تابلوها و اشیاء هنری گرانبها تزئین شده است.


این مومیایی با نام «بانو ایسیس» در یک تابوت شیشه ای در ورودی تآتر بوهمیان قرار گرفته است و اعضا همیشه با احترام در برابر آن می ایستند. نا گفته نماند که فراماسون ها «بانو ایسیس»را خدا- مادر معنویخود می دانند. در آیین فراماسونری که آکنده از نمادها و نمادسازی هاست الهه های مصر باستان جایگاه ویژه ای برای خود دارند.گزارش هایی انتشار یافته است که بیان می کنند مجسمه آزادی به عنوان نمادی از بانو ایسیس ساخته شده است.

واضح است که در کشور آمریکا که فراماسونری، صهیونیسم جهانی و آیین های ضد الهی همچون شیطان پرستی و کابالا نبض سیاست، اقتصاد و رسانه را در دست دارند؛ کلوب بوهمیان و مراسم های تابستانه آنها نیز با توجه به نوع اعضای آن نمی تواند از این گرایش ها خالی بوده و صرفا یک اجتماع تفریحی باشد. 


جغد، نماد بیشه بوهم

سمبل این کلوب جغد است که از اولین سال تاسیس آن استفاده می شود. به اذعان اعضای کلوب، جغد نمادی از حکمت زندگی و همیاری برای آنها است که امکان بقاء و مبارزه با نا امیدی را برای انسان در دنیا به یاد می آورد. با توجه به هجم ثروت و قدرتی که در دست این جهان خواران است؛ استفاده از جغد به عنوان نمادی برای مبارزه با نا امیدی منطقی جلوه نمی کند. وجود حالت هایی از نا امیدی در این انسان نماهایی که به هر کاری که خواستار انجامش هستند مبادرت می کنند؛ دور از ذهن است. پس جغد نمی تواند برای این گروه یک نماد انسانی و والا همچون مبارزه با نومیدی تلقی شود.

این نماد در تمامی مناطق و لوازم کلوب به کار گرفته شده است و یک مجسمه سنگی ۱۲ متری در کنار دریاچه جنگل بوهم نیز به شکل یک جغد ایستاده ساخته است. این تندیس در سال 1929 ساخته شده است تا مراسم مذهبی بوهمیان در کنار آن اجرا شود. در زیر پای این تندیس محراب سیاهی وجود دارد که جایگاه خاصی در مراسمات دارد. بوهمیان این مجسمه را بت بزرگ مولوخ می نامند و طی مراسمی با عنوان«درود»در حالی که رداهای قرمز پوشیده اند؛ به رژه و نیایش در مقابل این بت می پردازند.


نماد جغد از پرکاربردترین نمادهای ایلومیناتی و ماسونی است که در شهرهای مختلف آمریکا به شکل زیرکانه ای در طراحی بناها و سازه های شهری به کار گرفته می شود. 

در خاورمیانه، چین و شرق دور جغد نماد بد اقبالی و روح شیطانی است و از دیدگاه مسیحیت سنتی نیز جغد نمادی از نیروهای شیطانی، رویدادهای ناگوار و نابودی محسوب می شود. از سوی دیگر جغد نماد یهودیان مارانوس نیز می باشد. این یهودیان برای پیش بردن اهداف خود دین و آیین خود را مخفی نگه می دارند. از آنجا که جغد در شب، یعنی هنگامی که هیچ کس نمی تواند چیزی ببیندف بیدار بوده و قادر به دیدن است؛ مارانوس ها آن را نماد خود قرار داده اند.


بت مولوخ

به این ترتیب مولوخ که خدای سمبلیک باستانی شیطانی است؛ هنوز هم از میان افراد بی گناه و کودکان قربانی می گیرد. مولوخ الهه باستانی قربانی کردن است که در کتاب مقدس نیز به آن اشاراتی شده است. فرقه های عبادت کننده بت ملوخ در طول تاریخ دارای تشریفات وحشتناکی همچون آشامیدن خون انسانهای قربانی شده در پای این بت بوده اند. 

این قربانی ها در اکثر مواقع کودکان هستند. سالانه هزاران کودک در آمریکا گم می شوند و پلیس هیچگاه نمی تواند اثری از آنان بیابد. گاهی جسد این کودکان در مکان های نامتعارفی کشف می شود و متخصصین جرم شناسی نبود خون در جسد آنان را تایید می کنند.

بت مولوخ به شکل جغد در کنار دریاچه بوهم

در بیشه بوهم چه اتفاقاتی می افتد؟

در دهه چهل گزارش هایی در برخی از مطبوعات آمریکا منتشر شد که نشان می داد غیر از مشروبخواری، استفاده از مواد مخدر و همجنس بازی، فعالیت هایی همچون آدم ربایی، تجاوز، کودک آزاری جنسی وقربانی های خونین نیز در کلوب بوهمیان انجام می گیرد. متعاقب این افشاگری ها تحقیقاتی از طرف پلیس شروع شد که البته این بازرسی ها در سال ۱۹۴۷ متوقف گردید و پرونده به حال خود رها شد.   اما این کلوب و اسرارش همیشه برای افراد مطلع و کنجکاو جای سوال داشت.

در سال 2000 فیلم سازی به نام الکس جونز توانست به طرز معجزه آسایی از موانع امنیتی جنگل بوهم گذشته و وارد این اردوگاه شده و از مراسم های عجیب اعضای کلوب فیلم برداری کند. در این مراسم ها آیین قربانی کردن انسان در برابر مجسمه جغد انجام می شد. او به مدت پنج ساعت در اردوگاه بوده است و می گوید با این که با چشمان خودش اتفاقات را دیده ولی نمی تواند آنچه را که مشاهده کرده باور کند. جونز در بخشی از توصیفاتش چنین می گوید:

«سپس کشیش در باره «بابل و صور نیک» صحبت کرد. می دانیم که تنها یک جغد بزرگ و «صور نیک» وجود دارد، در انجیل و اسناد تاریخی دیگر آمده است که در سرزمین های بابل و کنعان کودکان را در پیشگاه الهه جغد مولوخ، می سوزاندند. برای مدت مختصری توجهمان به پشت خیمه ها در آنسوی ساحل جلب شد و باعث شد که از جغد منحرف شویم. ناگهان به خود آمدم و بعد از آن روی جغد و کشیش در جزیره تمرکز کردیم.

در ساحل غربی، یک قایق قدیمی رودخانه ای وجود داشت و شخصیتی عزرائیل مانند که ارابه را حرکت می داد، با قایق از آب عبور کرد. در حالیکه فرد دست و پا بسته ای در آن به حالت تعظیم درآمده بود .او آن فرد قربانی را نزد کشیش اعظم برد که در پای جغد منتظر بود، در پایین پله های نورانی که جغد روی آنها قرار داشت.


«اندوه مهار شده» زنده زنده در آتش سوزانده می شودمراسم قربانی انسان در پای بت مولوخ

سپس در یک صحنه بسیار خوفناک دو کشیش سیاهپوش، قربانی را گرفتند و آن را به پیشگاه جغد بردند…قربانی برای نجات جانش التماس می کرد و صدای او از طریق بلندگو به گوش می رسید. اما آنها درخواست او را نپذیرفتند. آنها او را به درون قتلگاه بردند. این خواسته جغد بزرگ بود که او را بسوزانند. (قربانی را اندوه مهارشده می نامیدند) مثل کسی بود که توی پارچه سیاهی پیچیده باشند. در سمت بالای قتلگاه یک چراغ سنگی قرار داشت که آنرا مشعل جاویدان می نامیدند.کشیش اعظم مشعل خاموشی را برداشت و با مشعل جاویدان روشن کرد.

آن فرد دوباره جهت بخشایش التماس کرد، سپس کشیش اعظم پایین رفت، (البته به سختی، چون کشیش اعظم به قدری پیر بود که حتی به سختی راه میرفت) و هیزمها را آتش زد. سپس گفت که قصد دارد علائم را از بقایای باقی مانده بخواند. یک سنت بسیار وحشتناک و مرموز. این دیگر شیطان ساخته ی دست هالیوود نیست، این یک سنت وحشتناک بابلی و حقیقت محض است.

او همچنان از درد فریاد می کشید. ناگهان تمام آن صلیب های کوچکی که در طول ساحل دیده بودیم در آتش افکنده شدند، بنابراین من داشتم اثر نقاش قرون وسطی هیرونیموس بوش را با نام مناظر جهنم به عینه مشاهده می کردم: صلیب های فلزی سوخته، کشیش هایی با ردای سرخ و سیاه و کشیش اعظم با ردای نقره ای و شنل قرمز، جسد سوخته ای که از درد فریاد می کشید، یک جغد عظیم الجثه با شاخهای بزرگ، رهبران، بانکداران، اصحاب رسانه و آموزش جهان در این مراسم گرد آمده بودند. این نهایت جنون بود». 


افشاگری های بعدی

در سال 2004 نیویورک پست گزارش داد که یکی از بازیگران برتر فیلم های پورنوی مردانه از طرف کلوب استخدام شده است تا در طول برگزرای اردو به اعضایی که تمایل دارند خدمات ارایه دهد. در واقع اردوگاه در کنار فعالیت های مختلف دیگرش یک مجلی عیاشی هم جنس بازی نیز برای اعضا فراهم می کند. 

ریچارد نیکسون که از روسای جمهور سابق آمریکا بوده و قبل از ریاست جمهوری به کلوب نیز دعوت شده بوده در مورد مراسم ها و اتفاقاتی که در اردوگاه می افتد؛ گفته است «چندش آورترین اعمال شیطانی که حتی نمی توانید تصورش را بکنید».

کریس جونز، یکی از کارگران اردوگاه در سال ۲۰۰۵، افشا کرده است که بارها از طرف اشراف پیری که به اردوگاه آمده بوده اند؛ به او پیشنهاد رابطه جنسی شده است. جونز به خاطر این اظهاراتش و افشای اسرار کلوب از طرف دادگاه محلی کالیفرنیا محکوم به زندان شد.

لیست افراد حاضر در بوهم در سال 2008

همچنین در سال ۲۰۰۸ توسط گروه های فعال در مورد حقایق آمریکا لیستی از افراد شرکت کننده در کلوبکشف و منتشر شد که حضور تیم نومحافظه کار ريیس جمهور سابق آمریکا در کنار نمایندگان شرکت ها و صنایع بزرگ، دولتمردان و بانک داران، در این اردوگاه را تایید می کند. جرج بوش، دیوید راکفلر، هنری کیسینجر، دونالد رامسفلد، کولین پاول و چندین نفر از سازمان سیا مانند جیمز وولسی در سال 2008 در گردهمآیی این اردوگاه شرکت کرده اند. 


+ نوشته شـــده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعــت7:38 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
از پدافند هوایی ایران چه می دانیم؛

اس-200 ایران؛ یک سورپرایز برای آواکس های دشمن + عکس


بهینه سازی ها را باید تا اقداماتی چون افزایش برد اس-200 در برابر اهدافی با قابلیت مانور کم، نظیر آواکس ها متصور شد. این به معنی لزوم استقرار آواکس های دشمن در کمینه فاصله 300 کیلومتری از منطقه عملیاتی است که میزان دید دشمن را از عمق خاک ما بسیار کاهش می دهد.


یک نیروی نظامی همواره ضمن تلاش برای تهیه و ساخت تجهیزات جدید نگاهی جدی نیز به بهسازی سامانه های موجود در سازمان خود دارد. در واقع با افزایش قابلیت های سامانه فعلی و متناسب سازی آن با تهدیدات جدید با بهره گیری از علوم نوین، یک سامانه قدیمی عمری دوباره یافته و تا سالهای بیشتر و حتی برای مأموریت های مهم تر قابلیت عملکرد پیدا می کند. 

از نظر هزینه نیز بهسازی بار مالی بسیار کمتری در قیاس با خرید تجهیزات کاملاً جدید دارد و به خصوص در صنعت هوافضا بهسازی تجهیزات موجود امری پذیرفته شده بوده و از ابتدا در مراحل طراحی، ملزومات این امر دیده می شود. به عنوان مثال ارابه فرود یک هواپیمای جنگی را بسیار قوی تر از حد مورد نیاز برای وزن نمونه اولیه طراحی می کنند تا در آینده و با افزایش وزن نمونه های بعدی نیاز به طراحی مجدد این بخش که کاری پیچیده است نباشد. 

بهسازی هواپیماهای جنگنده توسط کشورهای پیشرفته و جهان سوم بسیار دیده می شود که با کمی جستجو با نمونه های مختلفی از آنها آشنا می شویم.

سامانه های موشکی نیز از این قاعده جدا نبوده و با بهسازی های در طول دوره خدمت بر قابلیت ها و کارایی آنها افزوده می شود. اما برای کشوری چون ایران که در تحریم همه جانبه دشمنان قرار دارد، میزان بهسازی یک سامانه موجود، حد و مرزهای القا شده از سوی کشورهای سازنده را پشت سر گذاشته و اساساً تا تحول کل آن پیش می رود. در این گزارش به معرفی یکی از شاخص ترین نمونه از این دست فعالیت ها می پردازیم که مربوط به سامانه پدافند هوایی موشکی اس-200 در اختیار قرارگاه پدافند هوایی خاتم الأنبیاء ارتش جمهوری اسلامی ایران است.

با اجرای چنین فعالیت هایی امروز نیروهای پدافند هوایی کشورمان تجربه انهدام اهداف هوایی با سطح مقطع راداری(RCS) کمتر از 0.01 مترمربع را نیز یافته اند که به معنی تهدید مرگبار برای طیف وسیعی از هواگردها شامل هواپیمای نسل چهارم پیشرفته،  انواع هواگردهای بدون سرنشین، بمب ها و موشک ها است.

برای کشف اهداف هوایی پنهانکار(رادارگریز) روشهای مختلفی وجود دارد. یکی از این روشها استفاده از رادارهایی است که با طول موج های بلند نظیر VHF و HF کار می کنند که هم از نمونه های مطرح خارجی در کشور موجود بوده و انواعی هم در داخل کشور ساخته شده اند. این سامانه های راداری به صورت شبکه با هم عمل می کنند و با بهره گیری از روشهایی چون مخابرات سلولی و فرستنده-گیرنده هایی مبتنی بر عدم انتشار امواج گسترده و در واقع پرتوهای باریک(مدادی) با هم در ارتباط هستند. 

در نتیجه کشف سامانه های خودی و فعالیت آنها برای دشمن بسیار دشوار شده و در پی استقرار سامانه های مختلف در نقاطی که دشمن تصور آن را نمی کند فرصت تصمیم گیری و واکنش از وی گرفته خواهد شد. این مجموعه اقدامات به همراه بهسازی سامانه های درگیری یعنی ادوات توپخانه ای و موشکی منجر به ایجاد فضای ابهام آمیز پیش روی دشمن می شود. نتیجه چنین راهبردی دشواری های بسیار در طراحی عملیات تهاجمی برای دشمن خواهد بود و هرچه وسعت مدنظر دشمن بیشتر باشد تلفات وی نیز گسترده تر می گردد.
در تشریح این فضای ابهام آمیز باید گفت داشتن اطلاعات دقیق از برد سامانه ها در کشف و ردگیری اهداف، سرعت واکنش سامانه در فراهم کردن داده های لازم برای سلاح، برد و سقف ارتفاع تحت تأثیر آن سلاح و سرعت رسیدن پرتابه به محل هدف، محل استقرار سامانه دفاعی نسبت به هدف و برخی موارد دیگر برای طراحی یک عملیات تهاجم هوایی موفق ضروری است. در واقع هنگامی که دشمن نمی داند کدام نقاط برای نفوذ و در منطقه رهایی مهمات چه ارتفاع و فاصله ای از هدف امن هستند و سامانه های دفاعی چه مدت برای اجرای مأموریت زمان در اختیار می گذارند در حقیقت نیروهای خود را به کام مرگ می فرستد و نداشتن هر یک از اطلاعات کلیدی به معنی پا گذاشتن در فضای مبهم و طراحی عملیات بدون پشتوانه کافی است. 

با در نظر داشتن این نکته که امکان دستیابی دشمن به مشخصات دقیق عملکردی سامانه های خارجی موجود در کشور از طریق سایر کشورها ممکن است بهسازی سامانه های بومی و غیر بومی با توان داخلی اهمیت بیشتری می یابد.

به گزارش مشرق، دوربردترین سامانه دفاع هوایی موشکی کشور که در دهه 90 میلادی خریداری شده بود، در چند نوبت و به صورت کامل بهسازی شده است. این سامانه SA-5 گامون یا همان اس-200 است که رادار و موشکهای آن بردی در رده چند صد کیلومتر دارند.

نسل اول این سامانه در 1967 وارد خدمت نیروهای دفاع هوایی شوروی سابق و در دهه های بعد نمونه های دیگر آن برای صادرات به کشورهای مختلف عرضه شد. رادار اصلی این سامانه «اسکوارپیر(Square Pair)» است که برای هر دو منظور کشف و ردگیری اهداف به کار می رود. بخشی که با شماره یک در تصویر مشخص شده فرستنده امواج کشف هدف با طول موج پیوسته 4.5 سانتیمتر، بخش 2، گیرنده این امواج(امواج بازتاب یافته و رسیده از اهداف)، بخش 3، گیرنده امواج ارتباطی موشک با سامانه و بخش 4 آنتن سامانه شناسایی دوست از دشمن(IFF)  است. برد این رادار در برابر اهداف کوچک بین 260 تا 300 و بیشینه برد آن 500 کیلومتر است.
رادار اسکوارپیر
 
همچنین از رادار «p-14 آبارونا» با طول موج در رده متر که برد آن در برابر اهداف کوچک 360 و برد نهایی آن 600 کیلومتر است استفاده می شود. آنتن این رادار 11 متر ارتفاع و 32 متر پهنا دارد. در برخی نمونه ها از رادارهای دیگری نیز مانند رادار «P-35 بارلاک» با برد 200 تا 350 کیلومتر به عنوان سامانه کمکی استفاده شده است.

نسل های مختلف این سامانه که با نام عمومی های متفاوتی نیز خوانده می شوند از موشک های مختلفی استفاده می کنند که در جدول زیر به مقایسه انواع اصلی آنها پرداخته ایم.
 
هر چند تا مدتها تنها نسخه صادراتی از سامانه اس-200 در اختیار مشتریان خارجی قرار می گرفت اما با ورود سامانه های پیشرفته تر اس-300 و برای کمک به وضع بحرانی اقتصاد روسیه نمونه های بهتر اس-200 به همراه سامانه های کمکی برای فروش عرضه شدند به طوریکه بین سالهای 1998 تا 2002 اس-200 سهم بزرگی از میزان فروش های نظامی خارجی روسیه را به خود اختصاص داده بود.

سامانه اس-200 به دلیل قابلیت های موشک خود نظیر برد و سقف پرواز بسیار بالا، سرعت چشمگیر که بالغ بر 2500 متر بر ثانیه در مدل های آخر موشک است عملاً به عنوان یک سامانه راهبردی تلقی می شود به خصوص توانایی آن برای درگیری با موشک های بالستیک نیز مورد توجه کارشناسان نظامی است. این سامانه توانایی درگیری با اهدافی با بیشینه سرعت 1100 متر بر ثانیه را دارد که شامل سریعترین هواپیماهای نظامی فعلی و آینده نزدیک است.

به گزارش مشرق، موشک این سامانه دارای یک پیشران اصلی و چهار بوستر(پیشران کمکی) سوخت جامد است. این پیشرانه های کمکی که حدود 4.9 متر طول و 48 سانتیمتر طول دارند بین 3 تا 5.1 ثانیه کار کرده و سپس جدا می شوند. برای درک بهتر از ابعاد موشک باید گفت موشک شاهین در سامانه مرصاد حدود 5 متر و قطر آن حدود 37 سانتیمتر است. پیشران اصلی موشک نیز با توجه به برنامه ریزی مورد نظر متناسب با شرایط پروازی هدف بین 51 تا 150 ثانیه کار می کند و موشک را برد مفیدی بین 150 تا 300 کیلومتر می رساند.
موشک اس-200 در حالی که بوسترهای آن هنوز جدا نشده اند

موشک های این سامانه بین 10.6 تا 10.8 متر طول، 0.86 متر قطر و 7100 تا 8000 کیلوگرم جرم دارند. برای کمینه برد قابل درگیری با هدف در منابع اعداد مختلفی شامل 7، 17 و 60 کیلومتر و برای کمینه ارتفاع هدف قابل درگیری نیز ارتفاع 300 متر ذکر شده است. سرجنگی 215 یا 217 کیلوگرمی آن نیز از نوع انفجاری-ترکشی بوده و دارای 16000 ترکش 2 گرمی ویا 21000 ترکش 3.5 است و شعاع مرگبار این سرجنگی سنگین وزن که با فیوز مجاورتی یا دستوری منفجر می شود بیش از 20 متر تخمین زده شده است بنابراین اگر هواپیمای هدف در مراحل نهایی مانور بدهد باید راهی برای دور شدن از موشک به میزان بیش از 20 متر پیدا کند در حالی که قدرت مانور و سطح فناوری هدایت در نمونه های نهایی اس-200 نیز بهبود پیدا کرده است.

نحوه هدایت این موشک در فاز ابتدایی دستوری رادیویی، در فاز میانی اینرسی و در فاز نهایی و رسیدن به هدف از نوع راداری نیمه فعال است. در برخی نمونه ها نیز از سامانه های آشیانه یابی راداری و اختلالات الکترونیکی صحبت به میان آمده است. موشک های این سامانه در صورت شلیک به بردهای کمتر از 80 کیلومتر مستقیماً به سمت هدف حرکت کرده و در صورت شلیک به بردهای بیش از آن ابتدا با زاویه بیش از 45 درجه اقدام به اوجگیری به ارتفاع بالا (متناسب با درگیری با هدف مورد نظر) می نمایند تا از پرواز در ارتفاعات پائین و نیروی مقاوم بیشتر هوا در این ارتفاعات پرهیز کنند.
پروفیل های حرکت اس-200 با توجه به فاصله تا هدف

اس-200 به عنوان دوربردترین سامانه دفاع هوایی کشور از اهمیت بسیاری برای افزایش محدوده خطر برای تهاجم دشمن برخوردار بوده و از اینرو یکی از گسترده ترین ارتقاءها روی آن به انجام رسیده به طوری که موجب شگفتی سازندگان آن شده است. هر چند سامانه های میانبرد و ارتفاع متوسط هاوک و سام-6 نیز به طور کامل بهسازی شده اند اما میزان تغییرات اس-200 بارزتر بوده و کارایی آن را به کلی متفاوت نموده است. مثلاً هر چند سامانه هاوک همچون اس-200 به سامانه ای تمام دیجیتال تبدیل و برد رادار کشف و تعقیب آن نیز بیشتر شده و قابلیت انهدام اهداف کوچکی چون پهپادها را در آزمایش های عملی اثبات کرده اما فناوری هاوک از ابتدا جلوتر از اس-200 بوده و از اینروست که برنامه اجرا شده برای اس-200 دشواری های بیشتری داشته است.

بهسازی اس-200 در ایران به طور کلی شامل اصلاحات در بخش های پردازش، فرستنده، گیرنده، جنگ الکترونیک و تحرک پذیری سامانه بوده است. یکی از فعالیت های به انجام رسیده برای بهسازی سامانه اس-200، تعویض تمامی اجزای آنالوگ آن با تجهیزات دیجیتال است. 

استفاده از زیرسامانه هایی که قطعات الکترونیکی آنها دارای فناوری نیمه هادی به جای فناوری لامپی هستند فواید بسیاری را به دنبال دارد از جمله کاهش احتمال بروز خرابی در دستگاه به میزان بسیار پایین در ساعات کارکرد بسیار بالا، کاهش زمان تعمیر و تعویض تجهیزات الکترونیکی، افزایش عمر کاری اجزا و کل سامانه که منجر به قابلیت کارکرد 24 ساعته سامانه اس-200 بهسازی شده در ایران شده است، افزایش قابلیت اطمینان سامانه و افزایش سرعت پردازش که منجر به واکنش سریعتر سامانه به تهدیدات شناسایی شده می گردد. همچنین مدت زمان روشن ماندن نهایی سامانه نیز بسیار افزایش یافته و زمان مورد نیاز برای بازبینی و تعمیرات نیز بسیار کاهش یافته است.
به کارگیری نمایشگرهای دیجیتال در بخش کنترل سامانه

دو سامانه اصلی راداری یعنی اسکوارپیر و همچنین آبارونا به علاوه اخلالگر ها در ایران مورد بازبینی قرار گرفته اند. لازم به ذکر است بهسازی های بومی روی این سامانه ها به مراتب مهم تر و مفصل تر از کارهای خارجی بوده است.

یک سری از بهسازی های رادار پی-14 توسط کشور سازنده که در اینترنت منتشر شده نشان دهنده استفاده از قطعات دارای فناوری حالت جامد(Solid State) است که باعث بهبود ویژگی های فنی و عملیاتی رادار شده است از جمله توانایی مقابله بهتر با جمینگ های فعال، اخلال های پالسی غیرهمزمان و بازتاب های نامطلوب پس زمینه مانند نقاط شهری و ارتفاعات و عوارض طبیعی، توانایی بسیار بهتر در پردازش داده ها، تبادل اطلاعات به طور خودکار با سایر سامانه های دفاع هوایی، ترکیب و تشخیص داده های دریافتی از چندین رادار و سایر منابع اطلاعاتی. برای این منظور تجهیزات ضد فریب و اخلال دیجیتال، برای مقابله با اخلال های غیرفعال و غیرهمزمان، تجهیزات خودکار کسب اطلاعات راداری و مجموعه جمع آوری داده ها مورد بهسازی قرار گرفته اند.
رادار پی-14 آبارونا

تجهیزات ضداخلال و فریب مبتنی بر سلول های عملیاتی تفکیک پذیر در یک واحد قابل تعویض با یکدیگر ترکیب می شوند. بدین ترتیب محافظت الکترونیکی همزمان از رادار در مقابل اخلالهای غیرفعال و غیرهمزمان را در مناطق مربوطه بدون از دست دادن کیفیت و کارائی رادار در کل منطقه تحت پوشش ضمانت می نماید. همچنین تجهیزات کسب و جمع آوری داده در کامیون تجهیزات رادار نصب شده و محدودیت فاصله پست های فرماندهی و کنترل تا رادار برداشته شده است. همچنین اطلاعات بیش از 120 هدف توسط این رادار به طور همزمان قابل پردازش است.

سامانه اخلالگر پلنا که تخصص آن عملکرد علیه رادارهای هوابرد و هواپیماهای جمع آوری الکترونیک است با ایجاد اخلال مؤثر در سامانه های دشمن، تا محدود 250 کیلومتری رادارهای خودی را محافظت کرده و تا فاصله 80 کیلومتری امکان هدفیابی برای رادارهای هوایی دشمن را از بین می برد به این معنی که دشمن باید حداقل 80 کیلومتر به سمت مواضعی که تحت پوشش پلنا هستند نزدیک شود که در این صورت به شدت در معرض آسیب از سوی پدافند خودی قرار می گیرد. احتمال عملکرد موفق نمونه های اولیه این سامانه در حالت کمینه 80 درصد بوده است.
اخلالگر قدرتمند پلنا
 
با ترکیب پلنا و اس-200 که بنا بر تصاویر منتشر شده در ایران مورد استفاده قرار می گیرد، دیگر نتایجی چون حمله سال 1986 آمریکا به لیبی که اس-200 موفق ظاهر نشدند رقم نخواهد خورد و حتی در صورت اصرار بر اجرای عملیات از سوی دشمن تجهیزات او در معرض خطر قرار می گیرند. همچنین با توجه به اشباع سریع جستجوگرهای غیرفعال(پسیو) موجود در موشک های ضد رادار توسط امواج ساطع شده از این اخلالگر عملاً در محدوده پوشش آن رادارها از آسیب های عملیات سرکوب پدافند هوایی با این موشک ها مصون می مانند.

به گزارش مشرق، پلنا در برابر رادارهای هوابرد، باعث کاهش برد مؤثر آنها شده و در این حالت دشمن دو راه پیش رو دارد: یا باید آواکس های خود را به منطقه مورد نظر نزدیک تر کند به معنی افزایش خطر برای امنیت این پرنده راهبردی و بسیار ارزشمند است و یا باید از مدیریت و کنترل صحنه نبرد از طریق اطلاعاتی که آواکس از تحرکات هوایی و زمینی در اختیارش قرار می داد و درنتیجه مزیت های شبکه پیوسته از اطلاعات اهداف طرف مقابل چشم پوشی کند که در هر دو صورت دشمن در راهبرد خود دچار مشکل شده و مجبور است با قواعد طرف مقابل بازی کند.

از دیگر بهسازی بومی که برای اجرا روی سامانه دوربرد اس-200 در آینده مطرح شده است استفاده از موشک های دیگر در این سامانه است تا امکان درگیری با اهداف در بردهای متوسط و سقف پرواز پایین نیز با اس-200 ممکن شود. این امر با توجه به اینکه رادارهای این سامانه بردهای متوسط را نیز تحت پوشش قرار می دهند می تواند اس-200 را به عنوان سامانه میانبرد نیز کارامد ساخته و برای دفاع از اس-200 که اساساً خود نیز هدفی برای دشمن تلقی می شود بسیار مفید خواهد بود.

آنچه که باید در آخر بر آن تأکید کنیم توانایی موشک های سامانه اس-200 در تهدید هواپیماهای جنگ الکترونیک و رادارهای هوابرد است. به گفته منابع خارجی نمونه های آخر این سامانه توانایی ردیابی اختلالات راداری و امواج ساطع شده از رادارهای هوابرد را دارند. این ویژگی به معنی توانایی درگیری با این نوع اهداف بوده که عمدتاً در فواصل دور نسبت به مناطق درگیری مستقر می شوند. در اینجا برد چشمگیر موشک های این سامانه وارد معادلات شده و آن را به سلاحی تهدید آمیز علیه این نوع هواگردها تبدیل کرده و اس-200 را به طور ویژه به سامانه ای ضد رادارهای پرنده یا CIRS تبدیل می کند.

با توجه به مصاحبه های منتشر شده از فرماندهان یکی از مناطقی که اس-200 در آن عملیاتی است مبنی بر اینکه سلاح هایی در اختیار داریم که می تواند دشمن را در برد 300 کیلومتر تهدید کند، احتمال منطقی با توجه به تحویل داده نشدن اس-300 به ایران، نمونه های بسیار دوربرد موشک های اس-200 هستند که تاکنون در رزمایشها علیه اهداف کوچکی چون پهپادها در برد بالای 100 کیلومتر آزمایش شده اند.

همچنین به عقیده برخی کارشناسان، پروفیل شلیک اس-200 به اهداف در فاصله دور که مبتنی بر اوجگیری اولیه و حمله از بالا است با اصلاح نرم افزارهای سامانه هدایت و کنترل تا حدودی قابل توسعه نیز هست که به افزایش برد اس-200 در برابر اهدافی با قابلیت مانور کم نظیر آواکس ها می انجامد. این به معنی لزوم استقرار آواکس های دشمن در کمینه فاصله 300 کیلومتری از منطقه عملیاتی است که میزان دید دشمن را از عمق خاک ما بسیار کاهش می دهد.

نیروهای مسلح کشورمان به بهسازی صفر تا صد یک سامانه راهبردی، آن را به سلاحی متفاوت از حد تصور دشمن تبدیل کرده و با غلبه بر شرایط تحریم و اتکا به توان داخلی، سامانه ای خارجی را با نیازهای نبردهای فعلی و آینده سازگار نموده اند. این روند ادامه داشته و آخرین دستاورهای تثبیت شده متخصصان کشور روی سامانه های دفاعی کشور اعمال شده و ضمن افزایش بازدارندگی و تغییر معادلات برای روز واقعه نیز نقشه های غیرقابل پیش بینی برای دشمن در سر دارند.

+ نوشته شـــده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعــت8:15 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |
نگاهی به استراتژی تهدید در برابر تهدید؛

بر سر چاه های بدر خلیج فارس منتظر آمریکا هستیم + عکس


پس از تنش های میان ایران و صهیونیسم جهانی و تحرکاتی چون نامه ‌ی اوباما برای رهبر انقلاب و تحریم نفتی دو سویه ‌ ایران و اروپا و تهدیدهای نظامیان دو طرف، سخنرانی رهبر انقلاب در نماز جمعه ‌ی پیش از 22 بهمن سی و سومین سال انقلاب تنش  ها را به اوج رساند. آیا این تنش ها، در مسیری بی بازگشت، به جنگی تمام عیار ختم خواهد شد؟!


رصد مواضع رهبران صهیونیسم پس از سخنرانی رهبر معظم انقلاب ، حاکی از سیر نزولی تهدیدات و عقب‌نشینی آنان در برابر بیانات ایشان بود. به نحوی که نتانیاهو در جلسه ‌ی کابینه‌ ی خود، آنان را از یاوه ‌گویی درباره ‌ی حمله ‌ی نظامی به ایران بر حذر داشت. گویا دشمنان صهیونیست، درس های خود را از سخنان رهبر انقلاب به نحو احسن فرا گرفته ‌اند.

رهبر انقلاب پس از جمله ‌ی شیرین و شادی بخش "همه ‌ی گزینه ‌ها روی میییز است"، خط و نشان و استراتژی خود را اینگونه ترسیم نمود:

«تهدید در برابر تهدید».


                                                                     حمله ‌ی پیشدستانه به قلب جهان

«هنري كيسينجر» وزير امور خارجه سابق آمريكا می گوید:" نفت بسيار مهم‌تر از آن است كه بتوان اختيار آن را به اعراب واگذار كرد. اگر صدای طبل جنگ را نمی شنوی، تو حتما کَر هستی."

كنت پولاك كارشناس سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) می نویسد: تنها انسان‌هاي احمق دركنمي‌كنند كه نفت هدف واقعي در سياست جهاني است.

البته کنت پولاک با نادیده گرفتن انگیزه ‌هایی فرا انرژیک، همچون ایدئولوژی، قدرت و ... ثابت می ‌کند که عمق نگاه استادان خود همچون کیسینجر را درک نکرده است؛ آنجا که کیسینجر نفت را نه به عنوان هدفی غایی بلکه به عنوان هدفی واسطه ‌ای و ابزاری برای تامین سلطه ‌ی همه ‌جانبه ‌ی (اقتصادی، فرهنگی، نظامی،...) تمدن صهیونیستی بر جهان می‌بیند.

اهمیت موضوع آنجا خود را بیشتر نشان می دهد که بدانیم نفت ماده ‌ی اولیه ‌ی تولید بسیاری از کالا ها و نه انرژی چرخه ‌ی تولید آنها محسوب می شود این در حالی است که مجله آلمانی اشپیگل با تعبیر نفت به عنوان خون در رگهای جهان کنونی، درباره ‌ی این ماده ‌ی حیاتی با استناد به ارزيابي دیک چني در زمان ریاست جرج بوش می نویسد: «در حالي كه ما هر سال به دو درصد افزايش توليد نفت نياز داريم، ميزان توليد نفت سالانه 3 درصد كاهش مي‌يابد و اين امر بدين‌معناست كه تا سال 2010 ميلادي روزانه حدود 50 ميليون بشكه كمبود نفت وجود خواهد داشت.»

در جمع  بندی اجمالی از این نکات است که مشخص می شود: چرا رهبران صهیونیسم همچون کیسینجر، با هوشمندی و آینده‌نگری، برای تکمیل پازل خود و تامین و کنترل یکی از 2 منبع قدرت در قرن 21، یعنی انرژی، در کنار دیگر منبع قدرت، یعنی اطلاعات، که هم اکنون نیز بر تولید و کنترل آن تسلط دارند، به تکاپو افتاده و دست به اقدامات اینچنینی می زنند. آنان به خوبی به این نکته واقفند که قدرتی بر جهان و دیگر قدرتهای بزرگ حکومت خواهد کرد که پازل منابع قدرت خود را با شاه قطعه ‌ای با نام حکومت بر قلب (نفت) جهان تکمیل نماید چرا که او مشخص خواهد کرد که به رگ‌های هر تمدنی چه سهمی از این خون تزریق خواهد شد. از اینرو فرمان حمله به نفتستان صادر می شود. هدف تسلط بر منطقه پیش از رسیدن دست دیگر قدرتها به آن است: حمله ‌ی پیشدستانه.


                                                              «حمله ‌ی پیشدستانه به قلب جهان: خلیج فارس»


دکترین دفاع پیشدستانه، استراتژی تهدید در برابر تهدید

اما پاسخ دکترین جنگ پیش دستانه از سوی جبهه ‌ی مقاومت انفعال نبود. چرا که به مقاومین فرموده شده بود:

ذلیل و خوار نشد مگر مردمی که در خانه ‌ی خود با دشمن خود جنگید. (امیرالمومنین علی علیه السلام)

مبتنی بر همین آموزه‌ ها بود که دکترین دفاع پیشدستانه در جهت از بین بردن زمینه ‌ی ایجاد تهدیدات و تهدیدات نابالغ پیش از اِعمال آنها در دستور کار نظام امنیتی انقلاب اسلامی قرار گرفت. تحرکات استراتژیک انقلاب در قالب دکترین دفاع پیشدستانه قدمتی به تاریخ انقلاب داشت. آنجا که انقلاب اسلامی با حضور در مناطق فرای مرز خود همچون فلسطین، لبنان و شامات به دفاع پیشدستانه بر علیه دشمن صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی-اسلامی دست زد و موفق شد علاوه بر از بین بردن تهدیدات قریب الوقوع برای امنیت ملی خود، برگ هایی استراتژیک برای توازن قدرت استراتژیک با تمدن صهیونیستی در عرصه ‌ی جهانی، ایجاد نماید. این تحرکات بقدری موفقیت آمیز بود که دشمن مسلط به منطقه را در چارچوب مرزهای خود به مرز نابودی کشانده و پس از سالها فشار، برکات آن به شکل بیداری اسلامی ظهور و بروز پیدا کرده است.

حال جبهه ‌ی مقاومت مبتنی بر همین قاعده و با استفاده از استراتژی تهدید در برابر تهدید، وارد میدان نبرد با دشمنی می‌شود که سالهاست با جنگ پیشدستانه دست به تجاوز و کشتار زده است.

وضعیت میدان

در چنین شرایطی است که امام و پیروان مقاوم ایشان، از شیرینی پیروزی  های بدر و خیبر سخن می  گویند و اوباما آشفته، سعی بر حفظ ژست ابرقدرتی گذشته ‌ی تمدن خود می کند و در چارچوب جنگ پیشدستانه برای موقعیت جغرافیایی در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود تعیین تکلیف می ن ماید، تنگه ‌ی هرمز را خطوط قرمز ایالات متحده می نامد و بستن آنرا اعلان جنگ تلقی می کند و با اعمال تحریم هایی هر چه شدیدتر، ایران را تهدید به حمله نظامی می کند.

حال سوال اینجاست آیا مشاوران اوباما به این وارث امپراتوری در حال تلاش نکات لازم را جهت تصمیم درست برای خود و کشورش گوشزد کرده‌ اند؟ آیا میزان بیرون بودن گام های آمریکا را از محدوده ‌ی خود متوجه ‌اند؟ احتمالا پاسخ نه می  باشد چرا که در این صورت متوجه حرکات مضحک و خطرناک خود شده، به این نکات توجه نموده و نامه ای دیگر می ‌نگاشتند:

1. آقای اوباما و صهیونیسم جهانی باید بدانند تنگه ‌ی هرمز مکانیست جغرافیایی درست در مرزهای آبی انقلاب اسلامی و نه هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آن، آیا تمدنی که از هیچ، برای خود منبع قدرتی استراتژیک خلق می نماید و هزاران کیلومتر فراتر از مرزهای خود از مدیترانه گرفته تا آمریکای لاتین، دشمن خود را در جبهه‌ ای جهانی به چالش می کشد و شکست می دهد، به آنان و تهدیدات آنان در رابطه با آبراهی در درون مرزهای خود نخواهد خندید؟

2. آیا آنان حقایقی که خود در گزارش ژانویه 2012 موسسه ‌ی صلح ایالات متحده منتشر نموده ‌اند را به یاد می ‌آورند:

· تنگه هرمز مهم ‌ترين گذرگاه جهان است كه در سال 2011 روزانه حدود 17 ميليون بشكه نفت و طي سال هاي 2010-2009 روزانه بين 16-15.5 ميليون بشكه نفت در آن جريان داشته است.

· سال 2011 به طور ميانگين روزانه 14 نفتكش حامل نفت ‌خام در تنگه هرمز تردد داشتند كه البته به همين تعداد نيز نفتكش خالي براي انتقال محمولات جديد وارد تنگه هرمز مي ‌شدند. بيش از 85 درصد صادرات نفت ‌خام وارد بازارهاي آسيايي شده كه در اين ميان ژاپن، هند، كره ‌جنوبي و چين مقاصد اصلي اين انرژي هستند.

· در باريكترين نقطه، عرض تنگه‌ هرمز 21 مايل است اما عرض خط عبور كشتي در هر دو جهت فقط 2 مايل است كه بوسيله يك منطقه حائل دو مايلي نيز جدا مي ‌گردند. لازم به ذكر است كه تقريباً دو سوم محمولات نفتي جهان بوسيله نفت‌كش هايي با ظرفيت بيش از 150000 تن حمل مي‌ گردند.

· از جمله مسيرهاي جايگزين، خط لوله انتقال 745 مايلي معروف به خط لوله انتقال شرق به غرب است كه از ميدان نفتي ابقيق در عربستان سعودي تا درياي سرخ امتداد دارد. خط لوله انتقال شرق به غرب ظرفيت اسمي تقريباً 5 ميليون بشكه در روز را داراست. خط لوله انتقال گاز طبيعي مايع ابقيق به ينبو كه به موازات خط لوله نفتي به درياي سرخ كشيده شده است ظرفيتي در حدود 290000 بشكه در روز دارد.

· مازاد نفت خام را مي‌ توان به طرف شمال يعني از طريق خط لوله عراق ـ تركيه به بندر جيحان در درياي مديترانه پمپاژ كرد اما با انسداد خط لوله استراتژيكي كه شمال و جنوب عراق را به يكديگر متصل مي ‌كند، حجم انتقال نفت نيز كاهش يافته است.

· امارات متحده عربي در حال تكميل خط لوله ابوظبي با ظرفيت 1.5 ميليون بشكه در روز است كه از شيخ ‌نشين ابوظبي عبور كرده و به بندر فجيره در جنوب تنگه هرمز خواهد رسيد. از ديگر مسيرهاي جايگزين مي ‌توان به خط لوله غيرفعال عراق با ظرفيت 1.65 ميليون بشكه در روز كه از خاك عربستان سعودي مي‌ گذرد و خط لوله غيرفعال "تاپلاين"(Tapline) از ميدان نفتي ابقيق تا لبنان با ظرفيت 0.5 ميليون بشكه در روز اشاره كرد.

3. به گزارش موسسه ‌ی ماساچوست آمریکا تنها کشوری که توان پوشش خلاء نفت ایران را تا حدی داراست، عربستان می‌باشد که فرض بر این است که در بالاترین سطح بتواند به تولید 11.8 میلیون بشکه در روز دست یابد که با توجه به تولید کنونی آن نمی تواند کاملا خلاء 2.4 میلیون بشکه‌ ای صادرات نفت ایران را پوشش دهد.

4. تمدن صهیونیستی با حمله ‌ی پیشدستانه به دنبال تسلط بر منطقه  و چیزی می باشد که به آنان آنچنان قدرتی می‌دهد که بتواند بر تمامی قدرتهای جهانی اعمال قدرت و کنترل کند. آیا متوجه این نکته هستند که آن چیز که آنان در آسمان در پی آن هستند هم اکنون در مشت  انقلاب اسلامی قرار دارد؟ آیا می دانند این به چه معنی است؟

5. تنها نیرویی که می تواند در کار کنترل دریچه ‌ی حیات جهانی (تنگه ‌ی هرمز) اختلال ایجاد کند، ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا مشتمل بر بيش از 20 كشتي است كه هواپيماهاي جنگنده، 15000 خدمه در دريا و 1000 پرسنل ديگر در ساحل از آن پشتيباني مي ‌كنند. آن نیز به اذعان پایگاه تحلیلی گلوبال ریسرچ طبق بازی جنگ انجام شده در سال 2002 با توجه به ضعیف بودن توان ایران نسبت به اکنون، در 24 ساعت ابتدای درگیری با رقم زدن یک تراژدی برای صهیونیست ها تمامی نیروها و استعداد رزمی خود را از دست خواهد داد.

6. موازنه ‌ی نظامی و بازی جنگ انجام شده در مراکز مطالعات استراتژیک جهان نشاندهنده ‌ی این نکته است که در حال حاضر هیچ مولفه ‌ای برای تغییر شرایط و سرنوشت منازعه وجود ندارد و به احتمال قریب به یقین تنگه ‌ی هرمز در صورت اراده ‌ی سخت برای به دست گیری کنترل آن برای همیشه بسته خواهد شد. متاسفانه در این مجمل امکان بررسی سناریوهای درگیری دو طرف وجود ندارد لذا سعی خواهیم نمود به بررسی بخشی از آنها را در مقلات آینده بپردازیم. اما علاقه مندان می توانند از منابع بیشمار منابع غربی موجود در فضای مجازی استفاده نمایند.

در تقارن سازی وضعیت کنونی با وضعیت صدر اسلام که توسط امام امت انجام شد، وضعیت ما به حق به وضعیت مسلمانان در بدر و خیبر تشبیه شد. آنجا که ما را یادآور تسلط پیامبر بر راههای مواسلاتی و تجاری کفار و چاههای استراتژیک بدر شد و مژده ‌ی پیروزهای نزدیک بزرگ و شیرین را داد.


                                                 ما در انتظار کفار، بر سر چاه ‌های بدر نشسته‌ ایم


دفاع پیشدستانه؛ جنگ پیشدستانه

دفاع پیشدستانه از سوی مقاومت و جنگ پیشدستانه‌ ی صهیونیستی از سوی دیگر صحنه ‌ی عظیمی از ابعاد گوناگون مکان زمان و تنوع مولفه ها و تجهیزات ... درگیر بوجود می آورد که همانطور که بیان شد بررسی سناریوهای آن خارج از توان و حوصله  می باشد. اما اگر آنرا محدود به وضعیت و مطالعات موردی پیش گفته نماییم بخشی از سناریو روشن خواهد شد.

نقطه ‌ی عزیمت سناریو رفتار دشمن می باشد. اوباما با در نظر گرفتن هزینه ‌ها و ریسک ‌های درگیری سخت با ایران برای اجتناب از درگیری سخت تا جاییکه می تواند ناگزیر از انتخاب راههای اعمال قدرت نیمه سخت در چارچوب حمله ‌ی پیشدستانه با هدف تغییر نظام، تغییر رفتار انقلاب اسلامی در پرونده ‌ی هسته‌ای و موضع آن در قبال رژیم صهیونیستی و ... می باشد. گزینه ‌ها:

· مرگ تدریجی شیر ایرانی: پیش فرض این زیرسناریو این نکته می باشد که هنگامی که ما توان نزدیک شدن به دشمنی با این قدرت را نداریم باید با جلوگیری از تامین نیاز های آن به تضعیف و مرگ تدریجی آن اقدام کنیم. اعمال تحریم های همه جانبه، شدیدتر و گسترده تر همچون تحریم مالی و نفتی، به مرور حلقه و فضای حیاتی را بر انقلاب اسلامی تنگ می نماید تا در مدت معینی ادامه ‌ی پیشروی در مسیر آرمانها را برای انقلاب اسلامی غیر ممکن سازد که در صورت شکست اراده ‌ی انقلاب در پی آن گام های مذاکره و امتیازده‌ی دنبال خواهد شد. هدف غایی این استراتژی در ترکیب با استراتژی بی ثبات سازی نظام، تسلیم و اضمحلال نظام می باشد که معتقدین به مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی باید به آن توجه نموده، انتخاب بدترین زمان را برای مذاکره و امتیازگیری درک نمایند.

· عملیات اطلاعاتی، رسانه ای: این گزینه نیز به علت عدم وجود امکان انجام گزینه‌ های نظامی، با عجله و گستردگی غیر منطقی در دستورکار صهیونیسم قرار گرفت به نحوی که نتیجه ‌ی آن را می توان در گاف های اطلاعاتی پی‌درپی که توسط سرویس‌های اطلاعاتی جبهه ‌ی صهیونیستی داده می شود مشاهده نمود. البته نباید از موفقیت‌های حاصل از سرمایه گذاری گسترده در این بخش نیز غافل ماند. اما آنچه در این بخش نیز جلب نظر می کند وجود بسته ‌ی متنوع و کاملی از عملیات اطلاعاتی می باشد که شامل ترور، ایجاد شبکه عملیات نیمه سخت و نرم برای استفاده در مواقعی همچون فتنه 88، اختلال در روند پیشرفت علمی ایران، بی ثباتی در اقتصاد ملی، ... می شود که اثرگذاری آن در تکمیل با دیگر قطعات پازل به چشم خواهد آمد.

در جمع بندی حرکت استراتژیک صهیونیسم جهانی در قبال انقلاب اسلامی با توجه به شرایط موجود می توان هدف را:

بالا بردن فشار محیط داخلی و خارجی و مختل نمودن سیستم های حیاتی پیکره ‌ی انقلاب و نظام تا مرز بقاء بیان نمود. مبتنی بر مدل مدیریت بحران همانطور که در شکل زیر مشاهده می شود، آمریکا در پی بالا بردن سطح بحران از سطوح تنش به تشنج و سپس به سطح بحران در حوزه ‌های اقتصادی و سیاسی در عرصه ‌ی داخلی و خارجی می‌باشد.

اما همانطور که گفته شد برای مدیریت بحران صحنه و کنترل استراتژیک آن به شدت از ورود به حوزه‌ ای که در آن مزیت استراتژیک نداشته و می تواند برای آن منجر به فاجعه شود یعنی حوزه ‌ی نظامی پرهیز داشته و سعی می‌نماید تا زمان آماده شدن زمینه‌ ی آن، از روشن شدن چرخه ‌ی تشدید عمودی بحران به تنش و تشنج در حوزه ‌ی نظامی جلوگیری نماید. آنچه ضامن عدم واکنش سخت شیر انقلاب و عدم ورود آن به حوزه ‌ی نظامی در برابر این مرگ تدریجی و بستن راهها و منابع حیاتی آن می‌باشد عملیات روانی و تهدید های مکرر صهیونیسم جهانی به جنگ است که با طرح ریزی و سازماندهی دقیقی در حال انجام می باشد. دقیقا در این نقطه است که دلیل اظهارات کیسینجر را درباره‌ ی صدای طبل جنگ درک می کنیم. صهیونیسم به دنبال حبس شیر ایرانی-اسلامی در زندانی خیالین از تهدیدات و ترس از جنگ است. و این شیر در حالی که تمامی ابزارها را برای شکست دشمن در اختیار دارد در توهمی ساخته و پرداخته ‌ی صهیونیسم بماند و مرگ تدریجی خود را تماشا کند. کنترل استراتژیک شیر ایرانی و پیروزی بدون جنگ.

نقطه ‌ی پایان سناریو واکنش امام امت است. امام با درک حرکات دشمن با اتخاذ روندهایی چند جانبه به استراتژی دشمن حمله می کند.

انقلاب با دفاع پیشدستانه خود به تحریم نفتی پیش از موعد اروپا اقدام می کند و با بسط و گسترش کانالهای دور زدن تحریمها به رشد شتابان اقتصاد جهادی خود ادامه می دهد و با اتخاذ استراتژی تهدید در برابر تهدید در چارچوب دفاع پیشدستانه به تقابل با جنگ پیشدستانه ‌ی دشمن می پردازد و زندان از وهم ساخته‌ ی تهدیدات دشمن را از بین برده و زمینه‌ی واکنش، استفاده از برگ های برنده و مدیریت بحران بوجود آمده را فراهم می کند.

امام امت با درک این نکته که صهیونیسم جهانی در ضعیف ترین حالت خود در طی سالهای گذشته است و با توجه به ضعف آنها در ورود به درگیری نظامی علارغم تبلیغات معکوس آنها، از این فرصت بهره برده و با پیگیری تهدید در برابر تهدید به امتیازگیری از دشمن در حوزه ‌ی سیاسی و اقتصادی دست می زند تا توان ایران را در شکستن حلقه ‌ی فشارهای سیاسی-امنیتی و تحریم های اقتصادی به شکلی تصاعدی افزایش دهد. از سویی دیگر گزینه ‌های ایران این امکان را به او می دهد تا بتوان با کنترل موثر استراتژیک بر عملکرد دشمن ضمن تهدید و امتیازگیری از جنگ نیز اجتناب کند که این خود در طی سالیان پس از انقلاب، استراتژی محوری انقلاب بوده است. از جمله ‌ی این گزینه ها برای کنترل استراتژیک معکوس انقلاب بر دشمن خود:

تنظیم عرضه و تقاضای انرژی در جهان، در صورتیکه دولت یا دولی دست به تحریم نفتی ایران بزند و برای پوشش خلاء بازار به تولید مضاعف نیز موفق شوند، ممکن است ایران در شمارش 14 نفت کش عبوری از تنگه کمی اشتباه نماید البته حفظ امنیت این نفت کش ها توسط ایران خود موید این نکته خواهد بود که اشتباه تنها احتمال دارد در شمارش نفت کش‌های عبوری از تنگه در هر روز رخ دهد خود باعث اجناب از درگیری است. در قبال این اشتباه نیز هر قدرتی بخواهد خود شمارش را به عهده بگیرد باعث تسری بحران به حوزه ‌ی نظامی و تشدید عمودی آن تا سطح تشنج و بحران خواهد بود که تمامی استراتژیست ها متوجه خارج از کنترل بودن این وضعیت هستند.

بدیهی است که با توجه به مجموع ظرفیت خطوط لوله ‌ی انتقال نفت منطقه که در شکل نشان داده شده است، در صورت هرگونه اشتباه از هر قدرتی، شاید بتوان با هزینه ‌ی گزاف، نیمی از 15.5-16 میلیون بشکه نفت صادراتی از تنگه را بوسیله ‌ی تمامی خطوط لوله‌ ی فعال و غیرفعال و در حال احداث، از مناطقی غیر از تنگه حمل نمود اما آیا فکری به حال 8-10 میلیون بشکه کمبود عرضه در جهان شده است.

تمامی این موارد در حالی است که جهان تنها یک تنگه نداشته و ممکن است نا امنی در بخشی از آبهای بین المللی طبق قاعده ‌ی ظروف مرتبطه به کانال ها و تنگه ‌های دیگر جهان تسری پیدا کند.

این در حالی است که هیچ کس تضمین نمی  کند که برای تاسیسات تولید نفت، پالایش و انتقال آن در کشورهای همکاری‌کننده با تحریم مشکلی پیش نیاید.

اگر ایران اسلامی تا کنون نیز در قبال تحریم ها واکنشی از خود نشان نداده است علت آن محاسبه هزینه و فایده ‌ی آن است که تا به حال تنها به افزایش هزینه ‌ی تامین برخی از کالا ها منجر شده است و اگر نه در بحث کالاهای استراتژیک که ایران اسلامی 33 سال است در تحریم به سر می برد. در تحریم نفتی نیز خود از بخش اول تحریم یعنی تحریم اروپا استقبال می نماییم. اما خطر برای تمدن بحران‌زده ‌ی‌ غرب از آنجایی آغاز خواهد شد که در هزینه و فایده ‌ی جبهه ‌ی مقاومت عملی نمودن تهدیدات توجیه خود را پیدا کند.

بنابراین همانطور که ایران اسلامی شمارش و عبور امن نفت کش ها را برای حرکت اقتصاد جهان تضمین می­کند باید جهان نیز انتقال و معامله ‌ی امن و عادی نفت ایران را تضمین نماید.

پیام امتی که حضور میلیونی آنها در روز 22 بهمن چشم دوست یا دشمن را خیره کرد آن بود که ما پای امام خود تا آخر ایستاده‌ ایم و آقای اوباما به جای اینکه نگاه خود را بر عبور این نفت کش ها متمرکز نماید آنرا به ایران سپرده و به جای انحراف به سمت برنامه ‌ی هسته ‌ای ایران یا تهدید سربازان مشتاق شهادت امام، سعی در بهبود اقتصاد جهان غرب نماید. بلکم در آستانه ‌ی انتخابات ریاست جمهوری خود فرجی برایشان حاصل شود.


+ نوشته شـــده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعــت11:54 تــوسط خادم الشهداء * شهر رستمکلا |